Skip to main content

تربیت کودک برای مغزی یکپارچه

سیگل و برایسن این کتاب را برای تمامی کسانی نوشته‌اند که با کودکان سر و کار دارند؛ به عبارتی برای تک تک ما.
برای ما که در مواجهه با ترس‌ها، پرخاشگری‌ها، آشفتگی‌ها و رفتا‌رهای آزاردهنده دیگر کودکانمان گاهی دچار سردرگمی می‌شویم و نمی‌دانیم چه کار کنیم. این کتاب راهنمای ساده‌ای برای درک رفتارها شناخت دنیای درونی کودکان براساس شناخت مبانی مغزی آنها است.

کتاب با زبانی بسیار ساده، ما را به شناخت نیمه چپ و راست مغز و کارکردهای هر بخش دعوت می‌کند تا به واسطه‌ی این شناخت در مواجهه با رفتارهای تازه و ناشناخته کودکمان سردرگم نشویم. بد نیست بدانید یکپارچگی مغز چیست و چرا مهم است؟ بیشتر ما به این واقعیت نمی‌اندیشیم که مغز ما دارای بخش های بسیار گوناگونی با وظیفه‌ای خاص برای خود است. برای مثال، سمت چپ مغز به شما کمک می کند تا تفکر منطقی داشته باشید و افکار را به شکل جمله ها، سازماندهی کنید، و بخش راست مغزتان به شما کمک می‌کند عواطف و احساسات را تجربه کنید و نشانه های غیر کلامی را درک وتعبیر کنید.

در این کتاب قرار نیست در مقابل تمامی ناکامی‌ها و ناامنی‌های کودکانمان قد علم کنیم، و یا با فرار‌کردن از این لحظه‌ها انکارشان کنیم؛ قرار‌است در دل یک رابطه‌ی واقعی، هیجانات، افکار، نیازها و تصورات کودکانمان را بشناسیم و به آنها در شناخت دنیای درونی شان کمک کنیم.

 

 

دنیل جی سیگل، تیناپین برایسن / ترجمه شادی جهرانی

ناهماهنگی دردلبستگی

حتی در بیشتر دلبستگی‌های ایمن، همیشه هماهنگی کامل وجود ندارد. والدین همیشه به طور بهینه‌ای پاسخ نمی دهند و اصلاً نیازی به این بی‌عیب بودن نیست. کنش‌های تبادلی میان نوزاد و والد نشان دهنده تغییر‌پذیری لحظه‌به‌لحظه درجه هماهنگی، درک و پاسخدهی متقابل است. عدم هماهنگی‌های کامل میان کودک و والد در ارتباطات روزمره، کاملاً طبیعی است و این ناهماهنگی برای رشد کودک ضروری به نظر می‌رسد. نشانگر دلبستگی ایمن، توانایی والد و کودک برای استفاده از مهارت‌های مقابله فعال برای ترمیم چنین ناهماهنگی ها و بنابراین، کسب مجدد تعادل برای نوزاد و روابط دلبستگی است (ترونیک و جیانینو ، 1986).

برای مثال، وقتی والد به شدت مشغول کاری است یا حتی افسرده است، نوزاد با دیدن وی احساس دوری می‌کند که این یک ناهماهنگی ضعیف است. ممکن است کودک غر زده یا به جای آن لبخند بزند و پاهایش را تکان دهد تا توجه مادر را به خود جلب کند. به محض آنکه مادر پاسخ می‌دهد، ناهماهنگی پایان یافته و احساس ایمنی دوباره برقرار می‌شود. سیگل  اشاره می‌کند که " ترمیم به کودک کمک می‌کند تا بیاموزد زندگی پر از لحظات اجتناب‌ناپذیر سوء‌تفاهم و ناهماهنگی است و ارتباطات از دست رفته می‌تواند شناسایی شده و ارتباط دوباره برقرار شود"