Skip to main content

شکل‌گیری دلبستگی در پدران و فرزندان/قسمت اول

پدران نقش منحصربه‌فردی در حمایت از جهان هیجانی کودک بازی می‌کنند. آنها فقط نان‌آور خانه نیستند، بلکه سلامت کلی اجتماعی، هیجانی و هوشی را برای کودک فراهم می‌آورند. تحقیقات نشان داده است که درگیری صحیح پدر در پرورش فرزند، باعث می‌شود که مشکلات رفتاری و روانشناختی و خطر بزهکاری در آینده، در کودک کاهش و هوش تعاملی کودک در موقعیت‌های اجتماعی افزایش یابد. با توجه به اینکه دلبستگی سازه‌ایست که بر اساس تعاملات کودک با مراقبین شکل می‌گیرد، هر دوی مراقبین (مادر/پدر) با رفتارهای خود می‌توانند حالت «بهشت امن» را برای پاسخگویی به نیازهای کودکشان فراهم کنند. کودک از طریق تکرار .الگوهای رفتاری که از مراقبین میبیند، یاد می‌گیرد که چه انتظاری باید داشته باشد و رفتارش را بر آن اساس تطبیق می‌دهد.

زمانی که از رابطه دلبستگی بین پدر و کودک صحبت می‌کنیم، سبک دلبستگی خود پدر که از تجارب زندگی‌ش شکل گرفته نیز مورد توجه قرار می‌گیرد. پدری که سبک دلبستگی امن دارد، به همسرش و پاسخگویی او به کودک، اعتماد دارد و با نزدیکی و ایجاد مسئولیت متقابل، سعی می‌کند عوامل اضطرابی و خطرات محیطی را به صورت سازندهای کاهش دهد. همچنین، این پدران تصویر مثبت‌تری از خود در نقش پدری و از تعامل با فرزندشان دارند و همین تصویر، باعث بروز رفتارهای سالم‌تری در هنگام مراقبت از کودک می‌شود. از آنجایی که عموما پدران وقت بیشتری را در تعاملات با نوزادشان برای بازی کردن (نسبت به نقش تغذیه‌کننده مادر) می‌گذرانند، در کودک، الگوهایی را «راه‌اندازی» می‌کند که باعث ارضای حس نیاز به غلبه بر موانع و تقویت اعتماد به نفس برای ورود به چالش‌هایی میشود که می‌داند در صورت بروز خطر، از طرف پدر مراق‌ت خواهد شد.

این الگو در کنار الگوی حمایت‌مدار مادر که بیشتر برای آرام کردن کودک حضور دارد، حالت اکتشافی‌تری دارد. اگر کودک احساس امنیت کند، از پایگاه حمایتی پدر برای کاوش جهان استفاده خواهد کرد. این تجارب، بعدها در نگاه کودک به خود، در محیطهای اجتماعی تاثیرگذار خواهد بود.

اهمیت رابطه پدر و دختر

حضور پدر در سالهای اول زندگی، در رشد شخصیت و اعتماد به نفس فرزند دختر از بسیاری جهات اهمیت دارد. یکی از مهمترین عناصر اعتماد به نفس در دختران، تصویری‌ست که آنها از بدن و وجوه ظاهری خود دارند. عشق بی قید و شرط پدر به همسر و فرزندانشان باعث می‌شود شکل‌گیری این تصویر در دختران، وجوه مثبت‌تری بگیرد. عموما پدرانی که کمالگرا هستند و در مورد هر مسئله ظاهری کوچکی ایراد می‌گیرند، باعث ایجاد تصویر منفی دختر از بدن خود می‌شوند که این تصویر منفی در برخی موارد، زمینه¬ای برای «اختلالات خوردن» فراهم می‌کند. همچنین اگر پدری، اظهارات کلامی یا غیرکلامی داشته باشد که دلالت بر این دارد که زن‌ها باید ویژگی‌های خاصی داشته باشند که زنانگی آنها را تعریف می‌کند؛ این مسئله نیز تصویر منفی از بدن خود را در فرزند دختر بیشتر می‌کند. 

