پیگلت آروم به پو نزدیک شد و زیر لب گفت: پو
پو گفت: بله؟
پیگلت گفت: هیچی؛ فقط میخواستم مطمئن بشم که هستی.
شاید این سناریوی کوتاه برای هر والدی آشنا باشد. همه کودکان به این نوع اطمینان بخشیها نیاز دارند. هربار که کودکان در دنیای بیرون از خود دست به اکتشاف میزنند، مستقلانه کاری انجام میدهند، بازی میکنند، با محیط جدیدی آشنا میشوند و .. نیاز دارند مطمئن باشند که حواسمان به آنها هست، در صورت نیاز به آنها کمک میکنیم و از دیدن و بودن با آنها لذت میبریم.
همین طور نیاز دارند بدانند اگر زمانی احساسی را تجربه کردند که برایشان دشوار بود، میتوانند روی پذیرش و حمایت ما حساب کنند و بدانند کمکشان میکنیم تا احساساتشان را تجربه کنند و آنها را سازمان دهند.
نگارنده متن: خانم روشنک محمدی
منظور از افزایش مهارت های مشاهده توانایی والدین در تفکیک رفتارهای کودکان به طبقاتی است که بعدها بتوانند با توجه به نیازهای زیربنایی این رفتارها پاسخ دهند. تفکیک این رفتارها به دو دسته از رفتارهای دلبستگی و اکتشافی اولین قدم از پاسخگویی درست به آنهاست. پس ضرورری است که برای یادگیری آنها، زمان کافی اختصاص داده شود.
به عنوان والدین گاهی ممکن است تصور کنیم که بچهها عمدا با ما لجبازی میکنند و به صحبتهای ما گوش نمیدهند. حتی ممکن است در برخی مواقع بسیار کلافه و عصبانی باشیم و تصور کنیم که فرزندمان از کنترل ما خارج است. اگرچه لجبازی کردن در بچهها اساسا پدیدهای رایج است اما در برخی موارد ممکن است والدین آن را بیش از اندازه تعمیم بدهند. برای مثال یکی از رایجترین رفتارهایی که والدین آن را با عنوان لجبازی میشناسند تلاش کودک برای یادگیری و اکتشاف است. مانند کودکی که اجازه نمیدهد او را بغل کنید و اصرار دارد خودش به تنهایی از پلهها بالا بیاید زمانی که شما به یک میهمانی دعوت شدهاید و میزبان منتظر شماست. قطعا برای ما به عنوان یک بزرگسال بالا رفتن از پله تکراری و خستهکننده است و با توجه به مناسباتی که از رفتار اجتماعی میشناسیم طبیعیست که نگران منتظر ماندن طولانی میزبان باشیم. اما نگاهی کنیم به درون یک کودک ۲ ساله:
او به تازگی توانسته است عضلاتش را به گونهای هماهنگ کند که بتواند از یک پله بالا برود، با توجه به اینکه از مناسبات اجتماعی نیز سر در نمیآورد اصرارش برای بالا رفتن از پله به دلیل اکتشاف و محک یک توانمندی جدید است، نه لجبازی با مادر. در نظر داشته باشیم دنیایی که ما سالهاست در آن زندگی میکنیم برای بچهها بسیار جدید است. فراهم کردن فرصت اکتشافی امن برای آنها یکی از اساسیترین اصول پرورش عزتنفس و خلاقیت در کودکان است. همچنین نگاهی دوباره به رفتارهای کودکمان از منظر بالا کمک میکند لجبازی را از اکتشاف جدا کنیم و به این ترتیب به تناسب رفتار کودک، پاسخگوی او باشیم.
نگارنده متن: خانم آذین ناطقیان
کودکان در هر دو دست نیازمند نگاه ارزشمند والدین هستند چه زمانی که دنیای بیرون را اکتشاف می کنند و چه زمانی که به دلایلی آشفته شده و برای کسب آرامش به سمت والدین پناه می آورند. در هر دو حال آنچه باید بدون خدشه باشد این اصل است که کودک در هر حالی توجه، مراقبت و عشق والدینش را خواهد داشت و این موضوع مشروط به هیچ رفتاری نیست.
