Skip to main content

آذین ناطقیان

  • پیش نام: خانم
  • تخصص: روان‌درمانگر رویکرد دلبستگی و ذهن‌سازی
  • سوابق تحصیلی:

    کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی گرایش خانواده

  • دوره‌های گذرانده شده:
    1. دوره کامل  روان درمانی کودک
    2. دوره کامل مداخلات والد و کودک مبتنی بر نظریه دلبستگی  
    3. دوره درمانگری بزرگسال با رویکرد ISTDP 
    4. دوره سوپرویژن درمان ISTDP  
    5. دوره روان درمانی با رویکرد ذهنی سازی و منتالیزیشن   
    6. چهار دوره روابط گروهی 
    7. دوره پیشرفته تسهیل گری روابط گروهی
    8. دوره مربیگری مهارت های ازدواج _ وزارت ورزش و جوانان
    9. دوره روان درمانی کودک با رویکرد ذهنی سازی و منتالیزیشن
  • حوزه فعالیت: روان‌درمانی و بازی‌درمانی کودک 3 تا 11 سال
  • مدرس کارگاه:

    والدگری تاملی

  • روز حضور در کلینیک: سه‌شنبه و آنلاین
  • پایان‌نامه:

    اثربخشی برنامه والدگری تاملی بر کاهش مشکلات رفتاری-هیجانی کودکان پیش دبستانی (کارشناسی ارشد)

  • مقالات:
    1. ناجیان, عسل, نجاتی, وحید. (2017). تاثیر توانبخشی شناختی مبتنی بر حرکت بر بهبود توجه پایدار و انعطاف‌پذیری شناختی کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه و بیش فعالی. فصلنامه علمی-پژوهشی طب توانبخشی, 6(4), 1-12.‎
    2. نجاتی, وحید, ناجیان, عسل, اکبرپور. (2017). بررسی تأثیر توانبخشی شناختی مبتنی برحرکت بر بهبود حافظه جاری کودکان مبتلا به اختلال کمبود ‌توجه/فزون‌‌کنشی. مجله علوم روانشناختی, 15(60), 504-517.
    3. نجاتی, وحید, آبادی, رمضان‌نیا, ناجیان, عسل. (2016). بررسی توجه پایدار در کودکان مبتلا به اختلال کمبود توجه/فزون کنشی و کودکان عادی. مجله علوم روانشناختی, 15(58), 276-288.
    4. Nejati, V., Salehinejad, M. A., Nitsche, M. A., Najian, A., & Javadi, A. H. (2017). Transcranial direct current stimulation improves executive dysfunctions in ADHD: implications for inhibitory control, interference control, working memory, and cognitive flexibility. Journal of attention disorders, 1087054717730611.

آسیب‌های دوران کودکی چگونه در روابط صمیمانه ظاهر می‌شود؟(قسمت اول)

همانطور که کودک در حال رشد است به مراقبین خود به عنوان الگوهایی از نحوه تعامل به دنیای اطراف نگاه می‌کند. شیوه‌هایی که نگاره‌های دلبستگی‌مان با ما و با خودشان تعامل می‌کردند دیدگاه ما را نسبت به دنیای بیرونی و اطرافیانمان شکل دهد. این به نوبه خود می‌تواند بر احساس ما نسبت به خودمان،‌ شیوه تعامل ما با دیگران و نحوه شکل‌دادن روابطمان تأثیر بگذارد.

اگر این مراقبین به شیوه‌هایی ناسالم و ناکارآمد رفتار کنند احتمال اینکه کودکان نیز این الگوهای ناسالم را درونی کنند زیاد است. در بسیاری از افراد تأثیر آسیب‌های دوران کودکی در روابط ناکارآمد بین‌فردی مشاهده می‌شود. تا زمانی که به بینشی هیجانی از تأثیر گذشته در روابطمان دست پیدا نکنیم معمولاً همان رفتارها را در بزرگسالی تکرار خواهیم کرد.  اما این تأثیر چگونه در روابط عاطفی و صمیمانه بروز پیدا می‌کند؟

۱.ترس از رها شدن

کودکانی که توسط مراقبین خود نادیده گرفته شدند و یا مورد غفلت واقع شدند اغلب در بزرگسالی با ترس از طرد و رها شدن دست‌و‌پنجه نرم می‌کنند. ترس اصلی در رابطه این است که شریک زندگی در نهایت او را ترک کند اما این افکار در موقعیت‌های روزمره نیز به چشم می‌خورد. مضطرب شدن زمانی که شریک زندگی به تنهایی سفر می‌رود، ناتوانی در تسکین خود به هنگام مشاجره، حسادت شدید و حس مالکیت نمونه‌هایی از این مورد هستند.