این اظهارات ممکن است از طریق صحبتهای شرم‌دهنده در مورد بدن زنان (مثل مسخره کردن قد، وزن، مو و ظاهر اعضای بدن یک زن) یا حتی تاکید روی برخی معیارهای زیبایی در سینما و تلزیون باشد. گرچه دختران غالبا نقش جنسیتی زنانه را از رابطه با مادر و زنان نزدیک زندگی یاد می¬گیرند، اما آنچه که دختران در مورد نگاه جامعه به خود درونی می‌کنند، از رابطه با پدر (بخصوص رابطه پدر با مادرشان) نشات می‌گیرد. پدرانی که به طور کلامی یا غیرکلامی آزارگر، سرکوب‌کننده یا بی¬تفاوت به زوجشان هستند، به طور غیرمستقیم این پیام را به دخترشان می‌دهند که این، رفتاری رایج و طبیعی با زنان است و احتمال بیشتری دارد که دخترشان وارد روابط آسیب‌رسان در بزرگسالی شوند.

در مقابل، پدری که با عشق و مراقبت با خانواده خود رفتار میکند، این پیام را می دهد که زنان لایق احترام، محبت و مراقبتند و در روابط هم همین انتظار را باید داشته باشند.همچنین پژوهش‌ها نشان داده است که رابطه پدر و دختر، پیش‌بینی‌کننده‌ای قوی برای کارکرد تحصیلی در دختران است. گرچه هنوز دقیقا مشخص نشده که چه عناصری در بروز این کارکرد اثر دارند، اما زنانی که در بیشتر طول زندگی‌شان رابطه صمیمانه‌ای با پدر داشتند، در آزمونها و مسائل درسی عملکرد بهتری نشان داده‌اند.از طرف دیگر، حفظ تعامل و گفتگو با پدر، بخصوص در سنین نوجوانی، موجب می¬شود که فرزند دختر در روابط بعدی در اجتماع، الگوهای بهتری برای برقرار رابطه چه با مردان و چه با زنان به کار گیرد. تعاملات بین دختر و پدر از زمان تولد تا بزرگسالی، یکی از معیارهای مهم در توانایی بیان هیجانات، احساسات و تفکر در دختران است.

بازگشت رشدی در کرونا

اکنون که در دومین سال متوالی زندگی در شرایط همه­‌گیری کرونا هستیم و روال عادی زندگی برای همه ما تغییر کرده است، بسیاری از والدین دریافته­‌اند که رفتارهای کودکانشان تغییر عجیبی داشته است: به نظر می­‌رسد برخی از کودکان رفتارهای ناپخته‌­ای را نشان می‌­دهند که قبلا در سنین پایین‌تر داشتند! در برخی خانه­‌ها مسئله کنترل ادرار و مدفوع دوباره به چالشی بزرگ تبدیل شده، لجبازی و قشقرق­‌ها بیشتر شده، و به نظر می‌­رسد دیگر ساعات خواب و بیداری کاملا از کنترل والدین خارج شده است! پس اگر شما هم در دوران شیوع کرونا متوجه بروز برخی رفتارهای کودکانه در فرزندتان شدید، تنها نیستید.

بیایید اول با هم اصطلاح «بازگشت رشدی» را تعریف کنیم: طبق تعریف فروید، بازگشت یا عقب­گرد نوعی مکانیزم دفاعی است که در آن فرد در مواقع اضطراب‌­زا، تمایلی به برگشتن به دوران رشدی اولیه نشان می‌­دهد. به زبان ساده‌­تر، فرد در مهارت­‌هایی که قبلا کسب کرده بود به مشکل برمی‌­خورد. اغلب افراد تمایلی درونی و قوی برای رشد رو به جلو دارند. با این حال، بزرگ شدن و اشتیاق انجام کارهای جدید همیشه با اضطراب همراه است. این اضطراب ممکن است باعث شود فرد به طور موقت چند قدم در رشد به عقب بر­گردد. بنابراین بزرگسالان هم ممکن است مانند کودکان بازگشت را تجربه کنند. در حقیقت بازگشت، مکانیزمی خود مراقبتی­ست. فرد در جستجوی امنیت، به دورانی برمی­گردد که والدین برای آرام‌بخشی و مراقبت از او بیش از همیشه در دسترس بودند.

