مراجعه برای رواندرمانی در نگاه اول کاری پیچیده به نظر میرسد. این پیچیدگی بیشتر از آن رو است که تجربه هرکسی در اتاق رواندرمانی منحصر به خود او است و گاهی قابلاشتراک با دیگران نیست. به همین دلیل، تصورات خیلی از افراد از رواندرمانی میتواند برگرفته از فیلمها و کتابها باشد. تصویری که میتواند با فضای واقعی اتاق درمان به کلی متفاوت باشد و گاه افراد را برای شروع این تجربه نامطمئن سازد. در این قسمت نمونههایی از این تصورات نادرست را برایتان آوردهایم
۱. فقط آدمای ضعیف رواندرمانی میرن!
به طور معمول هر مراجع رواندرمانی با هرآن چیزی دستوپنجه نرم میکند که بسیاری از ما روزانه با آن روبرو هستیم: رابطه، اضطراب، اعتماد به نفس، افسردگی، تغییرات زندگی و... . این در حالیست مراجعه به رواندرمانگر خود نیازمند اراده و انگیزهای برای حل این مسائل است. انگیزهای برای روبرو شدن با ترسها و بودن در این مسیر پیچیده و گاه دشوار.
۲. من و درمانگرم دوستای خوبی برای هم میشیم!
رابطه رواندرمانی از نظر روانشناختی رابطهای صمیمی اما به شدت حرفهای است. محدود ماندن این رابطه درمانی به جلسات درمانی و در موارد ضروری ارتباط تلفن، ایمیل یا پیام تلفنی از تعهدات و الزامات اخلاقی و قانونی رواندرمانی است. تعهدی که کمک میکند مراجع بیشترین کمک را از این رابطه دریافت نماید.
۳. رواندرمانی همش حرف زدنه!
ابزار کار رواندرمانی کلمات هستند اما این به آن معنا نیست که رواندرمانی کاری منفعلانه است. رواندرمانی جایی نیست که درمانگر صحبتهای شما را صرفاً گوش دهد بلکه جایی است که شما با کمک او به تجربیاتتان معنا میدهید، الگوهایی از روابط قدیمی در روابط جدیدتان میبینید و به بینشی هیجانی و تجربهای در مورد آن دست پیدا میکنید.
۴. رواندرمانی یه راهحل از پیشساخته برای همه مشکلاتمون داره!
رواندرمانی راهحلی برای تمام مشکلاتی که با آنها مواجهید ندارد. بیشتر مواقع فرد راهحلی دارد ولی چیزی در دنیای درونیاش اجازه نمیدهد به سوی حل مشکل حرکت کند و درمانگر کمک میکند این موانع عاطفی و شناختی در درونتان برطرف شود. گاه نیز مشکلاتی در دنیای بیرونی وجود دارد که غیرقابلتغییر است با این حال به کمک درمانگر ظرفیت مواجهه با این مشکلات و تابآوری ما در رویارویی با این مسائل بیشتر میشود. بیشتر شدن این ظرفیت تفاوت زیادی در کیفیت زندگی روانی او ایجاد میکند.
۵. رواندرمانگرم قراره من رو به خاطر اشتباهاتم سرزنش کنه!
هیچ رواندرمانی صرفنظر از نوع رویکرد قرار نیست جایی برای سرزنشگری و شرمگین کردن مراجع باشد. درمانگر قرار است چشماندازی عینی و خنثی را در اختیار مراجع قرار دهد و به او اجازه دهد مسئولیت زندگیاش را بپذیرد. در این مسیر قرار است درمانگر و مراجع الگوهایی از زندگی درونی مراجع را با هم مشاهده کنند. الگوهایی که گاه به او آسیب میزند و برایش درد روانی ایجاد میکند. الگوهایی که جز در سایه شفقت به خود از میان نمیروند.
۶. یکی، دو جلسه برم رواندرمانی همه مشکلاتم حل میشه!
تغییرات نیازمند زمان هستند. اگر پایتان شکسته باشد انتظار ندارید بعد از برگشت از مطب دکتر بتوانید مانند قبل بدوید. آسیبهای روانی ما گاهی قدمتی به اندازه عمر ما دارند. سالها طول کشیده تا الگوهای آسیبزا در ما شکل بگیرد بنابراین از میان رفتن آنها هم نیازمند صبوری و زمان کافی است.
باورهای نادرست در مورد رواندرمانی با این چند مورد پایان نمیپذیرد. در پستهای بعدی نمونههای دیگری از این باورها را با هم مرور خواهیم کرد.