۲.زودرنجی و تحریک‌پذیری زیاد

زمانی که در محیطی بزرگ می‌شویم که اغلب مورد انتقاد قرار می‌گیریم و یا مدام شاهد انتقاد از دیگران هستیم می‌آموزیم که این تنها راه طبیعی برای ابراز نارضایتی در روابط است. می‌آموزیم که عیب‌ها و نقص‌های ما غیرقابل‌پذیرش هستند و این را به شریک زندگی خود نیز فرافکنی می‌کنیم.

 

۳.نیاز زیاد به زمان و فضای شخصی

بزرگ شدن در یک محیط غیرقابل‌پیش‌بینی استرس زیادی را بر روان فرد وارد می‌کند. سیستم عصبی این کودکان همواره در یک حالت گوش‌به‌زنگی قرار دارد، این کودکان تبدیل به بزرگسالانی می‌شوند که نیاز به زمان زیادی برای پایین آوردن این علائم اضطراب،ترس و نگرانی دارند.

 

۴.مسئولیت‌پذیری نابرابر در مسائل مالی و خانگی

تکیه کردن بیش از حد و برعکس بی‌میلی کامل به تکیه کردن به شریک زندگی می‌تواند نتیجه نیازهای برآورده‌نشده دوران کودکی باشد. گاهی یک فرد تمام مسئولیت مالی و مسائل مربوط به خانه را بر عهده می‌گیرد و گاه نیز تا جایی پیش می‌رود که مانند کودکی ارضا تمام نیازهای خود را بر دوش شریک زندگی‌اش می‌گذارد.

 

۵. مشاجره و دعوای مداوم و یا اجتناب زیاد از تنش و درگیری در رابطه

تعارض در همه روابط وجود دارد اما کودکانی که در محیط‌هایی بزرگ شده‌اند که مراقبان همیشه در آن بحث و جدل می‌کردند و یا از سوی دیگر از هر نوع تنشی اجتناب می‌کردند، اغلب مهارت‌های لازم برای داشتن ارتباطی سازنده و سالم را نمی‌آموزند. ارتباطی که شامل راه‌های سالم و سازنده برای هدایت و مدیریت این تعارض‌ها است.

آیا بی‌توجهی، روش تربیتی مؤثری است؟

زیاد شنیده‌ایم بی‌اعتنایی به قشقرق کودک یا حتی فرستادن او به اتاقش، به عنوان روش‌های مؤثر تربیتی پیشنهاد می‌شوند. اما چرا بیشتر اوقات این روش‌ها مؤثر نیستند؟

 

گاهی والدین به قصد اینکه قشقرق در کودک «تشویق» نشود، به آن بی‌توجهی می‌کنند. اما در واقع قشقرق علامتی از ناتوانی کودک در مدیریت آن موقعیت یا احساسات مربوط به آن است.

بی‌توجهی شما به قشقرق او، فقط این پیام را می‌دهد: «وقتی حالت بده و هیجانات شدیدی تجربه میکنی، من نمیتونم تحملت کنم و تو رو بپذیرم.»

 

 شاید بی‌توجهی در کوتاه‌مدت قشقرق را کاهش دهد، اما به معنی کسب توانایی جدیدی در کودک نیست؛ او فقط دیگر از کمکِ شما ناامید شده است.

در بلندمدت، بی‌توجهی ناامنی را در کودک افزایش می‌دهد و به رابطه شما با فرزندتان آسیب می‌زند.

 

برخلاف آنچه تصور می‌کنیم، حضور والد باعث تقویت قشقرق نمی‌شود، بلکه کودک احساس می‌کند حتی در اوضاع سخت، والد قادر است به او برای‌ درک آن موقعیت و مدیریت احساسات ناخوشایندش کمک کند.

آیا می‌توان از روی نقاشی کودک، وضعیت روان‌شناختی او را تفسیر کرد؟

تفسیر روان‌شناختی نقاشی کودکان، فقط و فقط در جلسه ارزیابی بالینی با روند اجرای حرفه‌ای، بعد از مصاحبه بالینی با کودک و باتوجه به پیشینه تحولی و خانوادگی امکان‌پذیر است.

مولفه‌های خاصی مثل ابر، خورشید، خانه و... تنها یک معنای واحد ندارند و با توجه به شرایط کودک، می‌توانند معانی متفاوتی داشته باشند.

استفاده از رنگ‌های محدود یا رنگ‌های تیره، لزوماً به معنای وجود مشکل در کودک نیست. تفسیر کلی و تعمیم‌یافته از رنگ‌ها، خطایی جدی است.