دوران همه‌­گیری ویروس کرونا بحران مراقبت و یادگیری کودکان را تشدید کرده است. به خاطر اختلال در فرآیندهایی مثل مدرسه رفتن، قرارهای دوستانه، بازی با همسالان و دیگر فعالیت‌های دلخواه، رفتارهای بازگشتی به طور فزاینده­ای رواج پیدا کرده است. بخشی از این مشکل نه به خاطر خود بیماری کرونا، بلکه به این علت است که به خاطر شرایط قرنطینه و زمان­‌های طولانیِ ماندن والدین در کنار کودکان، والدین بیش از پیش درگیر فعالیت­‌ها و یا درس خواندن کودکان شده‌­اند.

  • به کدام رفتارها، رفتارهای بازگشتی می­‌گوییم ؟

به یاد داشته باشیم گاهی اوقات در زمان­‌های عادی هم بسته به میزان اضطراب یا بروز تغییر و تحولات اساسی در زندگی، کودکان رفتارهای بازگشتی نشان می‌­دهند. رفتارهایی مثل حرف زدن کودکانه، نیازمند کمک بودن در آداب دستشویی، کارهای شخصی و به خواب رفتن. ممکن است دیده باشید کودکتان ترس از تنها ماندن دارد، دوباره به خوردن پستانک یا انگشتش روی آورده، برای رسیدن به خواسته‌­اش غرغر می‌­کند، گاز می­گیرد، چنگ می­‌اندازد، یا زمانی که با او صحبت می­‌کنید خود را به آن راه می­زند. خیلی از کودکان چسبندگی نامناسب با سنشان نشان می­‌دهند؛ برای مثال اصرار دارند همه­‌جا کنار مادر باشند یا حتما روی پای مادر بنشینند.

 

کنار آمدن با احساسات و ابراز آن‌ها هم می‌­تواند واقعا چالش برانگیز باشد. به همین دلیل در زمان‌های فشار، در کودکان چه بزرگ و چه کوچک، قشقرق و ابراز خشم انفجاری را گه‌گاه می‌­بینیم.

مشکلات رفتاری هم حیطه دیگری از رفتارهای بازگشتی است. ممکن است متوجه شویم کودکمان به خاطر نبود دوستان و معلمش، شدیدا غمگین شده و احساسات و رفتارهای اغراق شده­‌ای در محیط خانه نشان می‌­دهد که سابقه نداشته است. این رفتارهای غیرقابل پیش بینی برای والدین بسیار تکراری و خسته کننده خواهند شد و ممکن است منجر به بروز رفتاری نامناسب در والد یا کودک شود

 

نگارنده متن: خانم ریحانه ملاصالحی

بازگشت رشدی و آداب دستشویی

این مورد یکی از رفتارهای بازگشتی رایج در دوران رشد است. توجه داشته باشید که اغلبِ کودکان نوپا به دلیل عدم رشد یافتگی کلامی و درک هیجان‌های خود، اضطرابی را که در پی وقوع تغییراتی در منزل یا محیط آموزشی باشد به صورت عدم کنترل بر ادرار یا مدفوع نشان می‌دهند. به همین دلیل برای کمک به کودکتان، اگر حدس می‌زنید چیزی باعث اضطراب کودکتان شده است، کودکتان را حمایت کنید تا بتوانید با هم بر راهکارهایی برای بهبود اضطراب او کار کنید. ممکن است به صورت موقتی استفاده از پوشک شرتی هنگام خواب و دیگر راهکارهای رفتاری کمک کننده باشد. می‌توانید تعداد دفعاتی که کودک در شب خشک می‌ماند را یادداشت کنید. این مسئله کمک می‌کند رشد تواناییِ کودک در کنترل خود در طول زمان را تخمین بزنید.

اجازه دهید کودک درک کند که شما در کنار او خواهید ماند تا بتواند توانایی خشک ماندن در طول شب را مجددا به دست بیاورد. همزمان، به کودک کمک کنید برای انجام کارهای کوچک مناسب سنش مثل لباس پوشیدن و لباس در آوردن، شستن دستش، تمیز کردن بشقابش و...  فعالانه مشارکت کند. حمایت از رفتارهای مناسب سن در جهت کسب استقلال باعث می‌شود توانمندی و اعتماد به نفس کودک تقویت شود.

 

نگارنده متن: خانم ریحانه ملاصالحی

تجربه تروما در دوران کودکی، تاول‌هایی از جنس ترس و خشم

اتفاقات بد در طول زندگی برای هر کودکی ممکن است رخ بدهند. بعضی از اتفاقات مانند حوادث طبیعی، بیماری و بستری شدن کودک، یا فوت یکی از نزدیکان، غیرقابل اجتناب هستند؛ اما برخی حوادث ممکن است جهان کودک را زیر و رو کنند و حس امنیت و بهزیستی روانی کودک را تهدید کنند.

