Skip to main content

تجربه تروما در دوران کودکی، تاول‌هایی از جنس ترس و خشم

اتفاقات بد در طول زندگی برای هر کودکی ممکن است رخ بدهند. بعضی از اتفاقات مانند حوادث طبیعی، بیماری و بستری شدن کودک، یا فوت یکی از نزدیکان، غیرقابل اجتناب هستند؛ اما برخی حوادث ممکن است جهان کودک را زیر و رو کنند و حس امنیت و بهزیستی روانی کودک را تهدید کنند.

بر اساس تعریف سازمان ملی سلامت آمریکا، تجربه آسیب‌­زا (تروما) در کودکی یعنی «تجربه‌­ای که برای کودک، به صورت عاطفی دردناک یا رنج‌­آور باشد و باعث شود که اثرات بلندمدت روانی و جسمانی بر او باقی بگذارد.» در حقیقت آسیب تروماتیک، اتفاقی است که می‌­تواند یکپارچگی روانی و جسمی کودک راتهدید کند.

این تعریف به ­آن معنا نیست که اتفاق آسیب‌­زا فقط باید برای خود کودک بیافتد تا برای او ضربه جدی تلقی شود؛ گاهی حتی نظاره­‌گر بودنِ رنج یک نگاره دلبستگی، می­تواند تجربه تروماتیکی برای کودک به دنبال داشته باشد. قرار گرفتن مداوم در معرض اخبار ناگوار هم نتیجه مشابه‌ای بر روان کودک دارد. برخی تروماها در خلال تجاربی پیش می­‌آیند که از نظر والدین چندان بزرگ نیست، یا والدین فکر می­کنند کودک به ­‌سنی نرسیده که درک چندانی از آن داشته باشد. مثلا حادثه تصادف زمانی که کودک در ماشین بوده، یا کودکی که در مدت زمانی طولانی مشاجرات فراوان والدین را شنیده است.

گرچه طبیعتا یادگیری درک، پردازش و کنار آمدن با سختی­‌ها و آسیب‌­ها بخشی طبیعی از فرآیند رشد در کودک است؛ اما گاهی، کودک نمی‌­تواند این فرآیند را به طور سالمی طی کند. یک حادثه، یا مجموعه حوادث تکرار شونده، می­‌تواند کودک را در حسی فراگیر از ترس و فقدان رها کند و باعث شود او حس عدم امنیت یا عدم کنترل بر وقایع زندگیش داشته باشد. این مسئله می‌­تواند به حدی تشدید شود که سد راه رشد طبیعی جسمانی، هیجانی، اجتماعی و هوشی در کودک گردد.

  • انواع رویدادهای تروماتیک در دوران کودکی و نشانگان آن

کودکان در هر سنی، بزرگ یا کوچک، رویدادهای آسیب‌­زا را تجربه می­کنند؛ اما مهم است هشیار باشیم که کودکانِ سنین کوچک‌تر قادر نیستند که با کلمات، احساس ترس یا بی‌پناهی خود را بیان کنند. در سنین پایین‌تر، نشانه­‌های اختلال اضطراب پس از ضربه، اغلب خود را به صورت عدم تنظیم‌­یافتگی رفتاری و هیجانی نشان می­‌دهد. این کودکان ممکن است نشانه­‌هایی نظیر چسبندگی بیش از حد، ترس از موقعیت‌های جدید، کاهش آستانه تحمل، مشکلات توجه و تمرکز یا رفتارهای ناگهانی و خشونت­بار نشان دهند.

برخی عوامل آسیب­‌زای رایج در دوران کودکی واضح هستند و شما ممکن است آنها را زودتر دریابید. تجاربی مانند: تصادفات، آشوب و عدم کارآمدی محیط منزل (شامل خشونت­‌های خانگی، مشکلات روانی والدین، سوء­مصرف مواد و الکل در والدین و یا محیط سرکوب‌گر)، فوت یکی از عزیزان، و آزار جنسی.

