فارست گامپ (Forrest Gump 1994)

کارگردان: “رابرت زمکیس” فیلمنامه از رمانی به همین نام نوشته “وینسنت گروم” اقتباس شده است.

فارست گامپ که به صورت مادرزاد دچار عقب ماندگی ذهنی و جسمی است، هنگامی که در یک ایستگاه اتوبوس درانتظار نشسته است، طی مرور خاطراتش از دوران کودکی (هامفریز) تا به امروز، قریب به نیم قرن تاریخ معاصر امریکا را دوره می کند…

فیلم فارست گامپ  (Forest Gump)، شخصیت اصلی داستانش را از میان مردم عادی و حتا فردی با ضریب هوشی پایین‌تر از متوسط انتخاب می کند، چراکه تمامی ویژگی هایی را که از او معرفی می‌کند، اهمیت‌شان در همین عادی بودن و غیراستثنایی بودن‌شان نهفته است. فارست گامپ روایتگر سادگی، موفقیت، رضایتمندی و سخت کوشی ورای هدف و انگیزه است. او فارغ از هر گونه انگیزه ی شخصی که از نظر عموم به عنوان عامل اصلی موفقیت محسوب می شود، زندگی می کند. زمانی که می خواهد بدود، می دود، زمانی که می خواهد پینگ پنگ بازی کند، پینگ پنگ بازی می کند. در حالی که برای دیگران قابل درک نیست که چگونه می توان بدون انگیزه و یا هدفی مشخص ساعت ها و روزها و ماه ها دوید….

انگیزه، موفقیت، رضایت خود و رضایت دیگری، هیچ کدام به تنهایی نمی‌تواند توصیف‌کننده‌ی فارست گامپ باشد، بلکه این ها همگی فصل مشترکی را می‌سازند که بر طبق آن‌ها تنها می‌توان گفت: «فارست گامپ مانیفستی است برای زندگی مردم عادی» و نه نخبه ها و شایستگان. مردمی که هر روز بی توجه از کنارشان عبور می کنیم.

در واقع فارست گامپ روایتگر رها شدن از بند عقاید و نظرات دیگران و زندگی کردن به خاطر ذات زندگی است. زندگی بدون کلیشه و شعارهایی که ذهنمان را قل و زنجیر کرده اند. فارست به جای این که هر روز زندگی‌نامه‌ی انسانی موفق را بخواند و بر اساس آن، آن روزش را شکل دهد، همیشه همان چیزی است که باید باشد. همیشه تلاشش را می‌کند و نمی‌ایستد و به سبب همین حرکت بزرگ، تبدیل به یکی از آن زندگی‌نامه‌ها می‌شود.

چیزی که برای ما هم صادق است. ما هم خودمان را در برابر خیل عظیم انسان‌های بزرگ، موجودات کوچکی می‌بینیم که باید با مطالعه‌ی دقیق بخش‌های زندگی آنان و وارد کردن‌شان به زندگی خودمان، به همه‌چیز برسیم. اما یادمان می‌رود که آن‌ها این‌گونه موفق نشدند. آن‌ها دقیقا همانند فارست دویدند. راهی که خواستند را انتخاب کردند و متوقف نشدند. بر اساس شرایط خودشان، مسیرشان را شکل دادند و پیش رفتند. که اگر غیر از این بود، هرگز چنین انسان‌هایی نمی‌شدند. چون که دنیا بر پایه‌ی ما می‌چرخد. بر پایه‌ی شرایطمان. بر پایه‌ی تلاش و دویدن‌هایمان و این چیزی نیست که با تقلید به دست بیاید.

منابع: کتاب روانپزشکی و سینما
وبلاگ زومجی

منتقد:
محل برگزاری:
تاریخ و زمان برگزاری:
ساعت
ظرفیت:
نفر
هزینه ثبت نام:
تومان