بر اساس تعریف سازمان ملی سلامت آمریکا، تجربه آسیب‌­زا (تروما) در کودکی یعنی «تجربه‌­ای که برای کودک، به صورت عاطفی دردناک یا رنج‌­آور باشد و باعث شود که اثرات بلندمدت روانی و جسمانی بر او باقی بگذارد.» در حقیقت آسیب تروماتیک، اتفاقی است که می‌­تواند یکپارچگی روانی و جسمی کودک راتهدید کند.

این تعریف به ­آن معنا نیست که اتفاق آسیب‌­زا فقط باید برای خود کودک بیافتد تا برای او ضربه جدی تلقی شود؛ گاهی حتی نظاره­‌گر بودنِ رنج یک نگاره دلبستگی، می­تواند تجربه تروماتیکی برای کودک به دنبال داشته باشد. قرار گرفتن مداوم در معرض اخبار ناگوار هم نتیجه مشابه‌ای بر روان کودک دارد. برخی تروماها در خلال تجاربی پیش می­‌آیند که از نظر والدین چندان بزرگ نیست، یا والدین فکر می­کنند کودک به ­‌سنی نرسیده که درک چندانی از آن داشته باشد. مثلا حادثه تصادف زمانی که کودک در ماشین بوده، یا کودکی که در مدت زمانی طولانی مشاجرات فراوان والدین را شنیده است.

گرچه طبیعتا یادگیری درک، پردازش و کنار آمدن با سختی­‌ها و آسیب‌­ها بخشی طبیعی از فرآیند رشد در کودک است؛ اما گاهی، کودک نمی‌­تواند این فرآیند را به طور سالمی طی کند. یک حادثه، یا مجموعه حوادث تکرار شونده، می­‌تواند کودک را در حسی فراگیر از ترس و فقدان رها کند و باعث شود او حس عدم امنیت یا عدم کنترل بر وقایع زندگیش داشته باشد. این مسئله می‌­تواند به حدی تشدید شود که سد راه رشد طبیعی جسمانی، هیجانی، اجتماعی و هوشی در کودک گردد.

  • انواع رویدادهای تروماتیک در دوران کودکی و نشانگان آن

کودکان در هر سنی، بزرگ یا کوچک، رویدادهای آسیب‌­زا را تجربه می­کنند؛ اما مهم است هشیار باشیم که کودکانِ سنین کوچک‌تر قادر نیستند که با کلمات، احساس ترس یا بی‌پناهی خود را بیان کنند. در سنین پایین‌تر، نشانه­‌های اختلال اضطراب پس از ضربه، اغلب خود را به صورت عدم تنظیم‌­یافتگی رفتاری و هیجانی نشان می­‌دهد. این کودکان ممکن است نشانه­‌هایی نظیر چسبندگی بیش از حد، ترس از موقعیت‌های جدید، کاهش آستانه تحمل، مشکلات توجه و تمرکز یا رفتارهای ناگهانی و خشونت­بار نشان دهند.

برخی عوامل آسیب­‌زای رایج در دوران کودکی واضح هستند و شما ممکن است آنها را زودتر دریابید. تجاربی مانند: تصادفات، آشوب و عدم کارآمدی محیط منزل (شامل خشونت­‌های خانگی، مشکلات روانی والدین، سوء­مصرف مواد و الکل در والدین و یا محیط سرکوب‌گر)، فوت یکی از عزیزان، و آزار جنسی.

اما برخی تجارب آسیب‌­زا ممکن است از چشم شما دور بمانند و یا در طول مدت زمانی طولانی بر روان کودک آسیب وارد کنند. تجاربی مانند: مورد قلدری قرار گرفتن کودک یا تجربه مورد آزار قرار گرفتن در محیط‌­های مجازی، آزار عاطفی و کلامی یا نادیده گرفته شدن در محیط منزل، آسیب­‌های جسمی متعدد به علت بی­‌تو‌جهی مراقبین، جدایی زودهنگام از مراقب اولیه، اضطراب­‌های ناشی از وجود فقر در خانواده، بروز مشکلات پزشکی ناگهانی یا جدی برای کودک یا مراقبین اصلی، خشونت در منزل، محیط مدرسه، یا جامعه ای که کودک در آن پرورش می‌یابد و تعدد ناآرامی­‌ها، جنگ یا مسائل تروریستی در جامعه، همگی می­‌توانند باعث اختلالات مرتبط با آسیب و تروما در کودک شوند.