اما برخی تجارب آسیب‌­زا ممکن است از چشم شما دور بمانند و یا در طول مدت زمانی طولانی بر روان کودک آسیب وارد کنند. تجاربی مانند: مورد قلدری قرار گرفتن کودک یا تجربه مورد آزار قرار گرفتن در محیط‌­های مجازی، آزار عاطفی و کلامی یا نادیده گرفته شدن در محیط منزل، آسیب­‌های جسمی متعدد به علت بی­‌تو‌جهی مراقبین، جدایی زودهنگام از مراقب اولیه، اضطراب­‌های ناشی از وجود فقر در خانواده، بروز مشکلات پزشکی ناگهانی یا جدی برای کودک یا مراقبین اصلی، خشونت در منزل، محیط مدرسه، یا جامعه ای که کودک در آن پرورش می‌یابد و تعدد ناآرامی­‌ها، جنگ یا مسائل تروریستی در جامعه، همگی می­‌توانند باعث اختلالات مرتبط با آسیب و تروما در کودک شوند.

بروز برخی نشانه­‌ها هستند که به شما کمک می­کند درک کنید که کودکتان در حال تجربه سخت و آسیب­زایی­ست، تا بتوانید مداخلات زودهنگام انجام دهید. نکته مهم این است که شما به عنوان والدین بهتر از هرکسی کودکتان را می­شناسید و این سبب می­شود بتوانید زودتر متوجه تغییرات در دنیای درونی کودکتان شوید. برخی از این نشانه‌­ها عبارتند از:

  • تغییر در اشتها
  • بروز مشکلات خواب، کابوس دیدن
  • مشکل در توجه و تمرکز
  • مشکلات روان­تنی مانند سردرد، دلپیچه
  • چسبندگی بیش از حد کودک به شما
  • افزایش ناگهانی و نامتناسب خشونت در رفتار کودک
  • مشکلات در ارتباط با بچه های دیگر
  • مشکلات در مدرسه
  • بروز رفتارهای بازگشتی و رفتارهای کوچکتر از سن
  • بی قراری یا گوشه‌­گیری

 

  • دلبستگی و تجربه تروما:

رابطه کودک با مراقبینش چه والدین، چه مادربزرگ و پدربزرگ و چه افراد دیگر خانواده برای سلامت جسمانی و هیجانی او حیاتی­ست. رابطه و دلبستگی بین مراقب و کودک، به کوچکترها می‌­آموزد که بتوانند به دیگران اعتماد کنند، احساساتشان را تنظیم کنند و با جهان اطرافشان ارتباط برقرار کنند.

تجربه تروما در جهان کودک باعث می­‌شود اعتماد او به مراقبینش تزلزل پیدا کند. برای او دیگر سخت است به جهان پیرامون اعتماد کند و این احساس در او تقویت می‌­شود که جهان جای ترسناکی­ست و همه بزرگترها خطرناک هستند. مجموعه این فرآیندهای درونی، سبب می­شود کودک در ایجاد و برقراری ارتباط در دوران کودکی به مشکل بر بخورد و رابطه خوبی با همسالان برقرار نکند. اگر رویداد تروماتیک (آسیب­‌زا) درک و پردازش نشود، این مشکلات رابطه­‌ای به سنین بزرگسالی هم کشیده خواهند شد.

  • چطور به کودکمان کمک کنیم؟

 کلید اصلی کاهش اثرات تجربه تروماتیک ­(آسیب‌­زا) بر سلامت کودک، حمایت خانواده است. برای اینکه به کودکتان کمک کنید آسیبی که دیده است را درک و پردازش کند، لازم است:

  • کودکتان را تشویق کنید در مورد احساساتش صحبت کند و احساسات او را معتبر بشمارید. اگر ترسیده، خشمگین یا ناایمن است، به هیجانات او گوش دهید و سعی نداشته باشید که به اجبار، احساس او را تغییر دهید یا انکار کنید.
  • اگر سوالی می‌کند، صادقانه به آن پاسخ دهید.
  • به کودکتان اطمینان دهید که هرکاری از دستتان بر بیاید برای ایجاد حس امنیت در او می­‌کنید.
  • تا جایی که در توان دارید، به برنامه های معمول روزانه­تان در حالت عادی برگردید.
  • مدیتیشن و انجام تمرینات تن­آرامی و ذهن­آگاهی می­تواند به بهبود نشانه­های جسمی در پی بروز آسیب در کودکتان کمک کند.

بر اساس سن و نیازهای کودکتان، ممکن است نیاز باشد تا از رواندرمانگر حرفه­ای برای بهبود مسائل رفتاری و هیجانی کمک بگیرید. بسیار لازم است که والدین بتوانند در ابتدا تاثیر رویداد آسیب­زا بر خود و حالات روانی خود را برآورد کنند و در صورت مشکل، ابتدا برای مشکلات خود کمک حرفه­ای دریافت کنند. وگرنه در صورت پریشانی والد، همراهی آنها با کودک کمکی به بهبود کودک نخواهد کرد.