اگر تاکنون برای رواندرمانی مراجعه نکرده باشید، ممکن است رفتن به مطب درمانگر برای اولین بار برایتان اضطرابآور باشد. اینکه ندانید چه چیزی در انتظارتان است و یا احساس خجالت کنید که با فردی که قبلاً نمیشناختید دنیای درونیتان را به اشتراک بگذارید. شاید هم این سوال برایتان پیش بیاید که آیا واقعا به درمانگر نیاز دارید؟
واقعیت این است که رواندرمانی میتواند کیفیت زندگی افراد را تا حدود زیادی بهبود بخشد. پژوهشها نشان میدهند که حدود ۷۵% افرادی که وارد فرآیند رواندرمانی میشوند از آن سود برده و کارکردهای بهتری در زمینههای مختلفی از جمله رابطه و شغل تجربه میکنند.
اما رواندرمانی چطور باعث بهتر شدن کیفیت زندگیمان میشود و چرا باید آن را در زندگی تجربه کنید؟
۱. رواندرمانی تاثیرات طولانیمدتی بر جای میگذارد
یکی از مزایای رواندرمانی، تاثیر بلندمدت آن است. این مساله به خاطر این است که شما صرفاً روی مسائل و مشکلات خود کار نمیکنید بلکه در آن واحد با کمک درمانگر در حال ایجاد ظرفیتهای جدیدی در خود هستید. گویی این ظرفیتهای تأملی جدید مانند نگاهی نو در تجارب آیندهمان تاثیر میگذارند. گاهی نیز این ظرفیتها پس از اتمام درمان در ما تثبیت میشوند.
۲. علائم جسمانی نیز بهبود مییابند
آسیبهای روانی میتوانند نشانههای جسمانی در ما ایجاد کنند. اضطراب و افسردگی گاهی شما را به لحاظ جسمانی ناتوان میکند. رواندرمانی، با فرض موفقیتآمیز بودن آن، میتواند این علائم بدنی را بهبود بخشد. بسیاری از مطالعات نشان میدهد که بسیاری از نشانههای جسمانی، زمانی که فردی وارد رواندرمانی میشود بهبود مییابد. زمانی که افراد احساسات خود را تجربه نمیکنند و آن را خارج از هشیاری خود نگاه میدارند، بدن به آن واکنش نشان میدهد. جسمانیشدن مانند درد معده، سردرد و مشکلات خواب راههایی هستند که بدن از طریق آن به فشارهای روانی پاسخ میدهد، زمانی که نتواند آن را از مجرای طبیعی روان تجربه کند.
۳. عواطف سرکوبشده میتوانند بعدها شما را آزار دهند
مهمترین مشکل صحبت نکردن در مورد این احساسات و آسیبهای روانی این است که آنها میتوانند به مرور زمان انباشته شوند و شما را آزار دهند. برخی افراد از صحبتکردن در مورد این مسائل اجتناب میکنند اما سرکوب و فرونشاندن عواطف آنها را از میان نمیبرد بلکه تنها ادامهتر و گاه نیرومندتر میکند و ممکن است در موقعیتی به ظاهر بیاهمیت شکافته شود. پردازشنشدن رویدادهای هیجانی اغلب الگوهای فکری منفی ایجاد میکند که میتواند در روابط شما تاثیرگذار باشد.
۴. الگوی پرخاشگری- انفعال میتواند از میان رود
گاهی احساس خشم در شما به جای اینکه مسیری مستقیمتر در پیش بگیرد به شیوهای منفعلانه ابراز میشود. زمانی که فردی که در درون احساس ضعف و شرم دارد خشمگین میشود، به جای ابراز خشم، طعنه و کنایه میزند. گاهی ممکن است در زمان تعیین شده سر قرار حاضر نشود. رواندرمانی میتواند به از بین رفتن این الگوی ناسالم ابراز خشم کمک کند.
۵. رواندرمانی میتواند چشمانداز جدیدی از ذهن دیگران به شما بدهد
یکی از فواید مهم رواندرمانی این است که نه تنها کمک میکند خود را بشناسید بلکه باعث میشود دیگران را نیز بهتر درک کنید. زمانی که هیجانهای منفی را برای مدتی طولانی در خود نگاه داریم آنها ریشهدار میشوند و ما گویی دنیا را از طریق لنزهایی که آنها در ما ایجاد کردند مشاهده میکنیم. فرضیاتی در مورد دنیای اطراف و دیگران در ما شکل میگیرند که ممکن است درست نباشند. رواندرمانی کمک میکند این فیلترهای ذهنی درونی در ما کمرنگتر شده و درک نیتها و انگیزههای دیگران برایمان شفافتر میشود.