اجازه ندهید افراد غیرمتخصص با اقدامات غیرحرفه‌ای و غیراخلاقی در این راستا از شما سوءاستفاده کنند.

اختلالات خوردن در نوجوانی از نگاه نظریه دلبستگی

اگر به اختلال‌های خوردن از دیدگاه دلبستگی نگاه کنیم، متوجه می‌شویم ناایمنی دلبستگی به واسطه نقش مهمی که در تحول ظرفیت و مهارت تنظیم هیجانی دارد؛ که یکی از مهمترین مشکلات در اختلالات خوردن به شمار می رود؛  ارتباط نزدیکی با این اختلال دارد.

اختلال‌های خوردن می‌توانند بازتابی از الگوهای دلبستگی یا راهی نمادین برای جستجوی آرامش از طریق غذا باشند، تا نوجوان، احساسات شدید و یا ناخوشایند خود را در سطح روانشناختی تجربه نکند. در حقیقت اختلال‌های خوردن، تلاشی از سوی فرد برای سر و سامان دادن به احساساتی است که راه بهتری برای روبرو شدن با آنها ندارد.

مطالعات نشان داده‌اند که سبک دلبستگی ناایمن دوسوگرا یا اضطرابی اغلب با راهبردهای پرخوری عصبی (binge eating) و دلبستگی ناایمن اجتنابی که معمولا با سرکوبی هیجانات همراه است، اغلب با تمایل به بی‌اشتهایی عصبی (anorexia nervosa) رابطه دارد.

پرخوری عصبی را می‌توان راهی برای فرار از احساسات منفی نسبت به خود و جابه جا کردن آن با احساسات کمتر دردآور دید. اغلب افرادی که نشانه‌های این اختلال را دارند، در زمان‌هایی که هیجانات منفی شدیدی را تجربه می‌کنند، از درک درست احساساتشان و پیدا کردن راه‌حلی برای کاهش فشارها ناتوان هستند و به پرخوری، به عنوان واسطه‌ای برای تنظیم فوری هیجان روی می‌آورند.

در مقابل، نشانه‌های بی‌اشتهایی عصبی، اغلب روشی برای اجتناب از تجربه هیجانات است. محروم کردن خود از غذا، راهی برای بی‌حس شدن نسبت به هیجانات منفی، اجتناب از بیان یا تجربه درونی آن هیجانات، یا راهی برای آرام کردن اضطراب است. افرادِ دچار بی‌اشتهایی عصبی (Anorexic)، اغلب در درک حالت‌های هیجانی در خود و دیگران مشکل دارند که می‌توان به نوعی آن را «بریدگی هیجانی» تعبیر کرد. انگار که راه‌حل آنها برای بریدن از هیجانات، از طریق بریدن از غذا خوردن، میسر می‌شود.

اطمینان بخشی

پیگلت آروم به پو نزدیک شد و زیر لب گفت: پو
پو گفت: بله؟
پیگلت گفت:  هیچی؛ فقط می‌خواستم مطمئن بشم که هستی.

شاید این سناریوی کوتاه برای هر والدی آشنا باشد. همه کودکان به این نوع اطمینان بخشی‌ها نیاز دارند. هربار که کودکان در دنیای بیرون از خود دست به اکتشاف می‌زنند، مستقلانه کاری انجام می‌دهند، بازی می‌کنند، با محیط جدیدی آشنا می‌شوند و .. نیاز دارند مطمئن باشند که حواسمان به آنها هست، در صورت نیاز به آنها کمک می‌کنیم و از دیدن و بودن با آنها لذت می‌بریم.

همین طور نیاز دارند بدانند اگر زمانی احساسی را تجربه کردند که برایشان دشوار بود، می‌توانند روی پذیرش و حمایت ما حساب کنند و بدانند کمکشان می‌کنیم تا احساساتشان را تجربه کنند و آنها را سازمان دهند.

 

 

نگارنده متن: خانم روشنک محمدی

اهمیت رابطه پدر و دختر

حضور پدر در سالهای اول زندگی، در رشد شخصیت و اعتماد به نفس فرزند دختر از بسیاری جهات اهمیت دارد. یکی از مهمترین عناصر اعتماد به نفس در دختران، تصویری‌ست که آنها از بدن و وجوه ظاهری خود دارند. عشق بی قید و شرط پدر به همسر و فرزندانشان باعث می‌شود شکل‌گیری این تصویر در دختران، وجوه مثبت‌تری بگیرد. عموما پدرانی که کمالگرا هستند و در مورد هر مسئله ظاهری کوچکی ایراد می‌گیرند، باعث ایجاد تصویر منفی دختر از بدن خود می‌شوند که این تصویر منفی در برخی موارد، زمینه¬ای برای «اختلالات خوردن» فراهم می‌کند. همچنین اگر پدری، اظهارات کلامی یا غیرکلامی داشته باشد که دلالت بر این دارد که زن‌ها باید ویژگی‌های خاصی داشته باشند که زنانگی آنها را تعریف می‌کند؛ این مسئله نیز تصویر منفی از بدن خود را در فرزند دختر بیشتر می‌کند. 