بروز برخی نشانه­‌ها هستند که به شما کمک می­کند درک کنید که کودکتان در حال تجربه سخت و آسیب­زایی­ست، تا بتوانید مداخلات زودهنگام انجام دهید. نکته مهم این است که شما به عنوان والدین بهتر از هرکسی کودکتان را می­شناسید و این سبب می­شود بتوانید زودتر متوجه تغییرات در دنیای درونی کودکتان شوید. برخی از این نشانه‌­ها عبارتند از:

  • تغییر در اشتها
  • بروز مشکلات خواب، کابوس دیدن
  • مشکل در توجه و تمرکز
  • مشکلات روان­تنی مانند سردرد، دلپیچه
  • چسبندگی بیش از حد کودک به شما
  • افزایش ناگهانی و نامتناسب خشونت در رفتار کودک
  • مشکلات در ارتباط با بچه های دیگر
  • مشکلات در مدرسه
  • بروز رفتارهای بازگشتی و رفتارهای کوچکتر از سن
  • بی قراری یا گوشه‌­گیری

 

  • دلبستگی و تجربه تروما:

رابطه کودک با مراقبینش چه والدین، چه مادربزرگ و پدربزرگ و چه افراد دیگر خانواده برای سلامت جسمانی و هیجانی او حیاتی­ست. رابطه و دلبستگی بین مراقب و کودک، به کوچکترها می‌­آموزد که بتوانند به دیگران اعتماد کنند، احساساتشان را تنظیم کنند و با جهان اطرافشان ارتباط برقرار کنند.

تجربه تروما در جهان کودک باعث می­‌شود اعتماد او به مراقبینش تزلزل پیدا کند. برای او دیگر سخت است به جهان پیرامون اعتماد کند و این احساس در او تقویت می‌­شود که جهان جای ترسناکی­ست و همه بزرگترها خطرناک هستند. مجموعه این فرآیندهای درونی، سبب می­شود کودک در ایجاد و برقراری ارتباط در دوران کودکی به مشکل بر بخورد و رابطه خوبی با همسالان برقرار نکند. اگر رویداد تروماتیک (آسیب­‌زا) درک و پردازش نشود، این مشکلات رابطه­‌ای به سنین بزرگسالی هم کشیده خواهند شد.

  • چطور به کودکمان کمک کنیم؟

 کلید اصلی کاهش اثرات تجربه تروماتیک ­(آسیب‌­زا) بر سلامت کودک، حمایت خانواده است. برای اینکه به کودکتان کمک کنید آسیبی که دیده است را درک و پردازش کند، لازم است:

  • کودکتان را تشویق کنید در مورد احساساتش صحبت کند و احساسات او را معتبر بشمارید. اگر ترسیده، خشمگین یا ناایمن است، به هیجانات او گوش دهید و سعی نداشته باشید که به اجبار، احساس او را تغییر دهید یا انکار کنید.
  • اگر سوالی می‌کند، صادقانه به آن پاسخ دهید.
  • به کودکتان اطمینان دهید که هرکاری از دستتان بر بیاید برای ایجاد حس امنیت در او می­‌کنید.
  • تا جایی که در توان دارید، به برنامه های معمول روزانه­تان در حالت عادی برگردید.
  • مدیتیشن و انجام تمرینات تن­آرامی و ذهن­آگاهی می­تواند به بهبود نشانه­های جسمی در پی بروز آسیب در کودکتان کمک کند.

بر اساس سن و نیازهای کودکتان، ممکن است نیاز باشد تا از رواندرمانگر حرفه­ای برای بهبود مسائل رفتاری و هیجانی کمک بگیرید. بسیار لازم است که والدین بتوانند در ابتدا تاثیر رویداد آسیب­زا بر خود و حالات روانی خود را برآورد کنند و در صورت مشکل، ابتدا برای مشکلات خود کمک حرفه­ای دریافت کنند. وگرنه در صورت پریشانی والد، همراهی آنها با کودک کمکی به بهبود کودک نخواهد کرد.

