Skip to main content

شفقت به خود؛ راهی برای پذیرش خویشتن

در زندگی زمان‌هایی است که احساس می‌کنیم از خود ناراضی هستیم،‌ ضعف‌های خود را بیشتر از آنچه هست می‌بینیم و مدام خودسرزنش‌گری می‌کنیم و شفقت به خود جایی در درونمان ندارد. با وجود مسئولیت‌های شخصی و شغلی زیاد، سپری کردن زمانی برای تفکر در مورد خود آخرین چیزی است که در این لیست قرار می‌گیرد. نداشتن شفقت به خود اگرچه مشکل بزرگی به نظر نمی‌رسد با این حال با گذشت زمان اثرات آن در روانمان پدیدار خواهد شد.

شفقت به خود پذیرش مهربانانه خویشتن است؛ شما فضایی را می‌آفرینید که در آن به دور از قضاوت با خود به گرمی برخورد می‌کنید، همان رفتاری که ممکن است با یک دوست داشته باشید،‌ شما می‌پذیرید که به عنوان یک انسان ممکن است خطاهایی داشته باشید و خود را به خاطر آنها سرزنش نمی‌کنید.

پرورش شفقت به خود به ما کمک می‌کند تا احساس بهتری نسبت به خود و توانایی‌های خود داشته باشیم. حتی اگر در زندگی کاری و حرفه‌ای خود موفق باشیم ممکن است قادر نباشیم از آن به اندازه کافی لذت ببریم. بخشی از پرورش شفقت به خود شامل مراقبت از خود می‌شود، تصمیم‌گیری در مورد کارهایی که می‌توانید در جهت مراقبت از خود انجام دهید کاملاً فردی است، با این حال می‌توانید از درست کردن لیستی از آنچه که موجب آرامش و شادی شما می‌شود شروع کنید،‌ در خلال این فعالیت‌ها می‌توانید بیشتر در مورد خود تأمل کرده و بدانید.

برخی از افراد گمان می‌کنند که خودمراقبتی فعالیتی خودخواهانه و خودپسندانه است؛ واقعیت این است که عکس این موضوع درست است، اگر از خود بهتر مراقبت کنیم بهتر می‌توانیم از افرادی که با آنها تعامل داریم مراقبت کنیم. قدرتمند‌ترین افراد کسانی هستند که نسبت به خود، شرایطشان و دیگران احساس شفقتی اصیل دارند.

داشتن شفقت به خود قدمی اساسی در جهت داشتن شفقت به دیگران است. به عبارت دیگر شما بهتر می‌توانید خود را جای دیگران گذاشته و احساسات آنها را درک کنید. می‌توان گفت شفقت به خود شیوه‌ای نو در ارتباط با خود و دیگران است.

در ادامه تمریناتی ساده برای شفقت ورزیدن به خود آمده است که می‌تواند باعث آرامش و رضایت بیشتری در زندگی شود:

تمرین اول: با یک دوست چگونه رفتار می‌کنید

فکر می‌کنید اگر با خود به همان شیوه‌ای تعامل کنید که با یک دوست می‌کنید چه تفاوتی به وجود بیاید؟ در زمان‌هایی که در حال کشمش با خود هستید لحظه‌ای توقف کرده و با خود مکالمه‌ای داشته باشید مشابه آنچه که با دوست خود در همان موقعیت دارید، می‌توانید تفاوت را احساس کنید؟

تمرین دوم: یافتن شفقت به خود از درون نوشته‌ها

هرکسی چیزی در درونش دارد که دوست ندارد،‌ چیزی که او را خجالت‌زده می‌کند و به او می‌گوید که به اندازه کافی خوب نیست. نامه‌ای به خود در مورد این مسأله بنویسید و این‌بار سعی کنید از منظر پذیرش و شفقت به خود به آن نگاهی بیندازید

تمرین سوم: مراقبت از مراقبت‌کننده

شاید در طول زندگی باید از افرادی مراقبت کنید و یا در شغلتان باید به دیگران یاری برسانید. هرآنچه که باشد شما نیاز دارید باتری ‌های خود را دوباره شارژ کنید تا بتوانید نیروی کافی برای ادامه راه داشته باشید. به خود اجازه دهید تا نیازهای خود را برآورده کنید،‌ این کار نه تنها کیفیت زندگی شما را بهتر خواهد کرد بلکه کمک می‌کند بهتر بتوانید دوباره کنار آنهایی که به شما تکیه کرده‌اند بایستید. می‌توانید در مواقع فشار روانی جملات حمایت‌آمیز و تسکین‌دهنده‌ای به خودتان بگویید یا کارهایی را انجام دهید که در راستای آرامش و امنیت شما باشند. این‌کارها باعث می‌شوند در کنار مراقبت از دیگران،‌ از خودتان نیز مراقبت کنید.

میخواهم آرامت کنم

زمانی که فرزند شما به هر دلیلی به هم ریختگی هیجانی دارد اولین راه برای کاهش این به هم ریختگی رساندن این پیام به کودک است که "می‌دانم جای تو بودن بسیار سخت است".
اگر شما به درستی بتوانید وارد دنیای کودکانه فرزندتان شوید، درمی‌یابید که احتمالا در جایگاه کودکانه‌اش چه هیجاناتی را تجربه می‌کند. این به این معنا نیست که شما واکنش هیجانی کودکتان به موقعیت را درست در نظر بگیرید. گاهی با وجود اینکه می‌دانیم که هیجانات و رفتارهای کودک متناسب با شرایط نیست اما لازم است که در وهله اول آن ها را تصدیق کنیم. در این صورت این پیام را به کودک داده‌ایم که احساساتش قابل پذیرش و واقعی هستند حتی اگر متناسب با شرایط نباشند. برای مثال کودکی را تصور کنید که ادعا می‌کند که در اتاقش گرگ دیده است و به همین دلیل شب ها در اتاق خودش نمی‌خوابد. مسلما شما به عنوان یک بزرگسال می‌دانید که این داستان غیر واقعی است. اما اگر بخواهیم از آن عبور کنیم به شرح زیر عمل می‌کنیم:
تو فکر میکنی که یه گرگ تو اتاقته، چقدر ترسناک! من هم اگه فکر می‌کردم یه گرگ زیر تختمه خیلی می‌ترسیدم و نمی‌تونستم راحت تو اتاقم بخوابم. حالا بیا باهم بریم تو اتاقت ببینیم پیداش می‌کنیم؟ با هم وارد اتاق می‌شوید، چراغ را روشن و تمام زوایای اتاق را بررسی می‌کنید. پس از آن با کودکتان صحبت کنید. " خب ما همه اتاق رو گشتیم، به نظر میاد که گرگی اینجا نیست و تو می‌تونی با خیال راحت بخوابی"
چیزی که در اینجا مسئله را حل کرده است در واقع تصدیق احساس او توسط شماست. بسیاری از والدین در مواجه شدن با مثال بالا، همراه کودک اتاق را میگردند، اما تعداد کمی از آن‌ها نسبت به ترس در فرزندشان همدلی دارند و آن را تصدیق می‌کنند. بنابراین آنچه که این مثال را متفاوت می‌کند، روحیه متفاوت والدین است نه لزوما رفتاری متفاوت!!

نگارنده متن: خانم آذین ناطقیان