 

 

نگارنده متن: خانم ریحانه ملاصالحی

حوادث آسیب‌زای روانی چگونه بر زندگی عاطفی ما تأثیر می‌گذارند؟

هر حادثه آسیب‌زا می‌تواند اثراتی منفی را بر روان انسان‌ها به وجود بیاورد، این آسیب‌های روانی اعم از بدرفتاری‌ مراقبان زندگی، مورد سواستفاده واقع شدن، بیماری‌های جسمانی در کودکی، فقدان والدین و... می‌تواند بر نحوه ارتباط شما با دیگر افراد مهم زندگی‌تان و درک شما نسبت به خود و دنیای اطراف نیز اثرگذار باشد. تروما را می‌توان یک تجربه اضطراب‌زا تعریف کرد که امنیت و سلامت فرد را از لحاظ احساسی و جسمانی تهدید می‌کند.

البته باید این را در نظر گرفت که تأثیر تروما از شخصی به شخص دیگر متفاوت است و گاه تشخیص آن در بعضی افراد دشوار است، ممکن است فردی خوب و سلامت به نظر برسد و کارکرد نسبتاً خوبی نیز داشته باشد با این حال آسیب تروما بر او همچنان باقی مانده باشد.

براساس آنچه گفته شد، 5 تأثیری را که این ضربات روانی می‌تواند بر زندگی و به ویژه روابط عاطفی شما بگذارد با هم مرور می‌کنیم:

  1. بی‌اعتمادی

تروما احساساتی نظیر بی‌اعتمادی به خود و دیگران ایجاد ‌می‌کند. این بی‌اعتمادی می‌تواند در الگوی دلبستگی هر فرد و اینکه او چگونه در یک رابطه با دیگری ارتباط برقرار می‌کند نمایان شود. بی‌اعتمادی سبب می‌شود مدام به صداقت و نیت شخص مقابل شک کنیم و به دنبال نشانه‌هایی مبنی بر خیانت او در رابطه بگردیم. همچنین ممکن است به واسطه یک ضربه روانی تصور کنیم قادر نیستیم رابطه‌مان را مدیریت کنیم.

  1. خود‌کم‌بینی و احساس حقارت

تجربه یک حادثه آسیب‌زا می‌تواند منجر به باورهایی نظیر اینکه " به اندازه کافی خوب نیستم" شود، این باورها احساساتی منفی نظیر شرم را در شما ایجاد می‌کند. وقتی عزت نفس شما در رابطه‌ای کم باشد قاطعیت و مرزگذاری در رابطه برایتان دشوار می‌شود. گاه نیز استانداردهایتان را پایین می‌آورید چون نمی‌توانید بپذیرید که شما لیاقت یک رابطه سالم را دارید.

  1. زندگی با ترس

تجربه یک آسیب روانی می‌تواند شما را دائما در وضعیت جنگ و گریز قرار دهد. البته این پاسخ در مواقع بحرانی مفید است و شما را از تهدید‌ها محافظت می‌کند با این حال وقتی بیش از حد فعالیت کند باعث اضطراب و وحشت در زندگی می‌شود و افکار فاجعه‌پنداری در فرد به وجود می‌آورد. گاه فرد در رابطه با خود می‌اندیشد " می‌خوام رابطه را قبل از اینکه اون تموم کنه خودم به پایان برسونم" تا اینگونه تصور کند که از احساس طردشدن در امان است.

4.ناامیدی

ناامیدی یکی دیگر از تأثیرات ضربه روانی است. شما دیگر به خود باور ندارید و احساس می‌کنید توانایی شاد زیستن را از دست داده‌اید. در یک رابطه، شما تمایل دارید که نیمه خالی لیوان را ببینید و از این رو از لحظات خوش لذتی نمی‌برید. احساس می‌کنید که هیچ اتفاق خوبی در انتظارتان نیست. این تصورات منفی در مورد یک رابطه هم ممکن است باعث شود شانسی برای آشنایی با یک فرد و ورود به یک رابطه عاطفی جدید به خود ندهید، یا قبل از اینکه فرصت آشنایی با طرف مقابل را پیدا کنید فرضیات و تصورات منفی زیادی در مورد او در ذهن خود شکل دهید.

