Skip to main content

از قیطریه تا اورنج کانتی: روایت یک مرگ از پیش تعیین شده

از قیطریه تا اورنج کانتی آخرین اثر زنده‌یاد حمیدرضا صدر، محقق و پژوهشگر سینما و فوتبال است. او زمانی که پی برد که به سرطان پیشرفته‌ای مبتلاست نوشتن این کتاب را آغاز کرد، در طی سه سال تأکید کرد که خبری از بیماری‌اش منتشر نشود. کتاب از لحظه آگاهی‌اش از سرطان آغاز شده و با بخش انتهایی کتاب که روایت دخترش غزاله از مرگ پدر است پایان می‌یابد.

از قیطریه تا اورنج کانتی روایتی عمیق و ناب از دنیای درونی فردی است که در مورد تجربه‌ها و احساساتش به شکلی اصیل و شفاف سخن می‌گوید، احساساتی مانند خشم نسبت به "کارسینومای لعنتی" که چطور در میان همه مشغله‌های زندگی‌اش او را در برگرفت، غم جدایی از عزیزانش و ترک شهری که دوستش می‌داشت، عشق نسبت به همسرش مهرزاد و دخترش غزاله، که همه با قلم هنرمندانه حمیدرضا صدر بر جان و دل مخاطب اثر می‌نشیند و او را در همه تجارب احساسی‌اش همراه می‌سازد.

حمیدرضا صدر در ابتدای کتاب می‌نویسد:

" ای داد که چه سفری پیش رو داری، پسرجان. سفری متفاوت با سفر‌های پیشین. سفری بدون سرخوشی، سفری بدون خنده. سفری بی‌بازگشت. سفری با پرسش‌هایی پیش پا افتاده: حقیقت زندگی در سلامتی است یا بیماری؟ از دست دادن مهم‌تر است یا به دست آوردن؟ امید قوی‌تر است یا نومیدی؟ فقدان چیست و وفور کدام است؟

همه چیز از سرفه‌های حین خواب شروع شد. مگر نه این که بسیاری از چیز‌های مهم حین خواب شروع شده‌اند؟ مگر نه این که رخداد‌های بزرگ معمولا از دل کوچک‌ترین وقایع برآمده‌اند؟ مگر نه این که پیشامد‌های بد بی‌خبر در خانه را کوبیده‌اند؟

پیشامد‌ها شبیه بادند، آمدن‌شان را نمی‌بینید. موی‌تان ناگهان تکان می‌خورد و خزیدن باد را بر چشم‌ها و صورت‌تان احساس می‌کنید. آمدن بیماری را نمی‌بینید و متوجه نمی‌شوید که چگونه سرما خورده‌اید. نمی‌فهمید که یک ویروس چگونه نشانه‌تان گرفته. خبر ندارید که یک تومور کوچک از سال‌ها پیش سرخوشانه در بدن‌تان پرسه‌زده و همین روزهاست که خدمت‌تان برسد.

این هم برای تو آغاز یک پایان است. آغاز جنگی با احساس پرتاب شدن از بلندی. مثل سقوط از پرتگاه با حرکت آهسته. عجولانه به خودت نهیب‌زده‌ای. نمی‌خواهی این سقوط را کند کنی. نه، نمی‌خواهی. سقوط از پرتگاه با حرکت تند به مراتب تحمل پذیرتر از سقوط با حرکت آهسته است. حرکت آهسته یعنی طولانی‌تر شدن دوران درد کشیدن، و درد به راستی نفرت‌انگیز است."

تربیت کودک برای مغزی یکپارچه

سیگل و برایسن این کتاب را برای تمامی کسانی نوشته‌اند که با کودکان سر و کار دارند؛ به عبارتی برای تک تک ما.
برای ما که در مواجهه با ترس‌ها، پرخاشگری‌ها، آشفتگی‌ها و رفتا‌رهای آزاردهنده دیگر کودکانمان گاهی دچار سردرگمی می‌شویم و نمی‌دانیم چه کار کنیم. این کتاب راهنمای ساده‌ای برای درک رفتارها شناخت دنیای درونی کودکان براساس شناخت مبانی مغزی آنها است.

کتاب با زبانی بسیار ساده، ما را به شناخت نیمه چپ و راست مغز و کارکردهای هر بخش دعوت می‌کند تا به واسطه‌ی این شناخت در مواجهه با رفتارهای تازه و ناشناخته کودکمان سردرگم نشویم. بد نیست بدانید یکپارچگی مغز چیست و چرا مهم است؟ بیشتر ما به این واقعیت نمی‌اندیشیم که مغز ما دارای بخش های بسیار گوناگونی با وظیفه‌ای خاص برای خود است. برای مثال، سمت چپ مغز به شما کمک می کند تا تفکر منطقی داشته باشید و افکار را به شکل جمله ها، سازماندهی کنید، و بخش راست مغزتان به شما کمک می‌کند عواطف و احساسات را تجربه کنید و نشانه های غیر کلامی را درک وتعبیر کنید.

