من زمان کافی برای نشستن و اجازه دادن به کودکم برای تجربه هیجاناتش ندارم. من نیاز دارم که کارهای روزانهام را انجام دهم.
این موضوع برای کودکان چه پیامد احساسی خواهد داشت:
والدین من زمان کافی برای احساسات من ندارند
ظرف ها از احساسات من مهم ترند
احساسات من مشکلسازند
احساسات من مهم نیستند
احساسات من معتبر نیستند
اگر کودکان ما این پیام را دریافت میکنند، آنها دیگر برای تجربه احساساتشان سراغ ما نخواهند آمد و ما یا خودمان فکر میکنیم: اوه چه عالی، جواب داد. اما بعدا متوجه خواهید شد که آنها همچنان عصبانی، غمگین، ناامید و دور هستند آنها همچنان همه آن احساسات را دارند فقط دیگر برای به اشتراکگذاشتن این هیجانات با دیگران احساس امنیت نمیکنند. هر بار که من با والدین در مورد این موضوع صحبت میکنم آنها از کارهای متنوعشان میگویند و اینکه زمان کافی ندارند. در واقع در کنار فهرست کاری طولانی، ناراحتی والدین در مواجهه با هیحانات شدید نیز بخشی از این ماجراست.
شما بعنوان والد در مواجهه با احساسات کودکانتان چه تجربه ای دارید؟ چه عواملی شما را از پاسخگویی به آنها باز میدارد؟
گریه کردن کودک زمانی که او را ترک میکنید نشانه دلبستگی ناایمن نیست. به همین ترتیب گریه نکردن او نیز نشانه ناایمنی نیست. طیفی از واکنشهای «معمول» به ترک چهره دلبستگی در کودکان دلبسته ایمن دیده میشود. سن و آشنایی با شخص یا مکان نیز سهم قابل توجهی در واکنش آنها دارد.
«اگر کودک شما زمانی که اتاق را ترک میکنید گریه میکند، معمولا این نشانهای از دلبستگی ایمن اوست». جی. میلبورن
معمولا کودکان دلبسته ایمن به طریقی نشان میدهند که نمیخواهند چهره دلبستگی شان ترکشان کند. البته اینکه اتاق را ترک کنید نیز به دلبستگیتان آسیبی نمیرساند. چیزی که میتواند به دلبستگیتان آسیب برساند اجتناب از احساسات آنها با دور زدن آنها یا قایم شدنتان است (شما در واقع از احساسات خودتان اجتناب میکنید نه احساسات آنها).
همچنین نادیدهانگاری و نامعتبرسازی احساسات آنها: «احمق نباش، من برمیگردم». یا «بسه، گریه نکن. این مامانو ناراحت میکنه وقتی تو گریه میکنی. تو نمیخوای که من یه روز بد توی کارم داشته باشم، میخوای؟».
موضوع دیگری که میتواند منجر به دلبستگی اضطرابی شود این است که در مورد ترک آنها یا گذاشتنشان با دیگری مردد یا نگران باشیم. به همین دلیل اعتماد به افرادی که از فرزندان ما مراقبت میکنند بسیار مهم است زیرا کودکان ما میتوانند تردیدهای ما را احساس کنند. آنها نمیتوانند این را درک کنند بنابراین این موضوع صرفا باعث میشود که آنها احساس کنند «این مکان نباید امن باشد، والد من به شدت معذب است». به جای واکنش، احساس آنها را معتبر کنید و برایشان توضیح دهید که کجا میروید و چه زمانی برمیگردید.
اینکه چیزی برای کودک شما مفید است، الزاما به این مفهوم نیست که نبود آن آسیب رسان خواهد بود (به نقل از جی ملبورن)
پاسخگو بودن والدین به نیازهای کودکان و عشق و پذیرش نامشروط آنها میتواند موجب شکل گیری دلبستگی ایمن در کودکان شود ولی هیچ کس در تمام لحظهها پاسخگو نیست. شواهد نشان میدهد که چنانچه والدین به طور میانگین در بیش از ۶۰ درصد زمانها نسبت به نیازهای فرزندان خود پاسخگو باشندُ احتمال اینکه فرزندان دلبستگی ایمن داشته باشند؛ بسیار زیاد است. البته این درصد ثابت نیست. یعنی ممکن است برخی روزها پاسخگویی شما به 90 درصد مواقع نزدیک باشد در حالی که در یک روز دیگر؛ مثلا روزی که خسته هستید یا استرس خاصی دارید؛ ممکنست پاسخگویی شما به 40 درصد کاهش پیدا کند.
با یک مثال میتوانیم این مفهوم را بهتر درک کنیم.
-اینکه شیر خوردن از پستان مادر میتواند به ایجاد دلبستگی ایمن کمک کند به این معنا نیست که کودکی که از پستان مادر تغذیه نشده دلبستگی ایمن نخواهد داشت.
- یا مثلا اینکه پاسخگویی مناسب به گریه کودک میتواند به شکل گیری دلبستگی ایمن در او کمک کند به این معنا نیست که اگر گاهی نمیتوانید گریه او را آرام کنید؛ پس به دلبستگی ایمن او آسیب زدهاید.
- یا اینکه ماندن در کنار کودک و در دسترس بودن به اندازه کافی میتواند به شکل گیری دلبستگی ایمن کمک کند؛ به این مفهوم نیست که کودکی که نگاره دلبستگیاش (مثلا مادر) سر کار میرود؛ دلبستگی ایمن نخواهد داشت.
در نهایت اینکه والدگری حساس و پاسخگو ابزارهای متفاوت و شیوه های بسیاری دارد. والدین به شیوههای مختلفی می توانند به رابطه خود و فرزندشان کمک کنند و امکان تحول یک رابطه ایمن و صمیمی را فراهم آورند.
«دلبستگی ایمن به معنای وابستگی متقابل نیست»
یک تصور اشتباه رایج این است که افراد وابستگی و دلبستگی را با یکدیگر یکسان میپندارند. این دو بسیار متفاوت هستند: یکی میتواند آسیبزا باشد و دیگری سالم. اینکه افراد به یکدیگر "وابسته" هستند، به این معنی نیست که آنها دلبستگی ایمن دارند. به عنوان یک بزرگسال، داشتن دلبستگی ایمن با والدین خود به این معناست که با وجود داشتن یک رابطهی صمیمانه، صادقانه و مبتنی بر اعتماد، این افراد از داشتن زندگی شخصی و داشتن مرزهای سالم احساس راحتی میکنند. اگر رابطه اینگونه نباشد، یعنی دلبستگی ایمن نیست.
جی میلبرن