کودکانی که در روابط دلبستگی، برای تنظیم برانگیختگی خویش کمک یا آموزشی دریافت نکردهاند، وقتی بزرگتر میشوند، هیجانات و تکانههای نیرومندی را احساس میکنند. آنها مشکلات رفتاری بیشتری دارند، زیرا روشهای درونی کارآمدی برای مهار واکنشهای خویش را آموزش ندیدهاند.
در دلبستگی ناایمن، والدین به تظاهرات هیجانی درماندگی نوزاد پاسخ منفی میدهند. کودک میآموزد که برای حفظ دلبستگی، باید احساسات نیرومند خویش، به ویژه احساسات منفی را بازداری نماید. با گذشت زمان، او اجتناب از نشان دادن عواطف نیرومند را درونی میسازد.
برانگیختگی به احساس فاعلی گوش به زنگ بودن، به همراه واکنشهای فیزیولوژیک تپش قلب، نفس نفس زدن و تنش جسمانی اشاره دارد.
چنانچه برانگیختگی بدون هیچ تسکینی همچنان افزایش یابد، تبدیل به احساس بیزاری شده و نوزاد را درمانده میکند. در این زمان نوزاد نشانههای درماندگی را نشان میدهد و به سمت مراقب میرود. در دلبستگی ایمن، نوزاد قادر است از مادر برای تنظیم درماندگی خویش کمک بگیرد. ظرفیت مادر برای تشخیص درست عواطف کودک و آرامش دادن به او، به نوزاد کمک میکند تا برانگیختگیاش را تعدیل نماید.
برانگیختگی به احساس فاعلی گوش به زنگ بودن، به همراه واکنشهای فیزیولوژیک تپش قلب، نفس نفس زدن و تنش جسمانی اشاره دارد.
چنانچه برانگیختگی بدون هیچ تسکینی همچنان افزایش یابد، تبدیل به احساس بیزاری شده و نوزاد را درمانده میکند. در این زمان نوزاد نشانههای درماندگی را نشان میدهد و به سمت مراقب میرود. در دلبستگی ایمن، نوزاد قادر است از مادر برای تنظیم درماندگی خویش کمک بگیرد. ظرفیت مادر برای تشخیص درست عواطف کودک و آرامش دادن به او، به نوزاد کمک میکند تا برانگیختگیاش را تعدیل نماید.