در این کتاب قرار نیست در مقابل تمامی ناکامی‌ها و ناامنی‌های کودکانمان قد علم کنیم، و یا با فرار‌کردن از این لحظه‌ها انکارشان کنیم؛ قرار‌است در دل یک رابطه‌ی واقعی، هیجانات، افکار، نیازها و تصورات کودکانمان را بشناسیم و به آنها در شناخت دنیای درونی شان کمک کنیم.

 

 

دنیل جی سیگل، تیناپین برایسن / ترجمه شادی جهرانی

معرفی کتاب برای کودکان (موضوع : مهاجرت)

 کتاب: چمدان

نویسنده: کریس نیلر بالستور

انتشارات مهرسا

گروه سنی الف (۵ تا ۷ سال)

  

” یک روز یک موجود عجیبی از راه رسید.

او خاکی، کثیف، خسته و ناراحت بود و به نظر می‌رسید ترسیده باشد.

او یک چمدان بزرگ را به دنبال خودش می‌کشید…“

 

کتاب «چمدان» قصه‌ موجود غریبه‌ و عجیبی است که ناگهان از راه رسیده، آن هم با یک چمدان بزرگ. اهالی که تا حالا او را ندیده‌اند سؤالات زیادی دارند. مثلا او کیست و از کجا آمده؟ و چرا چمدان به این بزرگی را با خودش حمل می‌کند؟

این کتاب، داستانی تأثیرگذار درباره‌ مهاجرت، اعتماد، آغازی دوباره و داشتن نگاه متفاوت به انسان‌هایی‌ست که قدم به سرزمین تازه‌ای می‌گذارند. کتاب با زبانی ساده و تصاویری گویا، به روایت داستانی درمورد همدلی و مهربانی می‌پردازد. 

 

 

کتاب: پناهندگان و مهاجران (مجموعه‌ کودکان در دنیای ما)

نویسنده: لوییس اسپیلزبری

انتشارات فاطمی

گروه سنی ج ( ۹ تا ۱۲ سال) 

  

” گاهی وقت‌ها فهمیدن کلمه‌هایی که در خبرها می‌شنویم، برایمان سخت است. گاهی هم نمی‌دانیم چه تاثیری روی ما می‌گذارند.

گاهی آدم‌ها وطنشان را به خاطر جنگ، حادثه‌های طبیعی و تروریسم ترک می‌کنند. چون ماندن در آنجا خطرناک است. به این افراد، «پناهنده» می‌گویند. بعضی‌ها هم دنبال زندگی شادتر و سالمتر هستند، یا به خاطر نداشتن پول و نیاز به شغل، وطنشان را ترک می‌کنند. افرادی که دست به چنین انتخابی می‌زنند، «مهاجر» نامیده می‌شوند.“

  

در جهانی که بسیاری از کودکان خواه‌ناخواه در معرض مسائل و اخبار مربوط به مهاجرت، جنگ و درگیری‌ها قرار می‌گیرند، این اخبار می‌توانند اضطراب‌آور باشد. مجموعه کتاب «کودکان در دنیای ما» سعی می‌کند با زبانی ساده، این موضوعات را برای کودکان دبستانی توضیح دهد. این کتاب‌ها با فهرست موضوعات آغاز می‌شوند و پس از تعریف و شرح موضوع، در آخر به راه‌های روبرو شدن با آن مسائل و نقشی که کودکان می‌توانند ایفا کنند، اشاره می‌کنند.

معرفی کتاب: The body keeps the score

"بدن به یاد می‌سپارد" عنوان زیبا و گویای کتابی است که در سال 2014 توسط یک روانپزشک هلندی متخصص تروما به نام "دکتر بسل ون‌در‌کولک" نوشته شد.

این پژوهشگر پیشگام، یکی از برجسته‌ترین متخصصان جهان در زمینه اختلال استرس پس از سانحه است و الگویی نو برای بهبود این اختلال ارائه می‌دهد.

ون‌در‌کولک بر ایده‌ای تأکید می‌کند که شاید روانشناسان و روانپزشکان به آن توجه زیادی نشان نداده‌اند. او تأکید می‌کند که افرادی که با تروماهای هیجانی روبرو شده‌اند، این حوادث را تنها در ذهن ندارند بلکه این نشانه‌ها همواره جایی در بدن آنها جای گرفته‌اند: در نحوه نشستن و نفس کشیدنشان، در نحوه نگه داشتن شانه‌ها، در الگوی خواب، ورزش کردنشان و غیره.

