Skip to main content

اطمینان بخشی

پیگلت آروم به پو نزدیک شد و زیر لب گفت: پو
پو گفت: بله؟
پیگلت گفت:  هیچی؛ فقط می‌خواستم مطمئن بشم که هستی.

شاید این سناریوی کوتاه برای هر والدی آشنا باشد. همه کودکان به این نوع اطمینان بخشی‌ها نیاز دارند. هربار که کودکان در دنیای بیرون از خود دست به اکتشاف می‌زنند، مستقلانه کاری انجام می‌دهند، بازی می‌کنند، با محیط جدیدی آشنا می‌شوند و .. نیاز دارند مطمئن باشند که حواسمان به آنها هست، در صورت نیاز به آنها کمک می‌کنیم و از دیدن و بودن با آنها لذت می‌بریم.

همین طور نیاز دارند بدانند اگر زمانی احساسی را تجربه کردند که برایشان دشوار بود، می‌توانند روی پذیرش و حمایت ما حساب کنند و بدانند کمکشان می‌کنیم تا احساساتشان را تجربه کنند و آنها را سازمان دهند.

 

 

نگارنده متن: خانم روشنک محمدی

تاملی بر ذهن کودک

فرزندم،

 موجودی مستقل از وجود من.

هیچ کس نمی‌تواند دقیقا بداند که آن دیگری، حتی اگر فرزندش باشد، در لحظه، دقیقا چه چیزی را تجربه می‌کند، به چه چیز فکر می‌کند، چه چیزی را احساس می‌کند یا چه چیزی را ادراک می‌کند.

درباره ی همه‌ی این موارد تنها چیزی که می‌توانیم داشته باشیم، حدس ماست! حدس‌هایی که گاهی به واقعیت نزدیک و گاهی دور است.

این ظرفیت و توانایی که خود و فرزندمان را به عنوان موجودات مستقلی ببینیم ، توانایی مهمی در مسیر بهبود راه پر فراز و نشیب فرزندپروری است. اینکه بدانیم هر کدام از ما ذهن و تجربیات ذهنی خود را به شکلی متفاوت از دیگری داریم به ما کمک می‌کند تا بتوانیم رابطه‌ی امن تری با فرزندمان برقرار کنیم.

 

 

نگارنده متن: خانم روشنک محمدی

توقع از فرزندم

توقع امروز من از فرزندم؛
نیاز دیروز "من" است یا نیاز امروز "او"؟
شاید گاهی بتوانیم رد پای توقعاتمان از فرزندمان را در نیاز‌های برآورده نشده‌ی خودمان ببینیم.

گاهی لازم است از خودم به عنوان پدر یا مادر بپرسم؛

ممکنه کسی که نیاز داره خیلی موفق و بی عیب و نقص باشه، ضعیف نباشه، نترسه، غمگین نشه، از دیگران توجه زیادی دریافت کنه، من باشم؟ من در گذشته؟ من امروز؟
خوب است به خاطر داشته باشیم،بین باور داشتن به توانایی‌های فرزندمان و توقع زیاد و نامتناسب از او، تفاوت وجود دارد. توقعی که گاه در گذشته‌ی من برآورده نشده.

 

نگارنده متن: خانم روشنک محمدی