این اظهارات ممکن است از طریق صحبتهای شرم‌دهنده در مورد بدن زنان (مثل مسخره کردن قد، وزن، مو و ظاهر اعضای بدن یک زن) یا حتی تاکید روی برخی معیارهای زیبایی در سینما و تلزیون باشد. گرچه دختران غالبا نقش جنسیتی زنانه را از رابطه با مادر و زنان نزدیک زندگی یاد می¬گیرند، اما آنچه که دختران در مورد نگاه جامعه به خود درونی می‌کنند، از رابطه با پدر (بخصوص رابطه پدر با مادرشان) نشات می‌گیرد. پدرانی که به طور کلامی یا غیرکلامی آزارگر، سرکوب‌کننده یا بی¬تفاوت به زوجشان هستند، به طور غیرمستقیم این پیام را به دخترشان می‌دهند که این، رفتاری رایج و طبیعی با زنان است و احتمال بیشتری دارد که دخترشان وارد روابط آسیب‌رسان در بزرگسالی شوند.

در مقابل، پدری که با عشق و مراقبت با خانواده خود رفتار میکند، این پیام را می دهد که زنان لایق احترام، محبت و مراقبتند و در روابط هم همین انتظار را باید داشته باشند.همچنین پژوهش‌ها نشان داده است که رابطه پدر و دختر، پیش‌بینی‌کننده‌ای قوی برای کارکرد تحصیلی در دختران است. گرچه هنوز دقیقا مشخص نشده که چه عناصری در بروز این کارکرد اثر دارند، اما زنانی که در بیشتر طول زندگی‌شان رابطه صمیمانه‌ای با پدر داشتند، در آزمونها و مسائل درسی عملکرد بهتری نشان داده‌اند.از طرف دیگر، حفظ تعامل و گفتگو با پدر، بخصوص در سنین نوجوانی، موجب می¬شود که فرزند دختر در روابط بعدی در اجتماع، الگوهای بهتری برای برقرار رابطه چه با مردان و چه با زنان به کار گیرد. تعاملات بین دختر و پدر از زمان تولد تا بزرگسالی، یکی از معیارهای مهم در توانایی بیان هیجانات، احساسات و تفکر در دختران است.

بازگشت رشدی و آداب دستشویی

این مورد یکی از رفتارهای بازگشتی رایج در دوران رشد است. توجه داشته باشید که اغلبِ کودکان نوپا به دلیل عدم رشد یافتگی کلامی و درک هیجان‌های خود، اضطرابی را که در پی وقوع تغییراتی در منزل یا محیط آموزشی باشد به صورت عدم کنترل بر ادرار یا مدفوع نشان می‌دهند. به همین دلیل برای کمک به کودکتان، اگر حدس می‌زنید چیزی باعث اضطراب کودکتان شده است، کودکتان را حمایت کنید تا بتوانید با هم بر راهکارهایی برای بهبود اضطراب او کار کنید. ممکن است به صورت موقتی استفاده از پوشک شرتی هنگام خواب و دیگر راهکارهای رفتاری کمک کننده باشد. می‌توانید تعداد دفعاتی که کودک در شب خشک می‌ماند را یادداشت کنید. این مسئله کمک می‌کند رشد تواناییِ کودک در کنترل خود در طول زمان را تخمین بزنید.

اجازه دهید کودک درک کند که شما در کنار او خواهید ماند تا بتواند توانایی خشک ماندن در طول شب را مجددا به دست بیاورد. همزمان، به کودک کمک کنید برای انجام کارهای کوچک مناسب سنش مثل لباس پوشیدن و لباس در آوردن، شستن دستش، تمیز کردن بشقابش و...  فعالانه مشارکت کند. حمایت از رفتارهای مناسب سن در جهت کسب استقلال باعث می‌شود توانمندی و اعتماد به نفس کودک تقویت شود.