مواردی که گفتیم تنها مزیتهای رواندرمانی نیستند. آیا شما نیز مواردی از این دست را در ذهن دارید؟
برایمان بنویسید.
ممکن است گاهی احساس کرده باشید که به کمک یک فرد متخصص نیاز دارید، اضطراب دارید و خلق پایین مشکلاتی را در زندگیتان ایجاد کرده است. اما هربار که به سمت آن حرکت میکنید گاهی دلایلی در ذهنتان میآید که شما را از تصمیمتان منصرف میکند. برخی از این دلایل و یا بهانهها را با هم مرور کنیم.
"دارم یه کار جدید به کارام اضافه میکنم، نه زمانش رو دارم و نه انرژی!"
برای مدت طولانی است که زندگی برایتان طاقتفرسا شده است؟ احساس استرس مداومی دارید اما خودتان را متقاعد کردهاید که عادی است و همه افراد این سطح از اضطراب را هرروزه در زندگی خود تجربه میکنند؟
دوباره روی آن تأمل کنید، استرس و اضطراب زمانی رخ میدهد که روش زندگی شما و الگوهای رفتاریتان به آن اندازه که میباید سالم نیست. شما نمیدانید چگونه به دیگران نه بگویید یا چگونه کاری کنید که حس خوبی در زندگی داشته باشید. ممکن است با ارزشهای دیگری به جای ارزشهای خودتان زندگی کنید. ممکن است در گذشته خود آسیبی دیده باشید که باعث شود انرژی روانی شما کاسته شود. بله، درمان کاری جدید در لیست .زندگیتان است اما در درازمدت زندگیتان را راحتتر میکند و کیفیت آن را بهبود میبخشد چون در نهایت به حل مسائلی که گفته شد کمک میکند
"پول نمیدم که یکی بشینه و من رو قضاوت کنه!"
نباید هم هزینهای بابت قضاوت دیگران پرداخت! این رفتار از سمت یک رواندرمانگر و یا مشاور غیرقابل قبول است. یک درمانگر باتجربه و با مهارت و با ظرفیتهای انسانی به شما بدون قضاوت گوش فرا میدهد و سعی در همدلی و فهم دنیای درونروانیتان دارد.
"دوست ندارم کسی به من برچسب بزنه!"
برخی از افراد این تشخیصها را به عنوان بستری برای درک آنچه از سر میگذرانند میبینند. برخی آن را مانند قفسی میبینند که در آن گیر افتاده و قادر به حرکت نیستند. مهم است بدانید که هر اختلال روانی به مانند یک بیماری نیست که بتوان زیر میکروسکوپ قابل مشاهده باشد. این نامها صرفاً برای توصیف گروهی از نشانهها و کمک به متخصصین سلامت روان ایجاد شده است اما نباید به عنوان برچسبی علیه شما استفاده شود. یک رواندرمانگر خوب هرگز شما را به مانند یک برچسب نمیبیند بلکه صرفا شما را به عنوان یک انسان منحصر به فرد و دنیای روانی همراه با پیچیدگی مشاهده میکند.
"رواندرمانگرها هم مشکلات خودشون رو دارند، چطور میتونند به من کمک کنند؟!"
بله، درمانگران هم انسان هستند. آنها کامل و بینقص نیستند اما مهارتهای مربوط به گوشدادن، همدلی و رواندرمانی دارند که برای دستیابی به آنها به سالها آموزش و تمرین نیاز است. همان چیزی که به آن نیاز دارید تا دردهای روانی خود را بهبود بخشید.
"یه بار امتحان کردم و نتیجه نداد، مثل اینکه رواندرمانی برای من جواب نمیده!"
رواندرمانی در اصل یک رابطه است. ممکن است مدت طولانی طول بکشد تا رواندرمانگری را پیدا کنید که احساس کنید میتوانید به او اعتماد کنید و بتواند به شما کمک کند. اما وقتی رواندرمانگری را با این خصوصیات پیدا کنید و بتوانید پیشرفتی را در زندگی تجربه کنید در نهایت به خود خواهید گفت: "ارزشش رو داشت!"