توجه به بدن و جدی گرفتن آن،  مسیر را برای تشخیص و درمان اختلالات هیجانی هموار می‌کند. در این کتاب به درمانگران توصیه می‌شود که به جای اینکه یک فرد را ذهنی جدا از بدن ببینند، بدن را به عنوان صفحه‌ای ببینند که تجارب هیجانی روی آن نقش بسته است و نشان می‌دهد که فرد چه هیجان‌هایی را از سر گذرانده است – صفحه‌ای که باید دیده و خوانده شود و مانند هر موضوع ذهنی به آن بها داده شود.

به طور مثال در خلال این کتاب اشاره شده که کسانی که زمانی توسط مراقبین خود مورد غفلت واقع شده‌اند تقریباً به معنای واقعی کلمه از بدن‌های خود جدا شده‌اند. آنها "مالک" بدن خود هستند، اما به واقع در آن "زندگی" نمی‌کنند. اگر کسی شانه‌های آنها را لمس کند یا نوازششان کند  احساس نامطلوبی می‌کنند. آنها ممکن است تصور کنند که بدن آنها "چندش‌آور" است چون زمانی به چشم کسانی که از آنها مراقبت می‌کردند این‌گونه به نظر می‌رسید.

 

معرفی کتاب: پیوند دوباره با جوهره خویشتن

معرفی کتاب

عنوان کتاب: پیوند دوباره با جوهره خویشتن

نویسنده : کریستین نایب

 

بسیاری از مردم در زندگی احساس شادی یا رضایت نمی‌کنند. آنها با اضطراب، افسردگی، فشار روانی، درد جسمانی، انرژی کم، ملال، نگرانی بی‌پایان، بی‌انگیزگی و مشکلات رابطه‌ای دست و پنجه نرم می‌کنند.

کریستین نایب، روانشناس بالینی و نویسنده این کتاب، با ترکیب پژوهش‌های علوم عصب‌شناختی مدرن، تکنیک‌های روان‌درمانی و تحقیقات حوزه هشیاری نشان می‌دهد که چگونه مغز ما به طور خودکار احساسات را به وسیله اضطراب سرکوب می‌کند و مکانیزم اضطراب علت اصلی علائم روانشناختی ماست.

تأثیر شگرفی که این مکانیزم خودکار تبدیل احساس به اضطراب بر شادی و بهزیستی ما، نحوه غلبه بر آن و التیام بخشیدن علائم ما و بازیابی اعتماد به نفس و انرژی می‌گذارد، در این کتاب به تفصیل بیان شده است.

با استفاده از مفاهیم، مثال‌ها، ابزار و تکنیک‌های قابل‌فهم می‌توانید بفهمید که مغز چگونه کار می‌کند، اضطراب چگونه ایجاد می‌شود و برای غلبه بر آن و تحقق نیروهای بالقوه وجودتان، چه کارهایی می‌توانید انجام دهید.

 

در متن کتاب آمده:

 

"مکانیسم خودکاری درون مغزهایمان وجود دارد که اجازه حس کردن احساسات را به ما نمی دهد، در عوض هنگامی که احساسی به وجود می‌آید، اضطراب را به شکل تنش، ناآرامی، استرس، دل‌آشوب، درد، گیجی، یا دیگر نشانه‌ها احساس می‌کنیم؛ مکانیسم اضطراب ناهشیار، کاری را انجام می‌دهد که بیشتر مردم از آن بی‌خبر هستند: در عرض 12‌میلی‌ثانیه، احساسی را به اضطراب تبدیل می‌کند."

 