 

 

نگارنده متن: خانم ریحانه ملاصالحی

حمایت از والدین در دوران کرونا

کودکان اغلب، رفتارهای مراقبین را تقلید می‌کنند، پس والدین برای کمک به کودکشان، ابتدا باید برای مدیریت اضطراب خود، حمایت‌ها و راه‌حل‌هایی دریافت کنند. بسیاری والدین در عین حال که خودشان به صورت دورکار مشغولند، مجبورند با چالش‌های آموزش مجازی و نگهداری از کودک در منزل دست و پنجه نرم کنند. احساس گناه والدگری در دوران کرونا تشدید شده است. والدین به خاطر انزوای اجتماعی فرزندانشان، برای مهارت‌های اجتماعی و فرصت‌های یادگیری و بازی او، نگران هستند. کودکان، گیرنده‌های قوی برای نگرانی والدین دارند، بنابراین گاهی بیان نگرانی‌هایتان باعث اطمینان‌بخشی به کودکتان می شود. اجازه دهید کودکتان از علت نگرانی شما، در حد مناسب سنش، مطلع شود.

برای مثال «این اوضاع، برای مامان و بابا هم خیلی سخته و ما بیشترین تلاشمون رو می‌کنیم تا به بهترین شکلی که از دستمون برمیاد، کمک کنیم توی این شرایط یاد بگیری و یا بازی کنی.» والدین در این شرایط دشوار کنونی بسیار احساس تنهایی می‌کنند. برای بسیاری از آنها، کمک‌کننده است که بدانند باقی والدین هم احساس مشابهی دارند. اگر والدین بدانند تنها نیستند، برایشان آرامبخش است. این احساس بی‌پناهی، خستگی، احساس گناه و نگرانی مشترک است. ما در دوران سختی به سر می‌بریم.

 

نگارنده متن: ریحانه ملاصالحی

رشد طبیعی کودک و کرونا

بسیاری والدین نگران این موضوع‌ا‌ند که کودکشان به علت این همه‌گیری، عقب نمانده باشد و اینکه آیا کودکشان می‌‍‌‌تواند خود را به سطح رشد مورد انتظار سنی‌ش برسانند؟ این موضوع قابل پیش‌بینی نیست. ما امیدوار می‌مانیم که کنجکاوی ذاتی کودکان، انگیزه و تاب‌آوری آنها، این امر را تحقق ببخشد و به رشد عادی خود بازگردند. تا آن زمان برای کمک به غنی‌سازی رشد کودکتان، با او کتاب بخوانید و راه‌هایی جدید برای در کنار هم ماندن و یادگیری پیدا کنید. با هم فکر کنید و در مورد آنچه در جهان بیرون رخ می‌دهد صحبت کنید. با هم بازی کنید و تلاش کنید تا در کنار هم رشد کردن را یاد بگیرید. همیشه به یاد داشته باشید بزرگترین کاری که می‌توانید برای کودکتان بکنید، فراهم کردن محیطی برای عشق و مراقبت از آنهاست. محیطی غنی از عشق، همیشه فرصتی برای جوانه‌زدن و شکوفایی به همراه خواهد آورد.

رفتارهای بازگشتی و نوجوانی

بزرگترین آسیبی که نوجوانان در شرایط قرنطینه تجربه می­کنند، حس انزوا، دور ماندن از دوستان و محیط اجتماعی و احساس درماندگی­‌ست. برخی والدین ممکن است این درگیری­‌های درونی را به صورت مشکلات فوران خشم ناگهانی و نامتناسب در نوجوانشان مشاهده کنند.

 نوجوانتان را حمایت کنید تا راه­‌های تنظیم هیجانی را بازیابی کند. ا ز پیشنهاد به قدم زدن، صحبت کردن و ورزش گرفته تا راه‌هایی مثل تنفس عمیق، نقاشی، موسیقی، طراحی یا هر راه قابل قبولی برای ابراز صحیح آن. سعی کنید به او کمک کنید تا در این دوران به طریقی سالم بتواند با دوستان و عزیزانش در تماس بماند.

