Skip to main content

آیا گذشته همیشه شادتر بوده است؟

گاهی فکر می‌کنیم که همه چیز در گذشته بهتر و راحت‌تر بود، این یکی از بازی‌هایی است که ذهن با ما می‌کند به خصوص وقتی که احساس آسیب‌پذیری یا آشفتگی کنیم.

با این حال به ندرت اتفاق می‌افتد که در گذشته اوضاع واقعاً آنطور که ما فکر می‌کنیم بهتر بوده باشد. روانشناسان این الگوی نادرست فکری را یک سوگیری شناختی می‌دانند. این سوگیری به این دلیل اتفاق می‌افتد که وقتی به گذشته فکر می‌کنیم در مورد افراد، مکان‌ها و رویدادها به صورت انتزاعی فکر می‌کنیم و وقتی تفکرمان انتزاعی باشد بیشتر تمایل داریم که روی کلیات مثبت بیش ‌از جنبه‌ها و جزئیات ناخوشایند تمرکز کنیم.

به طور مثال، به تعطیلاتی که 5-6 سال پیش با خانواده گذراندید فکر کنید؛ معمولا بیشتر تمایل دارید که در مورد مکالمه‌های لذت‌بخش،‌ غذاهای خوبی که خوردید و عکس‌های جالبی که از خانواده گرفتید به خود یادآوری کنید. احتمالا به خاطر ندارید که کاناپه‌ای که پنج شب متوالی روی آن خوابیدید تا چه اندازه ناراحت بود، اینکه در کل سفر سرما خورده بودید و چطور برنامه سفرتان تحت تأثیر آب و هوای بد قرار گرفت و لازم به ذکر نیست که بودن در کنار کل خانواده و فامیل برای یک هفته تمام، گاه تا چه اندازه می‌تواند استرس‌آور باشد.

به عبارت دیگر جزئیات منفی در مورد وقایع گذشته با گذشت زمان از حافظه ما کمرنگ‌تر می‌شود در حالیکه جنبه‌های مثبت تجربه هم‌چنان باقی می‌ماند. البته این اتفاق خوبی است که می‌افتد چون ذهن ما را در چارچوب مثبتی در لحظه حال نگه می‌دارد و اگر ذهن ما این طور کار نمی‌کرد احتمالاً به تعطیلات مشابهی در سال آینده نمی‌رفتیم و فعالیت‌های مشابه دیگری که برای بهزیستی روانشناختی ما مهم هستند را انجام نمی‌دادیم.

افرادی که بیش از تجربیات مثبت، تمایل به یادآوری تجربیات منفی دارند احتمالاً به اختلالات خلقی بیشتری مانند افسردگی مبتلا می‌شوند، با اینکه این سازوکار یک سوگیری شناختی است با این حال مانند بسیاری از سوگیری‌های شناختی دیگر اهداف مهمی دارد. با این وجود می‌تواند پیامدهای منفی هم با خود به همراه داشته باشد،‌ برای مثال این می‌تواند یکی از دلایلی باشد که ما در روابط مشکل‌ساز باقی می‌مانیم، هرچقدر زمان بیشتری از تجارب ما و تأثیرات برگرفته از یک رابطه غیرحمایت‌گرایانه و آسیب‌زا گذشته باشد بیشتر احتمال دارد که اجازه دهیم خاطرات خوب جای خاطرات منفی را گرفته و شاید رفتارهای غیرقابل گذشت را فراموش کنیم.

محققان می‌گویند که بهترین روزهای ما معمولا در پیش روی ما است و نه در گذشته،‌ به طور مثال مطالعه‌ای مسیر خوش‌بینی افراد را در طول زمان دنبال کرد. این محققان به این نتیجه رسیدند که خوش‌بینی افراد در دهه بیست سالگی‌شان در کمترین حد است و در دهه‌های سی و چهل به تدریج افزایش پیدا می‌کند و در دهه پنجاه به بالاترین حد خود می‌رسد و بعد از آن کاهش پیدا می‌کند. مطالعه دیگری در کشورهایی مانند انگلیس و آمریکا نشان داد که خوش‌بینی با افزایش سن بالاتر می‌رود.

به عبارت دیگر شواهد خوبی وجود دارد که رضایت‌‌بخش‌ترین روزهای زندگی‌تان به لحاظ ذهنی هنوز در راه است. از نگاه به گذشته و لذت بردن از خاطرات آن خودداری نکنید اما مهم است که گذشته را بهانه‌ای برای نارضایتی از زمان حالتان قرار ندهید.

بررسی گذشته بهترین راه برای آینده‌ای بهتر

 

تجارب روانشناس‌ها نشان می‌دهد برای اینکه زندگی را به خوبی پیش ببریم ما باید هم گذشته و هم وضعیت کنونی خود را بررسی کنیم، کلمه کلیدی در اینجا "بررسی" است به این معنی که در آن گیر نکرده و آن را به شکل وسواسی تجزیه و تحلیل نکنیم. گاه اطلاعاتی که در گذشته شماست کلیدی است که آینده شما را می‌گشاید.

به طور مثال اگر به عنوان یک بزرگسال از اعتماد به نفس پایین رنج می‌برید احتمالا از گذشته همراهتان بوده است، خصوصیات دیگری مانند وابستگی به دیگران برای تصمیم‌گیری،خشم مزمن و انعطاف‌پذیر نبودن نشان می‌دهد که شما مهارت‌های لازم برای آن را نیاموخته‌اید و ریشه در گذشته شما دارند.