معرفی کتاب: تازه منتشر شده درمان مبتنی بر ذهنی سازی برای کودکان

عنوان کتاب: درمان مبتنی بر ذهنی‌‌سازی برای کودکان رویکردی کوتاه‏‌مدت

نویسنده: نیک میجلی، کارین انسینک، کارین لیندکویست، نورکا مالبرگ، نیکول مولر

مترجم: پریسا سادات سید موسوی، فاطمه رئیسی، فاطمه ابراهیمی ناشر: انتشارات ارجمند

درمان مبتنی بر ذهن‌سازی (MBT) موجب ارتقاء توانایی مراجعان در تفسیر معنای رفتار دیگران با توجه به حالات روانی زیربنایی و نیت آنها، و همچنین افزایش ظرفیت مراجعان در درک تأثیر رفتارهای خود بر دیگران می‌شود. این کتاب، نخستین کتاب جامع بالینی راهنمای روان‌درمانی بر مبنای رویکرد ذهن‌سازی برای کودکان 5 تا 12 ساله می‌باشد که دارای مشکلات رفتاری یا هیجانی شامل اضطراب، افسردگی یا مشکلات ارتباطی هستند. این کتاب با معرفی مفهوم ذهن‌سازی و اهمیت آن، تحول این ظرفیت در کودکی آغاز شده و سپس در فصل‌های بعدی فرایند اجرای درمان فشرده مبتنی بر ذهن‌سازی برای کودکان شامل فرایند ارزیابی، فرمول‌بندی بر‌مبنای روش‌های ذهن‌سازی، موضع درمانگر و روند درمان و خاتمه آن توضیح داده شده است. این رویکرد برگرفته از اصول روانکاوی کلاسیک می‌باشد اما این اصول با یافته‌های نظریة دلبستگی و مطالعات تجربی ذهن‌سازی یکپارچه شده است. برای درک بهتر مفاهیم و روش‌ها، مثال‌های کاربردی ارائه شده و در انتها شرح کاملی از روند کار با یک کودک توضیح داده شده است. این کتاب توسط پیشگامان و متخصصان حیطة درمان ذهن‌سازی برای کودک نگاشته شده است.


لینک خرید این کتاب

معرفی کتاب: چگونه رواندرمانگر انتخاب کنیم

روان‌درمانی هم‌اکنون دیگر خدمتی لوکس نیست، خیلی از ما فضای اتاق درمان را تجربه کرده‌ایم و خیلی دیگر در جستجوی روان‌درمانگری مناسب برای پیمودن این راه هستیم و شاید هم نسبت به شروع این مسیر مردد هستیم. بعضی از تأثیر شگرف آن بر زندگی و رهایی از الگوهای آسیب‌زایشان می‌گویند و روان‌درمانگرشان را فردی حاذق برای پیمودن این مسیر مشترک و گاه پرپیچ و خم می‌دانند. و اما شاید برای برخی این طور نباشد.

نویل سیمینگتن این کتاب را برای مراجعین روان‌درمانی نوشته شده با این حال مطالعه آن حتی برای درمانگران نیز مفید است. کتاب توضیحاتی در رابطه با روان‌درمانی اعم از هدف و شیوه کار آن بیان می‌کند و در ادامه به خصوصیات یک درمان و یک روان‌درمانگر خوب نیز اشاره می‌کند.

مترجم در بخش یادداشت اشاره می‌کند: "به نظر من مخاطب کتاب حاضر هم رواندرمانگرانند و هم مراجعان آنها و چه بسا بیشتر گروه دوم. این کتاب که به قلم نویل سیمینگتُن، روانکاو برجسته انگلیسی ساکن استرالیا نوشته شده، حاوی نکاتی عمیق و دقیق درباره چیستی و چگونگی رواندرمانی است که با نهایت استادی و به زبانی ساده و همه فهم نوشته و با مثالهایی شیوا همراه شده است.  به تجربه می‌دانم که فرایند رواندرمانی، فرایندی بی‌نهایت پیچیده است و هربار و با هر مراجع، رنگ و بویی ویژه پیدا می‌کند و سفری نو آغاز می‌شود که در عین شباهت، تمایزهای جدی و اجتناب‌ناپذیر خود را دارد و می‌بایست ویژگیهای منحصر به فرد مراجع و درمانگر را درنظر  داشته باشد و از این‌رو، به گمانم نمی‌توان نسخه‌ای حاضر و آماده برایش تجویز کرد. با این‌حال می‌دانم که رواندرمانی معیارهایی حداقلی دارد که این فرایند پیچیده را از نمونه‌های مجعول آن متمایز می‌کند".

معرفی کتاب: رابطه واقعی در روان‌درمانی (مبنای پنهان تغییر)

مفهوم رابطه واقعی یا شخصی میان مراجع و درمانگر از آغاز روان‌درمانی به عنوان یک حرفه وجود داشته است. با این حال، رابطه واقعی، به همراه دو مؤلفه‌ آن یعنی اصالت (تمایل به اجتناب از هرگونه فریب، از جمله خودفریبی) و واقع گرایی (درک یا تجربه دیگری به گونه‌ای که مطابق واقعیت اوست) اغلب به اشتباه درک شده یا نادیده گرفته شده است. پژوهش‌های روان‌درمانی به‌جای تمرکز بر این مفهوم، به‌طور عمده بر مفاهیم اتحاد کاری، انتقال و انتقال متقابل متمرکزند.

چارلز گلسو در این کتاب، ارتباط رابطه واقعی با نتایج درمانی را به بحث گذاشته است. او به طرز ماهرانه‌ای رشد این مفهوم را از ریشه‌های آن در اندیشه‌های روانکاوی ردیابی می‌کند و کاربرد کنونی آن را در بسیاری از رویکردهای مدرن درمانی نشان می‌دهد و آن را با نمونه‌های متنوع برآمده از پژوهش‌ها و تجارب بالینی مورد بررسی قرار می‌دهد.