 

نگارنده متن: خانم ریحانه ملاصالحی

برخورد با هیجانات منفی

بزرگترین اشتباهی که ما در برخورد با هیجانات منفی شدید همچون اضطراب و خشم مرتکب می‌شویم سعی در نادیده گرفتن و پس‌زدن آن است. به کودکی که از چیزی ترسیده یا به کمک نیاز دارد، فکر کنید
‎"معمولا کودک به سمت مراقب می‌رود، گریه می‌کند، گاهی به طور فیزیکی ضربه می‌زند و واکنش های مختلف نشان می‌دهد که حتی گاهی تا حدی پرخاشگرانه است"
وقتی که شما هیجان منفی او را انکار کنید، او را بخاطر داشتن این هیجان‌ها و رفتارها شرمنده سازید یا به او پشت کرده و نادیده اش بگیرید، چه اتفاقی می‌افتد؟ احتمالا اوضاع خیلی بدتر می‌شود.
‎در واقع جریان این است که آنچه ما در برابر آن مقاومت می‌کنیم یا تلاش داریم آن را نادیده گرفته و انکار کنیم، از بین نمی‌رود و پابرجاست. وقتی ما سعی می‌کنیم هیجان منفی کودک را از خود دور کنیم ، با شدت بیشتری برمی گردد. آنچه که دلمان نمیخواهد ببینیم، " فقط بزرگ و بزرگتر می‌شود تا زمانی که دیدن آنها اجتناب ناپذیر می‌شود.
اما می‌توان به این موقعیت به طور متفاوتی نگاه کرد و پاسخ داد. این بار کمی مکث کنید. روی زانو بنشینید تا روبروی او باشید و به چشمانش نگاه کنید و بگویید: "به نظر می‌رسه تو به چیزی نیاز داری؛ من اینجام تا به تو کمک کنم.
قطعا این کار آسان نیست ولی پاسخی است که موجب تغییر روابط می‌شود.
‎ گاهی کودک در زمان تجربه هیجان منفی فقط می‌خواهد شنیده شود. پس شما هم نترسید و به او گوش فرا دهید. هیجانات منفی شاید در ظاهر ترسناک باشند ولی در واقع اینطور نیستند. آنها برای هر انسانی لازم هستند و بخشی از خود حقیقی ما هستند. آنچه خطرناک و ترسناک است، سرکوب و نادیده گرفتن این هیجانات است.
وقتی فرزند شما هیجان منفی شدیدی را تجربه می‌کند، با رفتارها منفی به شما این پیام را می‌دهد که به حمایت شما نیاز دارد، رفتار شما هم باید این پیام را به او منتقل کند که:
‎ من با عشق اینجا هستم و هوای تورا دارم و بهت کمک میکنم.

بگذاریم حوصله فرزندمان سر برود

با شروع فصل تابستان یکی از مهمترین دغدغه‌های والدین، مشغول نگه‌داشتن فرزندان است. در روزهای طولانی، گرم و ملالت‌آور تابستان، بچه‌ها دائما می‌گویند حوصله‌شان سر رفته و چیزی نیست که با آن سرگرم شوند. والدین هم دائماً برای فراهم کردن فعالیت‌های لذتبخش و ثبت‌نام در کلاس‌های گوناگون در تکاپو هستند. اما آیا حوصله سر رفتن، فوایدی هم دارد؟

روانشناسان به تازگی متوجه شدند که "ملالت" تجربه مفیدی برای مغز، رشد خلاقیت و بهره‌وری است. اگر منتظر هستید که یک ایده عالی به ذهنتان برسد، شاید بد نباشد اول کمی حوصله‌تان سر برود!

"حوصله سر رفتن باعث رشد خلاقیت می‌شود"

ملالت در ذات خود یعنی «جستجو برای یک عامل محرک، وقتی از شرایط فعلی ناراضی هستیم». وقتی محرک رضایت‌بخشی در محیط وجود ندارد، مغز شروع به خلق آن می‌کند. وقتی حوصله‌ فرزندمان سر می‌رود، ذهن او شروع به پرسه زدن و خیال‌پردازی می‌کند که خودش باعث خلق موقعیت‌های تازه و تقویت حل‌مسئله می‌شود. چنین محرک جالبی در هیچ موقعیت دیگری در اختیار مغز قرار داده نمی‌شود.

"حوصله سررفتن برای سلامت روان خوب است"

خیال‌پردازی باعث می‌شود کودک مهلتی به خود بدهد تا از زندگی روزمره، صفحه نمایشگر موبایل و تلوزیون و فشار درس و مدرسه فاصله بگیرد. یعنی تمام چیزهایی که می‌توانند برای سلامت روان مضر باشند. با دور شدن از عادت‌های همیشگی، فرصت ارزشمندی برای شارژکردن باتری‌های روان درکودکمان فراهم می‌کنیم.