با او همراه شوید و از راهبردهای تنظیم هیجان کمک بگیرید تا به او در شناخت و درک از احساسات خود کمک کنید. عباراتی مانند «می­‌تونم ببینم چقدر به هم­ریخته و ناراحت هستی. دوست دارم بدونم در درونت چی می‌گذره» کمک می­‌کند که پل ارتباطی بین درک نیاز درونی نوجوان و علل فوران خشمش، ایجاد شود. بیشتر اوقات، هیجاناتی که زیر این آتش­فشان خشم هستند، ملغم‌ه­ای از خشم، ترس، غم، اضطراب و... هستند که به کودکتان هجوم آورده است. به رسمیت شناختن این هیجانات و درک اینکه چقدر زندگی در دوران کرونا سخت و متفاوت است، به نوجوان در تنظیم هیجان­‌هایش، کمک خواهد کرد.

سال‌های نوجوانی، سالهایی پرچالش، مملو از اشتیاق، درد، تقلا و اضطراب برای هم والد و هم نوجوان است. چرا که اصلی‌ترین تکالیف رشدی در این دوران، برداشتن قدمهایی بزرگ به سمت خودکفایی و استقلال است و نباید فراموش کنیم که بحران همه‌گیری کرونا، تهدیدی اساسی برای نیازهای خودکفایی و استقلال در نوجوانان شده است.

 

 

نگارنده متن: خانم ریحانه ملاصالحی 

شکل‌گیری دلبستگی در پدران و فرزندان / قسمت دوم

پدرانی که سبک دلبستگی ناایمن دارند، نگاه منفی‌ای به نقش والدگری خود دارند و برایشان همراه شدن با نیازهای کودک دشوار است. آنها اغلب، احساس لذت و رضایت کمتری در ارتباط با کودک دارند و بیشتر از والدین ایمن، خلق و خوی کودکشان را دشوار ارزیابی می‌کنند. پدرانی که خودشان دلبستگی اضطرابی دارند، اغلب تمایل دارند کودکشان را ترسو، دچار مشکل تمرکز و پر سر و صدا ارزیابی کنند. همچنین پدرانی با سبک دلبستگی اجتنابی، اغلب گزارش می‌دهند که تمایل کمتری به والد شدن داشتند، احساس اضطراب بالاتری از مسئولیت های پدرانگی می‌کنند و از زمان تولد کودکشان، احساس عدم رضایت و عدم معنا در نقش پدری دارند. از آنجایی که افراد اجتنابی در مورد هیجانات منفی حس راحتی ندارند، نمی‌توانند آشفتگی را در کودکشان تشخیص و پاسخ همدلانه دهند.

 به همین دلیل افرادی که سبک دلبستگی ناایمن دارند، در والدگری احساس ترس و اضطراب بیشتری می‌کنند و احتمال بیشتری دارد که رفتارهای آسیب‌رسان به کودکشان بروز دهند. پدران ناایمن، اغلب در رفتار با کودکشان کمتر گرم می‌گیرند و در هنگام بازی، قانون‌مدارتر رفتار می‌کنند. کودکان این گروه از پدران، اغلب در سالهای پیش‌دبستان، پرخاشگرتر، غیراجتماعی‌تر و خجالتی‌تر از همسالان گزارش شده‌اند. میزان حمایت، تشویق، رفتارهای غیر دخالت‌کننده و چالش‌های مناسب سن که پدر فراهم می‌آورد، می‌تواند پیش‌بینی‌کننده خوبی برای پرورش حس توانمندی و خودتنظیمی در کودک باشد. زمانی که در بازی‌های جسمی (مثل کشتی، فوتبال و....) پدر در عین فعال بودن در بازی، حد و حدودی برای فعالیت مشخص می‌کند، کودک توانمندی ساخت رفتارهای مناسب اجتماعی را درک و به محیط‌های بیرون منزل، گسترش می‌دهد. 

در کنار این، رضایت همسران از رابطه نیز شاخص مهمی در عملکرد والدگری آنهاست. مادرانی که مشوق هستند و به توانمندی‌های پدر در پاسخدهی به کودک ایمان دارند، باعث می‌شوند پدر حس رضایت بیشتری از نقش خود داشته باشد و به همین دلیل بیشتر در فعالیت‌های مراقبت از کودک درگیر شود. این پدران در فراهم کردن ساختار و تصمیم‌گیری و برنامه‌ریزی برای کودک نقش فعال‌تری دارند، چون بیش از حس انتقاد، احساس حمایت از سمت مادر دریافت می‌کنند و همین باعث افزایش اعتماد به نفس پدرانه در آنها می‌شود.