قسمتی از کتاب:

وقتی برای اولین‌بار چند دهۀ پیش نوشتن دربارۀ رابطۀ درمانی را شروع کردم، مفهوم رابطۀ واقعی برایم گیج‌کننده بود. نمی‌دانستم که چگونه این مفهوم ریشۀ عوامل رابطه‌ای در روان‌درمانی، به‌خصوص پدیدۀ انتقال و اتحاد است. آیا این مفهوم صرفاً نقطۀ مقابل پدیدۀ انتقال است؟ آیا با مفهوم اتحاد کاری تفاوتی دارد؟ این ارتباط معمولاً در مرکز توجه قرار نمی‌گیرد، اما جنبه اساسی ارتباط میان درمانگر و بیمار را شامل می‌شود.

رابطۀ درمانی همیشه رابطه‌ای دو طرفه است و جنبۀ رابطۀ واقعی آن نیز همینطور است؛ بنابراین بیمار و همچنین درمانگر، هر دو در شکل‌گیری رابطۀ واقعی و آن بخشی که مربوط به درک واقع‌گرایانه می‌شود، نقش دارند.

البته با وجود این همکاری مشترک، درمانگر و بیمار به‌طور کلی و در خصوص درک واقع‌گرایانه نقش‌های کاملاً متفاوتی دارند. یک بخش اساسی از نقش یا وظیفۀ درمانگر این است که بیمار را همانطور که هست، درک کند.

معرفی کتاب: گریز از آزادی

عنوان کتاب: گریز از آزادی
نویسنده: اریک فروم
مترجم: عزت الله فولادوند
انتشارات مروارید
گردآورنده: مهدی سیفی

کتاب گریز از آزادی دادخواستی است که عناصر مخالف با رشد و پرورش انسان و انسانیت را به پای محاکمه می‌کشد و از آنجا که نخستین شرط اعتلای آدمی، کوشش اصلی آن برای رسوا کردن دشمنان آزادی است. فروم در این کتاب سعی دارد بر پایه روابط، عوامل روانی و اجتماعی آزادی را تعریف و کیفیات آن را مشخص و موانع آن را ذکر کند.
از نظر فروم، آزادی جزئی از مسئله‌ی کلی روابط شخص با دیگران و اجتماع است. وقتی به مرحله‌ای از عمر رسیدیم که علایق نخستین میان کودک و والدین کم‌کم می‌گسلد و سیر تعیین و تشخص شروع می‌شود و باید رفته‌رفته در برابر جهان و حوادث تنها بایستیم دو راه پیش پا داریم:

یا اینکه برای اجتناب از تنهایی و ناتوانی به دیگران تسلیم شویم و زمام اختیار در کف آنان بگذاریم تا هم از مسئولیت تصمیم برهیم و هم احساس ایمنی کنیم یا با عشق و کار خلاق و خودانگیخته با جهان و جهانیان مرتبط شویم و بر موجودیت آنان به دیده‌ی احترام بنگریم؛ ولی فردیت خویش را نیز از دست ننهیم. بیماری انسان عصر ما به تشخیص فروم ناشی از انتخاب راه اول است. قدرت‌هایی که به خاطر رفع ناتوانی و ناایمنی بدان‌ها پناه می‌بریم یا از آن افراد یا متعلق به مؤسسات و نهادهای جامعه است؛ ولی به‌هرحال اگر ماهیتشان چنان باشد که میان آن‌ها و هدف رشد و پرورش فردی انطباق به وجود نیاید، معنای این تسلیم جز گریز از آزادی و آلت قرار گفتن و تنهایی و ناتوانی بیشتر چیزی نخواهد بود. فروم به حالتی که پس از گسستن علایق اولیه به وجود می‌آید و موجد احساسات تنهایی و ناتوانی است، «آزادی منفی» نام می‌دهد و در آن به چشم برزخی می‌نگرد که به‌هرحال باید از آن رخت کشید و یا به «آزادی مثبت» رسید و نیرومند و مستقل با مردم و طبیعت ارتباط یافت و یا سر به درگاه صاحبان قدرت نهاد و ضعف و ناایمنی را به دست فراموشی موقت سپرد.