"حوصله سررفتن باعث رشد عملکردهای اجرایی می‌شود"

روش‌هایی که کودک به کار می‌گیرد تا از حوصله سررفتن در بیاید، مثلاً نقشه‌هایی برای شروع یک پروژه جدید، و برداشتن قدم‌هایی برای اجرا کردنش، عملکردهای مغزی او را تقویت می‌کند. این مهارت‌ها بعدا در محیط آموزشی، انجام تکالیف سخت و طولانی، کارهای گروهی و تعاملات اجتماعی کمک‌کننده خواهد بود.

"حوصله سررفتن، تاب‌آوری را افزایش می‌دهد"

قرار نیست وقتی کاری برای انجام دادن نداریم، به هم بریزیم. درست است که در این حالت، خیلی خوش نمی‌گذرد، اما تمرین خوبی برای کودک است که بفهمد در موقعیت‌های و تجارب ناراحت‌کنندۀ زندگی و زمان‌هایی که احساس سرخوردگی می‌کند، چطور باید احساساتش را مدیریت کند.

بیشترین کمکی که والدین در چنین مواقعی می‌توانند به فرزندشان کنند، پیدا کردن استقلال و تقویت احساس عاملیت در آنهاست. با هم‌فکری هم، لیستی از مهارت‌ها، علایق، و چالش‌هایی جدید برای فرزندتان تهیه کنید و تشویقشان کنید تا قدم‌هایی برای تحقق آن بردارند. برای کودکان خردسال‌تر شاید تهیه یک نمودار از فعالیت‌های لذتبخش روزانه، کمک‌کننده‌تر باشد.

پارسیلا رسولی

  • پیش نام: خانم
  • تخصص: روان‌درمانگر رویکرد دلبستگی و ذهن‌سازی
  • سوابق تحصیلی:

    کارشناسی ارشد روانشناسی عمومی از دانشگاه شهید بهشتی

  • دوره‌های گذرانده شده:
    1. دوره مبانی تحول دلبستگی و ذهن‌سازی (منتالیزیشن): از کودکی تا بزرگسالی
    2. کارگاه مداخلات دلبستگی و ذهن‌‌سازی ویژه کودکان
    3. دوره آموزشی مطالعات موردی در ذهنی‌سازی و دلبستگی
    4. دوره سوپرویژن روان‌درمانی والد-کودک با رویکرد دلبستگی و ذهن‌سازی تحت نظارت دکتر پریسا سیدموسوی
    5. دوره تربیت‌ جنسی و پیشگیری از آزار‌جنسی کودکان
  • حوزه فعالیت: روان‌درمانی و بازی‌درمانی کودک
  • روز حضور در کلینیک: شنبه آنلاین
  • پایان‌نامه:

    پیش‌بینی تعلل در انجام آزمایش‌های غربالگری بر اساس ویژگی‌های شخصیتی و سبک‌های پردازش اطلاعات در زنان (کارشناسی ارشد)

  • افتخارات:

    رتبه 50 کنکور سراسری کارشناسی ارشد

  • مقالات:

    رسولی، پارسیلا؛ حیدری، محمود. 1398. پیش‌بینی تعلل در انجام آزمایش‌های غربالگری بر اساس ویژگی‌های شخصیتی و سبک‌های پردازش اطلاعات در زنان

پدر و مادری کردن

پدر و مادری کردن، مسیری پر از اوج و فرودهای مداوم است. همه ما کم و بیش با تجربه‌های متفاوتی در این راه روبه‌رو شده‌ایم. از احساس‌هایی شیرین و خوشایند تا احساس‌هایی تلخ و ناخوشایند. والد بودن تجربه‌های بی‌نظیر و لذت‌بخشی را برای ما فراهم می‌اورد ولی در عین حال می‌تواند پر از تعارض، سردرگمی و استرس نیز باشد. وقتی کودکمان کلمه جدیدی می‌گوید، صدایمان می‌کند، به آغوشمان می‌پرد، به ما لبخند می‌زند و یا کار بامزه‌ای انجام می‌دهد، با تمام وجودمان غرق در لذت و شادی می‌شویم؛ احساس شیرینی که با هیچ چیز در دنیا آن را معاوضه نمی‌کنیم. فرزندان می‌توانند هیجانات خوشایند زیادی را به ما هدیه دهند.

در مقابل، وقتی کودکمان حرفمان را گوش نمی‌دهد، گریه می‌کند، بدقلقی می‌کند، قشقرق به راه می‌اندازد، لجبازی می‌کند و خرابکاری می‌کند، آن وقت است که عرصه بر ما تنگ می‌شود و احساس‌های ناخوشایند بر سرمان آوار می‌شوند به طوریکه اصل پدر ومادر شدنمان را زیر سوال می‌بریم و گاهی از بچه‌دار شدن پشیمان می‌شویم. این احساس‌های تلخ، ما را کلافه و ناامید می‌کنند. مساله مهم این است که بسیاری از ما به عنوان والد به خودمان اجازه نمی‌دهیم که در مورد نقشی که داریم احساس منفی داشته‌باشیم، گاهی عصبانی شویم، گاهی ناامید، گاهی پشیمان می‌شویم و به خودمان می‌گوییم: مادر خوب بودن، پدرخوب بودن یعنی همیشه خوشحال بودن، صبور و آرام بودن. ولی واقعیت چیز دیگری است.