5.احساس تنهایی و انزوا

تروما می‌تواند احساس تنهایی و انزوا و قطع ارتباط را در شما به وجود آورد. ممکن است حتی در حضور دیگران و در میان جمع احساس تنهایی کنید. این مساله به این خاطر است که باور ندارید کسی بتواند آنچه را که تجربه کرده‌اید درک کند یا احساس می‌کنید درونتان خلأای وجود دارد که با هیچ چیزی پر نمی‌شود. این احساسات گاه تجربه صمیمیت در رابطه را برایتان دشوار کرده و باعث می‌شود از روابط جدید اجتناب کنید.

 

رشد طبیعی کودک و کرونا

بسیاری والدین نگران این موضوع‌ا‌ند که کودکشان به علت این همه‌گیری، عقب نمانده باشد و اینکه آیا کودکشان می‌‍‌‌تواند خود را به سطح رشد مورد انتظار سنی‌ش برسانند؟ این موضوع قابل پیش‌بینی نیست. ما امیدوار می‌مانیم که کنجکاوی ذاتی کودکان، انگیزه و تاب‌آوری آنها، این امر را تحقق ببخشد و به رشد عادی خود بازگردند. تا آن زمان برای کمک به غنی‌سازی رشد کودکتان، با او کتاب بخوانید و راه‌هایی جدید برای در کنار هم ماندن و یادگیری پیدا کنید. با هم فکر کنید و در مورد آنچه در جهان بیرون رخ می‌دهد صحبت کنید. با هم بازی کنید و تلاش کنید تا در کنار هم رشد کردن را یاد بگیرید. همیشه به یاد داشته باشید بزرگترین کاری که می‌توانید برای کودکتان بکنید، فراهم کردن محیطی برای عشق و مراقبت از آنهاست. محیطی غنی از عشق، همیشه فرصتی برای جوانه‌زدن و شکوفایی به همراه خواهد آورد.

معرفی کتاب: The body keeps the score

"بدن به یاد می‌سپارد" عنوان زیبا و گویای کتابی است که در سال 2014 توسط یک روانپزشک هلندی متخصص تروما به نام "دکتر بسل ون‌در‌کولک" نوشته شد.

این پژوهشگر پیشگام، یکی از برجسته‌ترین متخصصان جهان در زمینه اختلال استرس پس از سانحه است و الگویی نو برای بهبود این اختلال ارائه می‌دهد.

ون‌در‌کولک بر ایده‌ای تأکید می‌کند که شاید روانشناسان و روانپزشکان به آن توجه زیادی نشان نداده‌اند. او تأکید می‌کند که افرادی که با تروماهای هیجانی روبرو شده‌اند، این حوادث را تنها در ذهن ندارند بلکه این نشانه‌ها همواره جایی در بدن آنها جای گرفته‌اند: در نحوه نشستن و نفس کشیدنشان، در نحوه نگه داشتن شانه‌ها، در الگوی خواب، ورزش کردنشان و غیره.

توجه به بدن و جدی گرفتن آن،  مسیر را برای تشخیص و درمان اختلالات هیجانی هموار می‌کند. در این کتاب به درمانگران توصیه می‌شود که به جای اینکه یک فرد را ذهنی جدا از بدن ببینند، بدن را به عنوان صفحه‌ای ببینند که تجارب هیجانی روی آن نقش بسته است و نشان می‌دهد که فرد چه هیجان‌هایی را از سر گذرانده است – صفحه‌ای که باید دیده و خوانده شود و مانند هر موضوع ذهنی به آن بها داده شود.

به طور مثال در خلال این کتاب اشاره شده که کسانی که زمانی توسط مراقبین خود مورد غفلت واقع شده‌اند تقریباً به معنای واقعی کلمه از بدن‌های خود جدا شده‌اند. آنها "مالک" بدن خود هستند، اما به واقع در آن "زندگی" نمی‌کنند. اگر کسی شانه‌های آنها را لمس کند یا نوازششان کند  احساس نامطلوبی می‌کنند. آنها ممکن است تصور کنند که بدن آنها "چندش‌آور" است چون زمانی به چشم کسانی که از آنها مراقبت می‌کردند این‌گونه به نظر می‌رسید.