عیب کار آن است که قدرت‌ها همیشه نیز حالت خصمانه ندارند. بسا برافتادن صورت‌های واضح قدرت از قبیل حکومت‌های استبدادی و سلطه‌ی بی‌چون‌وچرای مذاهب، مردم بدین پندار دل‌خوش شدند که دیگر آزادند و آنچه می‌خواهند می‌اندیشند و می‌گویند و می‌کنند؛ ولی عجز از دست یافتن به آزادی مثبت و نیاز نهفته برای تسلیم، جبارانی دیگر به وجود آورد و به نام وجدان اخلاقی و آرمان و وظیفه بر آدمی گمارد. این وضع فرموده جلال‌الدین را در خاطر زنده می‌کند که:

ای شهان کشتیم ما خصم برون، ماند خصمی زان بتر اندر درون

چونکه وارستم ز پیکار برون، بازگشتم سوی پیکار درون

معرفی کتاب: مجموعه نامرئی (۴۵ داستان کوتاه از ۲۶ نویسنده آلمانی)

علی اصغر حداد که باید او را از بزرگترین مترجمان از زبان آلمانی دانست، مترجمی مسلط به واژگان، ادبیات و صاحب سبکی‌ست که چندین ترجمه‌یِ وی از آثارِ نویسندگانِ شهیرِ آلمانی زبان به چاپ رسیده است. بودنبروک‌ها، مرده‌ها جوان می‌مانند و مجموعه داستان‌هایِ کوتاهِ کافکا از این دست هستند. سبکِ ترجمه "حداد"، ارزنده، دست اول و البته امانتدارانه است که شیرینی درعینِ سخت‌خوانیِ اثرِ حاضر هم-در برخی موارد-، شاهدی‌ست بر این مُدعا.
داستان "باربو سخن می‌گوید" اثر مانفرد بیلر، که بینِ صفحاتِ ۴۲۹ تا ۴۳۱ کتاب روایت می‌شود، داستانی‌ست که با داستانِ "ایرانِ۹۹"ما، نسبتی بَس قریب و مُتجانس دارد. لذت خواندنِ این داستان، ارزانیِ آن‌ها که مجال خواندنش را خواهند یافت.
شایان ذکر است، علی اصغر حداد، در یک خوش سلیقگیِ تحسین برانگیز، نام کتاب را از عنوانِ با مُسمایِ داستانی از "تسوایگ" -مجموعه نامرئی- به امانت گرفته که انصافاََ شاه داستانِ این ۵۰۰ صفحه است. و چه انتخابِ به جایی!

معرفی کتاب مجموعه نامرئی

کتاب مجموعه نامرئی مجموعه ۴۵ داستان کوتاه از ۲۶ نویسنده آلمانی زبان است که با ترجمه علی اصغر حداد در یک مجموعه گردآوری شده‌اند. در این کتاب داستان‌هایی از  فریدریش دورنمات، راینر ماریا ریلکه، اشتفان تسوایگ، روبرت موزیل، گونتر گراس، ماکس فریش، توماس مان، پتر هاندکه و... می‌خوانید. 

درباره کتاب مجموعه نامرئی

مجموعه‌ نامرئی ۴۵ داستان کوتاه از ۲۶ نویسنده‌ آلمانی‌زبان است. علی اصغر حداد، از بین آثار نویسندگان مختلف آلمانی، گزیده‌ای را گردآوری کرده است. 

این کتاب سه بخش دارد: بخش اول آثار نویسندگان اتریش را دارد و بخش دوم از آثار نویسندگان آلمان فدرال و دمکراتیک و بخش سوم دربردارند آثار نویسندگان سوئیس است. مترجم قبل از هر داستان، درباره نویسنده توضیحات و شرح حال مختصری نوشته است. 

در مجموعه‌ نامرئی داستان‌هایی از آرتور شنیتسلر، راینر ماریا ریلکه، روبرت موزیل، اشتفان تسوایگ، اینگه‌بورگ باخمن، تومای برنهارت، پتر هانتکه، یوهان پتر هبل، هاینریش مان، توماس مان، هرمان هسه، لئون فویشتوانگر، برتولت برشت، آنا زگرس، اروین اشتریتماتر، اشتفان هایم، هاینریش بل، ولف‌دیتریش اشنوره، ولفگانگ بورشرت، زیگفرید لنتس، گونتر گراس، مانفرد بیلر، یورک بکر، ماکس فریش، فریدریش دورنمات، کورت مارتی را می‌خوانید.

کتاب مجموعه نامرئی را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم 

اگر از طرف‌داران داستان کوتاه هستید و به ادبیات آلمانی علاقه دارید، کتاب مجموعه نامرئی یک انتخاب عالی برای شما است. 

درباره علی اصغر حداد 

علی ‌اصغر حداد ۲۴ اسفند ۱۳۲۹ در محله راه کوشک قزوین متولد شد. او، مترجم با سابقه ایرانی است که به دلیل ترجمه داستان‌های آلمانی و آلمانی زبان شناخته می‌شود. او در دانشگاه برلین غربی تحصیل کرده است و بعد از برگشتن به ایران به کار تدریس زبان آلمانی و ترجمه متون ادبی مشغول شده است. 