همه والدین گاهی احساس‌های منفی را تجربه می‌کنند و شاید بهترین کار این باشد که ما بپذیریم گاهی والد بودن در ما چنین احساساتی را بوجود می‌آورد و این طبیعی است؛ چون والد بودن کار سختی است.

پریسا سیدموسوی

  • پیش نام: دکتر
  • تخصص: روان درمانگر فردی و سوپروایزر بالینی-روان درمانگر دارای مجوز از سازمان نظام روان شناسی - مشاور بالینی ریجستر شده در کانادا، بریتیش کلمبیا، ونکورر (Registered Clinical Counsellor, BC, Vancouver )
  • سوابق تحصیلی:

    دکتری تخصصی روان­شناسی از دانشگاه شهیدبهشتی،

    کارشناسی ارشد روانشناسی از دانشگاه تربیت مدرس،

    کارشناسی  روانشناسی بالینی از دانشگاه علامه طباطبایی

     

  • دوره‌های گذرانده شده:

     

    Reproductive Trauma: Essential Tools for Infertility, Pregnancy Loss, Birth Trauma, and Perinatal Mental Health Disorders. Jan 2025 (5 hours). PESI Inc, presented by Janet  Jaffe, PhD

    Mentalization Based Treatment: Adolescent. October 2020 (14 Hours). Anna Freud National Centre for Children and Families (Canada)

    Mentalization Based Treatment: child. November 2020 (21 Hours). Anna Freud National Centre for Children and Families (Canada)

    Externship in Emotionally Focused Therapy-(EFT). 2018. Held by International Center for Excellence in Emotionally Focused Therapy ICEFT & Iranian Association of Clinical Child and Adolescent Psychology

  • حوزه فعالیت: روان‌درمانی والد-نوزاد / بزرگسال و نوجوان / آموزش والدین
  • مدرس کارگاه:

    دوره در مسیر درمانگری (دوره آموزشی تربیت درمانگر حوزه کودک و نوجوان متمرکز بر رویکرد دلبستگی و ذهنی سازی) شامل کارگاه های: 
    پدیدایی یک ذهن: تحول روان از نوزادی تا نوجوانی از منظر رویکردهای پویشی
    آسیب شناسی روانی در بستر تحول
    بازی درمانی و روان درمانی پویشی با تاکید بر مداخلات مبتنی بر دلبستگی و ذهنی سازی (در دو کارگاه مجزا ویزه کودک و نوجوان)
    سوپرویژن گروهی و فردی در حوزه روان درمانی کودک و نوجوان
    کاربست آرائ وینیکات در روان درمانی والد- کودک

  • روز حضور در کلینیک: نامشخص
  • ترجمه کتاب:

    مغز انسان و اختلالهای آن. (چاپ اول ۱۳۹۰). خداپناهی، محمدکریم؛ سیدموسوی، پریساسادات؛ ضیایی، مریم؛ قنبری، سعید. نویسندگان اصلی: داگ ریچاردز، تام کلارک، کارل کلارک، ۲۰۰۷).

    کتاب مرجع نوروسایکولوژی بالینی کودک. ۱۳۹۱. خداپناهی، محمدکریم؛ سیدموسوی، پریساسادات؛ کشوری، فاطمه؛ گنجوی، آناهیتا. نویسندگان اصلی: سیسیل آر. رینولدز و الین فلچر-جانزن، ۲۰۰۹).

    والدگری با استفاده از بازی درمانی دلبستگی محور. ۱۳۹۸.  هاشمی، سعیده؛ ابراهیمی، فاطمه؛ سیدموسوی، پریساسادات. نویسندگان اصلی: نوریس ویون و هلن لندر، ۲۰۱۷).

    یکپارچه‌سازی رفتارگرایی و نظریه دلبستگی در آموزش والدین.۱۳۹۶.  سیدموسوی، پریساسادات؛ کتانی، امیرمهدی. نویسنده اصلی: بث تروتمن، ۲۰۱۵).