رواندرمانی یک تجربه ساده و سطحی نیست. گاهی میتواند پیچیده و گاه چالشبرانگیز باشد. فراز و فرودهایی دارد. اما آیا میتوان کارهایی انجام داد که آن را به یک تجربه ارزشمند بدل کرد و از آن بیشترین بهره را در جهت از میان بردن موانع روانی برد؟
رواندرمانگر خود را به دقت انتخاب کنید
مراجعه به یک درمانگر تنها به این دلیل که از تصویر او خوشتان آمده احتمالاً ایده خوبی نیست. توصیه از سمت یک دوست میتواند شروع خوبی باشد اما در نظر داشته باشید نیازها و خواستههای شما ممکن است با دوستتان متفاوت باشد. درباره رواندرمانگر موردنظرتان تحقیق کنید. همچنین در مورد اینکه چرا یک درمانگر خاص را انتخاب کردهاید تأمل کنید. آیا در تلاش برای یافتن یک نگاره مادرانه هستید؟ آیا او درمانگری است که دوست دارید شبیهش باشید؟ و...
انتظارات واقعبینانهای داشته باشید
رواندرمانی کار سختی است و مانند هر کار سختی فراز و نشیبهایی خواهد داشت. زمانهایی هست که احساس خواهید کرد قدرتمند است و همچنین زمانهایی وجود خواهد داشت که تصور میکنید هیچچیزی تغییر نمیکند. اما چگونه میتوان از چنین فرآیندی بهره برد؟ از آن کوتاه نیایید و به خودتان و این روند متعهد بمانید. چون رواندرمانی یک مسیر است و نه یک عصای جادویی!
به یاد داشته باشید که رواندرمانگر شما هم یک انسان است
ایدهآلسازی کردن رواندرمانگر به این معناست که زمانی او را برای سقوط از این جایگاه آماده کردهاید. رواندرمانگران انسان هستند. بله، حتما مهارتهای گوش دادن پیشرفتهای دارند و حتما شما را بهتر درک میکنند اما آنها هم میتوانند اشتباه کنند، میتوانند بیمار شوند و غیبت کنند، میتوانند گاهی شما را ناامید کنند و گاهی مشکلاتی داشته باشند. رواندرمانی مسیری دونفره است که شما و درمانگر هر دو برای رسیدن به اهدافتان تلاش میکنید.
صداقت
ممکن است گاهی در جلسات رواندرمانی به خود بیایید و ببینید برای اجتناب از صحبت در مورد موضوعات مشکل و یا شرمگینکننده با رواندرمانگر خود صادق نبودهاید. در رواندرمانی شما زمان و پول خود را صرف شناخت بهتر خود میکنید. رواندرمانگر شما قرار نیست شما را به خاطر گفتن حقیقت سرزنش یا قضاوت کند
مراقب الگوهای خودتخریبگریتان باشید
آیا پیش میآید که دست به تخریب روابط و فرصتهای خود بزنید؟ اگر چنین است به احتمال زیاد ممکن است چنین الگویی در رواندرمانی هم خود را نشان دهد. این الگو میتواند به شکل تأخیرهای مداوم در جلسات، کنسلیهای مکرر، خرج کردن پولی که برای جلسات خود کنار گذاشتهاید خود را نشان دهد. همچنین میتواند به شکل بدگویی از رواندرمانگرتان به همه کسانی باشد که میشناسید تا به خود ثابت کنید که میتوانید او را ترک کنید. اگر احساس میکنید این اتفاق میافتد این موضوع را در جلسه خود مطرح کنید. میتوانید با درمانگر خود در مورد این موضوع صحبت کنید، ریشههای آن را بکاوید و این چرخه را متوقف سازید.
رواندرمانی مشارکت دو ذهن است.
مسیری که در جلسه رواندرمانی طی میکنید نیازمند یک تلاش دوطرفه و متقابل است. درمانگر شما یک راهنما است اما مراجع نیز مسئولیتهایی در این مسیر دارد. این دیدگاه که رواندرمانگر شما وظیفه پیشبردن این روند را دارد و شما صرفا مشاهدهگر هستید میتواند درمان را با موانعی روبرو کند.
در مورد احساسات خود در این مسیر با رواندرمانگر خود صحبت کنید.
زمانی که درونیترین احساسات خود را در درمان آشکار میکنید، طبیعی است که هیجاناتی از جمله اضطراب را تجربه کنید. ممکن است گاهی احساسات منفی در مورد رواندرمانی تجربه کنید. اتاق درمان میتواند جایی باشد که شما در مورد این احساسات صحبت کنید. به جای اینکه به شیوههایی این احساسات منفی را از خود دور کنید میتوانید آن را رواندرمانگر خود مطرح کنید و فضایی برای تأمل روی درون خود و همچنین رابطهتان فراهم کنید.
درمان در خارج از اتاق رواندرمانی ادامه دارد.
جلسه درمان نباید در خلاء باشد. به کارگیری و مشاهده مهارتهایی که در درمان آموختهاید در زندگی روزمرهتان بهترین راه برای پیگیری رشد درونی شماست.