تقریبا از یک سالگی به بعد، روابط دلبستگی پایگاهی برای رفتار اکتشافی میشود.
نظریهپردازان دلبستگی معتقدند انگیزه اکتشاف و یادگیری دربارهی جهان و توسعه مهارتهای جدید در کودک زمانی شکل میگیرد که نیازهای دلبستگی به اندازه کافی تامین شده باشد.بالبی میگوید: " نظامهای رفتاری دلبستگی و اکتشاف، همراه با هم عمل میکنند". اعتماد کودک به خود برای خطر کردن و انجام کارهای جدید وابسته به اعتماد وی به روابط دلبستگی است. اگر کودک دارای پایگاه ایمنی در روابط دلبستگی خویش باشد، برای اکتشاف محیط احساس آزادی میکند و به طور ضمنی این آگاهی را دارد که مراقب در زمان نیاز در دسترس اوست. به عبارتی، رفتار اکتشافی تا زمانی ادامه مییابد که کودک نگرانی درباره روابط دلبستگیاش نداشته باشد. اعتماد وی به او اجازه میدهد که با محیط به شیوهای باز و کنجکاوانه رابطه برقرار کند. کودکی که با امنیت خاطر به کشف محیط میپردازد، در تجارب خویش با چهرههای دلبستگی آموخته است که "والدینم مراقب من هستند". این احساس ایمنی به وی اجازه میدهد تا بر تکالیف تحولی متمرکز شده و احساس توانمندی و شایستگی کند. از سوی دیگر، در کودکی که نگران پاسخدهی و مراقبت والدین است، این امکان وجود دارد که به دلیل تمرکز هیجانی وی بر در دسترس بودن چهرههای دلبستگی، رفتار اکتشافی بازداری شود.
کودکان با دو نیاز به دلبستگی و نیاز به اکتشاف به دنیا میآیند. هدف نیاز به دلبستگی حفظ پیوند عاطفی با یک چهره دلبستگی در دسترس و دست یافتنی است. ترس و احساس خطر عوامل فعال شدن نظام دلبستگی هستند و نشانههایی از وجود ترس و خطر كه آن را با اصطلاح هشدار میشناسند، موجب فعال شدن اين نظام ايمني ميشوند. اضطراب به عنوان پیش بینی جدایی از چهره دلبستگی شناخته میشود.
هدف نیاز به اکتشاف، بوجود آوردن استقلال برای کودک جهت کشف و جستجوی محیط اطراف است. این نظام در حقیقت در ارتباط با نظام دلبستگی قرار دارد و زمانی که نیازهای دلبستگی کودک به اندازه کافی برآورده شوند، كودك قادر به فعالیت و جستجوي محيط است.
در یک رابطه دلبستگیمحور هر دو این نیازها برآورده میشوند. با استعاره پیشرو میتوانید اهیمت این دو نیاز را بهتر درک کنید:
"رابطه دلبستگی میان مادر و کودک مانند طنابی است که این دو را بهم متصل کرده است، وقتی کودک دچار آشفتگی شده و نیازمند یک پناهگاه امن است تا دوباره آرامش پیدا کند، این طناب کوتاهتر شده و کودک برای کسب آرامش به دامان والد برمیگردد و گاهی بعد از کسب آرامش علاقهمند به کشف دنیای بیرون میشود و میخواهد دنیای بیرون را کشف کند او از والد جدا میشود و از او دور میگردد و از والد به عنوان پایگاهی امن برای کشف دنیای بیرون استفاده میکند، در چنین حالتی طناب ارتباطی بلندتر میشود و به کودک اجازه جستجو و استقلال بیشتر میدهد. توجه داشته باشید که این طناب در هیچ لحظهای قطع نمیشود".