بسیاری والدین نگران این موضوعاند که کودکشان به علت این همهگیری، عقب نمانده باشد و اینکه آیا کودکشان میتواند خود را به سطح رشد مورد انتظار سنیش برسانند؟ این موضوع قابل پیشبینی نیست. ما امیدوار میمانیم که کنجکاوی ذاتی کودکان، انگیزه و تابآوری آنها، این امر را تحقق ببخشد و به رشد عادی خود بازگردند. تا آن زمان برای کمک به غنیسازی رشد کودکتان، با او کتاب بخوانید و راههایی جدید برای در کنار هم ماندن و یادگیری پیدا کنید. با هم فکر کنید و در مورد آنچه در جهان بیرون رخ میدهد صحبت کنید. با هم بازی کنید و تلاش کنید تا در کنار هم رشد کردن را یاد بگیرید. همیشه به یاد داشته باشید بزرگترین کاری که میتوانید برای کودکتان بکنید، فراهم کردن محیطی برای عشق و مراقبت از آنهاست. محیطی غنی از عشق، همیشه فرصتی برای جوانهزدن و شکوفایی به همراه خواهد آورد.
آلیسون گوپنیک استاد علوم شناختی و روانشناسی رشد در دانشگاه برکلی امریکا و از صاحبنظران سرشناس در حوزهی رشد کودک، با استفاده از دو استعارهی «نجار» و «باغبان» به بحث پیرامون دو رویکرد در فرزندپروری میپردازد.
در یک الگوی والدگری که در آن تمرکز بر تربیت یک فرزند خاص و ایدهآل است، والد بودن میتواند مانند نجار بودن باشد. به عنوان یک نجار، وظیفهی ما این است که مادهی اولیه را به شکل محصولی نهایی در آوریم؛ محصولی که در آغاز کار در ذهنمان بوده است. با دیدن آن محصول نهایی، میتوانیم کیفیت کار را تخمین بزنیم که آیا درها و صندلیها درست و محکم هستند یا خیر. به همین شیوه، برخی والدین نیز، درست مثل نجاری که تنهی درخت را میبرد و از آن چند میز و صندلی میسازد، طبق نقشه، برای تربیت فرزندانشان طرحی کامل، دقیق و از پیش تعیینشده در ذهن دارند. آنها آيندهی فرزندان خود را بهدقت تصور میکنند و میکوشند تا آنها را بهگونهای در مسیر رشدشان هدایت کنند که به آن طرح ایدهآل تبدیل شوند.
در حالی که از نظر گوپنیک، مراقبت از کودکان مانند نگهداری از یک باغ است. یک باغبان میکوشد تا محیطی سرشار از مواد رشددهنده و مغذی برای پرورش و باروری گیاهان خلق کند. فراهم آوردن چنین فضایی کاری دشوار بوده و تلاش فراوانی را میطلبد. از سوی دیگر، همانطور که هر باغبانی تجربه کرده است، برنامههای ویژهی ما در بیشتر مواقع بینتیجه میمانند. گلهای شقایق به جای اینکه صورتی کمرنگ شوند، نارنجی روشن میشوند. رزهایی که قرار بود از پرچین بالا روند، بر روی زمین میمانند و فقط چند سانتیمتر بالاتر از سطح خاک رشد میکنند. احتمال مشاهدهی لکههای سیاه، زنگزدگیها و شتهها هم که همواره وجود دارد. علفها و گلهای گوناگون بسته به شرایط آبوهوایی ممکن است رشد کنند یا پژمرده شوند، و هیچ تضمینی وجود ندارد که کدام یک از گیاهان بلندتر یا بهتر از بقیه شوند یا مدت طولانیتری گل دهند. بنابراین، باغبانی، امری پر مخاطره، پیشبینیناپذیر و اغلب اندوهآور است.
با در نظر گرفتن این استعاره، میتوان گفت که وظیفهی ما به عنوان والدین نیز تربیت یک فرزند خاص نیست. بلکه، وظیفهی ما این است که مکانی سرشار از عشق، امنیت و ثبات فراهم کنیم؛ به طوری که هر کودکی با ظرفیتهای منحصربهفرد خودش بتواند در آن محیط شکوفا شود. تکلیف ما به عنوان والد این نیست که افکار، احساسات، باورها و شخصیت فرزندانمان را شکل دهیم؛ بلکه لازم است که با پذیرش نسبی چالشها، دشواریها و پیشبینیناپذیریها به آنها اجازه دهیم تا احتمالاتی را که جهان پیرامون آنها پیش رویشان میگذارد، بسنجند، تجربه و خطا کنند و بیاموزند.
نگارنده متن: خانم نجمه زیودار
برگرفته از کتاب: «باغبان و نجار: دیدگاههای جدید علم روانشناسی رشد در باب رابطهی والدین و فرزندان»
(نویسنده: آلیسون گوپنیک/ ترجمه: مریم برومندی)