بخشی از کتاب مجموعه نامرئی

از فرط درماندگی به فکر افتادم نگاهی به دفترهای قدیمی بیندازم تا شاید بتوانم سراغ تعدادی از مشتری‌های قدیمی را بگیرم و با خواهش و تمنا یکی‌دو جفت عتیقه از آن‌ها بخرم. چنین فهرست قدیمی‌ای برای خودش یک گورستان است، آن‌هم در این دوره و زمانه. خلاصه این‌که از بازبینی فهرست‌ها چیز چندانی عایدم نشد. اغلب خریداران قدیمی ما از سرِ نداری ملک خود را به دیگری واگذار کرده یا آن‌که از دنیا رفته بودند. از جانب معدود کسانی هم که هنوز از پا درنیامده بودند نمی‌شد امیدی داشت. ولی ناگهان چشمم به دسته‌ای نامه افتاد که به نظر می‌رسید نویسنده آن‌ها یکی از قدیمی‌ترین مشتری‌هایمان است. آن شخص فقط به این دلیل از یاد من رفته بود که از سال ۱۹۱۴، یعنی آغاز جنگ جهانی، دیگر با ما مکاتبه نکرده و به ما سفارش نداده بود. مغازه ما بدون اغراق با این مشتری نزدیک به شصت سال مکاتبه داشت. او از پدر و پدربزرگ من خرید کرده بود. ولی به یاد نداشتم در طول سی و هفت سال مدیریت من حتی یک‌بار هم به مغازه ما آمده باشد.

همه چیز خبر از آن می‌داد که او پیرمردی غیرعادی است. او می‌توانست یکی از آن آلمانی‌هایی باشد که همچون نمونه‌ای کمیاب از دوستداران منسل یا اشپیتسوگِ نقاش در گوشه وکنار شهرهای کوچک در عین بی‌نام ونشانی به حیات خود ادامه می‌دهند. نامه‌هایش همه به خط خوش نوشته شده بودند، یکی پاکیزه‌تر از دیگری. زیرِ ارقام با خط‌کش و جوهر قرمز خط کشیده بود، و برای پرهیز از هرگونه خطا، هر رقم را دوبار قید کرده بود. این مشخصات و این‌که تمامی نامه‌ها را روی کاغذ باطله نوشته و از پاکت‌های دست دوم استفاده کرده بود، نشان می‌داد که او به گونه‌ای اصلاح‌ناپذیر صرفه‌جو و حتی خسیس است. هریک از این نامه‌های عجیب را با ذکر نام و عنوان پرطول وتفصیل خود «کارمند بازنشسته اقتصاد و جنگلداری، سروان بازنشسته، دارنده نشان صلیب آهنین درجه یک» امضا کرده بود. بنابراین، این سرباز پیرِ سال‌های هفتاد در صورت زنده‌بودن باید سنی حدود هشتاد سال می‌داشت. 

ولی پیدا بود که این پیرمرد غیرعادی و به‌شدت صرفه‌جو در مقام دارنده مجموعه‌ای نفیس از باسمه‌های قدیمی، از هوشمندی‌ای خاص، شناختی درخشان، و سلیقه‌ای عالی برخوردار است. در همان حال که آرام‌آرام سفارشات تقریبآ شصت‌ساله او را که اولین آن‌ها به سکه‌های نقره‌ای محاسبه شده بود فهرست می‌کردم، متوجه شدم که این مرد شهرستانی در روزگاری که می‌شد شصت عدد از زیباترین باسمه‌های چوبی آلمان را به قیمت یک تالر خرید، به دور از هیاهو، برای خود مجموعه‌ای از باسمه‌های مسی گرد آورده است که از هیچ لحاظ کم‌تر از مجموعه‌های جنجالی نوکیسه‌های امروزی نیست. به‌واقع آن‌چه او در طول نیم قرن فقط از مغازه ما به قیمتی بسیار نازل خریده بود، امروز ارزشی باورنکردنی داشت. به‌علاوه می‌شد حدس زد که او از حراجی‌ها و فروشندگان دیگر هم آثار پرارزشی خریده است. البته از سال ۱۹۱۴ دیگر از او سفارشی به دست ما نرسیده بود. ولی از آن‌جا که به‌خوبی از معاملات آثار هنری اطلاع داشتم و بعید بود حراج یا فروش کلی چنین مجموعه‌ای از چشم من پنهان مانده باشد، نتیجه گرفتم که از دو حال خارج نیست: یا این مرد عجیب هنوز در قید حیات است، یا آن‌که مجموعه او به دست وارثانش افتاده است.