 

ممکن است زمانی از دیگری شنیده باشید که مهم نیستید، افکار یا خواسته‌هایتان احمقانه هستند،‌اینکه باید عقب بنشینید و بگذارید دیگران به جای شما فکر کنند. شاید احساساتتان توسط اشخاصی که در زندگی شما مهم هستند یا بودند ‌بی‌اعتبار گشته است و باعث میشود زمانی که میخواهید ببینید چه فکر یا احساسی دارید گیج شوید

در اوایل زندگی شما ارزش زیادی برای پیام‌هایی که از پدر و مادر، مراقبان یا همسالانتان میگرفتید قائل بودید و به سرعت آن را جذب می‌کردید.

اگر درک نکنید که مشکل کجاست و ارتباط درستی بین دنیای هیجانی فعلی‌تان با گذشته برقرار نکنید، نمی‌توانید مشکل را حل کنید.

شاید می‌دانید که شاد نیستید یا زندگی به اندازه کافی برایتان راضی‌کننده نیست، احتمالا حتی بدانید که مسائلی جدی وجود دارد که نیاز به اصلاح دارند،‌به همین دلیل مهم است که بتوانید ریشه‌ها، علل و نقاط آغازین این مشکلات را بفهمید.

حال چه مقدار از تمرکز شما باید روی گذشته باشد؟

زمانی که بر روی گذشته صرف می‌کنید باید بر این موضوع معطوف باشد که چرا و چگونه پیام‌هایی از سمت اطرافیان دریافت کرده‌اید و اینکه این پیام‌ها چگونه در حال حاضر مانعی برای جریان زندگی شما ایجاد می‌کنند.

برای اولین بار چه زمانی این پیام را دریافت کردید که به اندازه دیگران خوب نیستید؟ این ایده را از کجا گرفتید که دنیا یک مکان ترسناک است که شما نمیتوانید از پس آن برآیید؟ از چه زمانی اجازه دادید دیگران به جای شما فکر کنند؟ چرا همیشه در رابطه‌های سمی قرار می‌گیرید؟ اینها سوالاتی هستند باید در آنها کاوش کنید.

اگر به آن فکر کنید بیشتر پیام‌های منفی ریشه در ترس فرستنده آن پیام دارد نه در توانایی‌های شما،‌  حتی مراقبانی با نیات خوب ممکن است اطلاعات نادرستی به شما بدهند در حالی که فکر میکنند شما را از ناامیدی یا خطر حفظ میکنند، درک کردن انگیزه‌ پشت این پیام‌ها در بی‌اثر کردن آن نقش مهمی دارد.

وقتی بفهمید هیچ افسانه پری دندانی (موجود خیالی که دندان افتاده ی کودک را از زیر بالش او برمی دارد و جای آن سکه می گذارد) وجود ندارد، دیگر آن را باور نخواهید کرد و با باورهایی تغییر داده شده ادامه خواهید داد، این همان اتفاقی است که با اطلاعات نادرستی که در مورد خود در ذهن دارید میفتد، چرا بیش از این زمان محدودتان در زندگی را به احساساتی مانند عدم کفایت و تردید بگذرانید در حالی که هیچ مبنایی جز ترس،کمبود دانش،خشونت یا غفلت ندارند؟

برای آینده

حالا که به آن پیام‌ها و موانع فعلی‌تان فکر میکنید:

 به موفقیت نمیرسید چون اطمینان دارید که شکست خواهید خورد؟ به موفقیت نمیرسید چون میترسید مورد تمسخر واقع شوید؟ در یک رابطه ناسالم هستید چون فکر میکنید که رابطه بهتری برایتان وجود ندارد؟ وقتی تمرکزتان باید روی خود باشد شخص دیگری را به خاطر مشکل خود مقصر میدانید؟ خودتان را برای کاری مقصر میدانید که تقصیر شما نیست؟ سعی دارید چیزی را کنترل کنید که به خاطر اضطراب قادر به کنترل آن نیستید؟

لیستی از تمام مواردی که دوست دارید در زندگی خود تغییر دهید تهیه کنید و آنچه مانع شما میشود را شناسایی کنید،‌اینها مسائلی است که قرار است با یک بینش جدید در زندگی روی آنها کار کنید

خنثی کردن پیامهای ناکارآمدی که در زندگی شما وجود دارد فرصت‌های زیادی را در آینده در اختیارتان میگذارد، شما این بینش نو را برای دوباره معنی کردن به کار خواهید برد بدون اینکه اجازه دهید باورهای محدودکننده مانند همیشه مانعی برای شما ایجاد کند

ممکن است در طول مسیر اشتباهاتی داشته باشید،‌ایرادی ندارد، ممکن است چیزها یا افرادی را انتخاب کنید که نارضایتی به همراه داشته باشند،‌ فراموش نکنید که این یک روند است اما روندی است که مختص خود شماست!

شما گذشته را می‌کاوید چون قرار است داده‌های نادرست را بشناسید و آن را با نگاهی دیگر از نو تجدید کنید، هدف دیگر این است بدون اینکه احساس شرم داشته باشید، مهارت‌های هیجانی را که تا به اکنون نیاموخته‌اید به رسمیت بشناسید، اگر مطمئن نیستید که چگونه میتوان با خشم‌تان کنار بیایید، تصمیماتی را بگیرید یا روابطتان را بهبود بخشید، ‌به این معنا نیست که مشکلی در شما وجود دارد،‌ این فقط به این معناست که شما آن را به درستی نیاموخته‌اید و البته اکنون زمانی برای فراگرفتن دوباره آنها و به کار گرفتن آن در زندگی است