از چالشهای زندگی روزمره استقبال کنید.
این چالشها میتواند فضایی را به وجود بیاورد تا بتوانید تشخیص دهید چه محرکهایی آزردهتان میکند و چطور میتوان در موقعیتهای مختلف واکنشهایی متفاوت از عادات قبلیتان نشان داد.
حد و مرزهایی را برای جلسات رواندرمانی خود در نظر بگیرید.
رواندرمانی فضای امن شماست. گاهی لازم است از این فضا در برابر دیگران محافظت کرد. گاهی دوستان و اعضای خانواده حتی با نیت خوب ممکن است بپرسند در جلسه خود در مورد چه چیزی صحبت کردید، اما قرار نیست خود را موظف به افشای محتوای جلسات خود کنید.
به اشتراک گذاشتن جلسات درمان ممکن است گاهی شما را در معرض نظراتی قرار دهد که برای جلسات شما سازنده نیست.
مسئولیت رفتار خود را بپذیرید.
همه ما ممکن است گاهی متوجه تأثیراتی از نحوه رفتار مراقبین اولیه، دوستان و....روی خود شویم. گاهی احساساتی را نسبت به آنها به خاطر نحوه رفتارشان تجربه میکنیم ، جلسات درمان فضایی را فراهم میکند که این احساسات را در فضایی امن تجربه و مشاهده کنید.
اما باید به یاد داشته باشید که تجربه این احساسات با سرزنشگری و انتقادگری بیش از حد تفاوت دارد. شما در این اتاق قرار دارید چون میخواهید این آسیبها را ترمیم کنید اما اگر جلسات درمان خود را تنها صرف سرزنشگری از دیگران و رفتارشان کنید روند پیشرفت آهستهتر خواهد بود.
حتی در دل لحظاتی که تنهایی عمیقی را تجربه میکنیم دیگران حضور دارند، دیگران بخش حذف نشدنی دنیای ما هستند و سالهاست که درونمان زندگی میکنند، با ما گفتگو میکنند حتی اگر طنین صدایشان شنیده نشود، نگاهمان میکنند حتی اگر حضورشان نادیدنی باشد
درمان تلاشی در راستای شناخت و تغییر صدا و تصویر دیگریهای درونی شده است چرا که تغییر دیگری بیرونی خیال خامی بیش نیست...
رواندرمانی هماکنون دیگر خدمتی لوکس نیست، خیلی از ما فضای اتاق درمان را تجربه کردهایم و خیلی دیگر در جستجوی رواندرمانگری مناسب برای پیمودن این راه هستیم و شاید هم نسبت به شروع این مسیر مردد هستیم. بعضی از تأثیر شگرف آن بر زندگی و رهایی از الگوهای آسیبزایشان میگویند و رواندرمانگرشان را فردی حاذق برای پیمودن این مسیر مشترک و گاه پرپیچ و خم میدانند. و اما شاید برای برخی این طور نباشد.
نویل سیمینگتن این کتاب را برای مراجعین رواندرمانی نوشته شده با این حال مطالعه آن حتی برای درمانگران نیز مفید است. کتاب توضیحاتی در رابطه با رواندرمانی اعم از هدف و شیوه کار آن بیان میکند و در ادامه به خصوصیات یک درمان و یک رواندرمانگر خوب نیز اشاره میکند.
مترجم در بخش یادداشت اشاره میکند: "به نظر من مخاطب کتاب حاضر هم رواندرمانگرانند و هم مراجعان آنها و چه بسا بیشتر گروه دوم. این کتاب که به قلم نویل سیمینگتُن، روانکاو برجسته انگلیسی ساکن استرالیا نوشته شده، حاوی نکاتی عمیق و دقیق درباره چیستی و چگونگی رواندرمانی است که با نهایت استادی و به زبانی ساده و همه فهم نوشته و با مثالهایی شیوا همراه شده است. به تجربه میدانم که فرایند رواندرمانی، فرایندی بینهایت پیچیده است و هربار و با هر مراجع، رنگ و بویی ویژه پیدا میکند و سفری نو آغاز میشود که در عین شباهت، تمایزهای جدی و اجتنابناپذیر خود را دارد و میبایست ویژگیهای منحصر به فرد مراجع و درمانگر را درنظر داشته باشد و از اینرو، به گمانم نمیتوان نسخهای حاضر و آماده برایش تجویز کرد. با اینحال میدانم که رواندرمانی معیارهایی حداقلی دارد که این فرایند پیچیده را از نمونههای مجعول آن متمایز میکند".