حس کنجکاوی‌ام برانگیخته شد، و بلافاصله روز بعد، یعنی همین دیروز، بدون فوت وقت و با عجله عازم یکی از شهرستان‌های کوچک ایالت ساکسن شدم. در محل، وقتی از ایستگاه کوچک راه‌آهن بیرون آمدم و قدم‌زنان وارد خیابان اصلی شدم، به نظرم رسید که غیرممکن است در میان این خانه‌های معمولی و پرزرق وبرق، درون یکی از این آپارتمان‌ها با آن‌همه خرت وپرت خرده‌بورژوایی، کسی زندگی کند که عالی‌ترین باسمه‌های رمبراند، کارهای سیاه‌قلم دورر و مانتِنیا را به طور کامل و بی‌هیچ کم و کاستی در اختیار داشته باشد. ولی وقتی در پُستخانه پرس‌وجو کردم که آیا کارمند اقتصاد و جنگلداری‌ای به این نام و نشان در آن شهر زندگی می‌کند، با کمال تعجب جواب شنیدم که پیرمرد هنوز زنده است. سپس پیش‌ازظهر با تپش قلبی نسبتآ شدید راهی خانه‌اش شدم.

پیداکردن آپارتمان او زحمتی نداشت. او در طبقه دوم یکی از آن خانه‌های جمع وجوری زندگی می‌کرد که احتمالا معماری بسازوبفروش در سال‌های شصت باعجله سرهم‌بندی کرده بود. در طبقه اول خانه آرایشگری درستکار و خوشنام زندگی می‌کرد. در طبقه دوم، دست چپ، نام کارمندی از کارمندان پست روی در برق می‌زد، و سرانجام دست راست، روی پلاکی از جنس بلور، چشمم به نام کارمند اقتصاد و جنگلداری افتاد. با تردید زنگ زدم، و بلافاصله زنی پیر و سفیدمو با کلاهی سیاه و پاکیزه بر سر، در را باز کرد. کارت خود را به دستش دادم و پرسیدم آیا می‌توانم آقای کارمند جنگلداری را ببینم. شگفت‌زده و با کمی بدبینی نخست به من و سپس به کارت نگاهی انداخت. به نظر می‌رسید که در این شهرستان دورافتاده و در این خانه قدیمی آمدن مهمانی از راه دور امری خارق‌العاده محسوب می‌شد. با این‌همه، دوستانه خواهش کرد لحظه‌ای منتظر شوم و خود با کارت به درون رفت. شنیدم که پچ‌پچ‌کنان چیزی می‌گوید و بعد ناگهان صدای مردانه‌ای بلند و پرطنین به گوش رسید: «چی؟ آقای ر... از برلین... بگو بیایند... بگو بیایند... چه خوب!»

پیرزن با گام‌های کوتاه دوباره به کنار در آمد و مرا به اتاق مهمانی هدایت کرد.

معرفی کتاب: موانع دلبستگی و صمیمیت

عنوان کتاب: موانع دلبستگی و صمیمیت
نویسنده: لیندا کاندی
ترجمه: مهسا میشن چی، سعید قنبری
انتشارات پندار تابان

این کتاب روایت دنیاهای خاموش مراجعانی است که به دلیل نادیده گرفتن شدن و غفلتهای اولیه در زندگی شان، جایی در ذهن دیگران نداشته و پیش از آن که دیده شوند بزرگسال شده اند. مراجعانی که بواسطه دفاع های اجتنابی از خود مراقبت کرده و تداوم یک رابطه را در فاصله گرفتن از آن تجربه کرده اند و خود را قانع ساخته اند که روابط چندان هم مهم نیستند. به درمان مراجعه می‌کنند اما طوری رفتار می‌کنند که گویی نه به ما و نه به هیچ‌کس دیگری نیازی ندارند، رفته‌رفته باعث می‌شوند ما هم به عنوان درمانگر احساس ناکارآمدی بکنیم، خسته و کسل شویم و آنها را از ذهن‌هایمان دور کنیم. و این چنین است که غفلت اولیه نگاره‌های دلبستگی‌ بار دیگر در زندگیشان طنین‌انداز می‌شود، نیاز دلبستگی که پشت سنگری از دفاع‌ها پنهان شده بود باز هم با ناامیدی خود را در پیله‌ای از بی‌تفاوتی می‌پوشاند. اما نویسندگان این کتاب روزنه امیدی در درمان مراجعان اجتنابی گشوده‌اند، آنها تلاش کرده‌اند به ما نشان دهند که چطور می‌توان این تجارب ناخوشایند در درمان را تاب آورد، چطور می‌توان تحت‌تأثیر فضای بی‌تفاوتی و کرختی قرار نگرفت و چطور می‌توان کودک کنارگذاشته دیروز را با پیوندی اصیل و انسانی به تجارب عمیق احساسی و خلق روایتی آکنده از هیجانات سوق داد.