    درمان مبتنی بر ذهنی سازی برای کودکان (MBT-C): رویکردی کوتاه‌مدت. (چاپ اول ۱۴۰۰/ چاپ دوم ۱۴۰۴) سیدموسوی، پریساسادات؛ رئیسی، فاطمه؛ ابراهیمی، فاطمه. (نویسندگان اصلی: نیک میدگلی، کارین انسینک، کارین لیندکویست، مورکا مالبِرگ، نیکول مولر، ۲۰۱۷).

    آغوشی برای ذهن کودک: مداخلات مبتنی بر ذهن‌سازی برای کودکان، نوجوانان و خانواده‌های آنها. (۱۴۰۲). سیدموسوی، پریساسادات؛ ابراهیمی، فاطمه؛ رئیسی، فاطمه. ویراستاران اصلی: نیک میدگلی و ایوانا ورووا، ۲۰۱۲).

    خانواده درمانی مبتنی بر ذهنی سازی. ۱۴۰۲. سیدموسوی، پریساسادات؛ ولی‌زاده، پوریا؛ کیانی، مرضیه.  نویسندگان اصلی: ایا آسن و پیتر فونگی، ۲۰۲۱).

    ذهنی سازی در خانواده. ۱۴۰۳. سیدموسوی، پریساسادات؛ پیشکاری، نیکو.؛ اکاتی، نازنین. نویسندگان اصلی: مؤلف: یانه اوسترگورد هاگلکوئیست و هینو راسموسن

    تألیف کتاب

    راهنمای عملی فرزندپروری بر اساس رویکرد پردازش حسی ۱۳۹۹. علیزاده، س.؛ مظاهری، م. ا.؛ سیدموسوی، پ.؛ گلی‌سلطانی. انتشارات ارجمند.

  • مقالات:
    1. 1.      Seyed Mousavi, PS; Nadali, H; Ghanbari, S. (2008). The study of relationship between parenting styles and externalizing symptoms in 7- to 9-year-old children. Journal of Family Research, 4(1), 37-49.

      2.     Ghanbari, S; Seyed Mousavi, PS.          (2009). Relationship between parenting styles and internalizing symptoms in children. International Journal of Behavioral Sciences, 3(2), 167-172.

      3.     Seyed Mousavi, PS; Vafaei, M; Rasoolxzadeh Tabatabaei, K; Nadali, H. (2009). The relationship between religious coping strategies and posttraumatic growth and distress in college student. Contemporary Psychology, 4(1), 102-111.                     

      4.     Seyed Mousavi, PS; Mazaheri, A; Ghanbari, S. (2010). Investigating The Perception of Iranian Mothers of Desirable And Undesirable Characteristics Which Associated To Secure And Insecure Attachment: A Cultural Study About Attachment. Journal Of Family Research.

      5.     Khodapanahi, M.; Fathi Ashtiani A; Sabeti, A.; Ghanbari, S.; Seyed Mousavi, PS. (2010). Examining Interaction Between Personality and Meta-motivational Styles on Job Performance. International Journal of Behavioral Sciences.

      6.     Katibaei, J; Hamidi, H; Yarian, Sajad; Ghanbari, S; Seyed Mousavi, PS. (2010). Comparison of quality of life, stress and mental health of addicts and non-addicts affected by HIV and healthy individual. International Journal of Behavioral Sciences, 4(2), 135-139.     

      7.     Seyed Mousavi, PS; Mazaheri, A; Ghanbari, S. (2010).      Mother’s perception of motives underlaying children’s behavior in attachment situations. International Journal of Behavioral Sciences   ,4(3), 163-169.           

      8.     Ghanbari, S; Javaheri, A; Seyed Mousavi, PS; Melhi, E. (2011).      Relationship between dimensions of perfectionism in university students and their positive relations with other. Journal of Applied Psychology.

      9.     Seyed Mousavi, PS; Pouretemad, H; Fayazbakhsh, M; Smaeilbeygi, F; Farnoodian, P. (2011). The relationship between behavioral inhibition and activation systems and behavioral and emotional problems in adolescents. Journal Of Research in Behavioural Sciences.

      10.  Katibaei, J; Ganjavi, L; Hasanbeiki, Z; Ghanbari, S; Seyed Mousavi, PS. (2011). An effectiveness evaluation of cognition reconstructing training on reform of negative body image in girls adolescents. Journal of Psychology.

      11.  Pakdaman, Sh; Seyed Mousavi, PS; Ghanbari, S; Melhi, E. (2011). Quality of attachment to parents and internalizing and externalizing symptoms in adolescents: a comparative investigation about the role of fathers and mothers. Journal of Modern Psychological Research, 6(23),15-38.

      12.  Pakdaman, Sh; Seyed Mousavi, PS; Ghanbari, S. (2011). Quality Of Attachment and Behavioral-Emotional Problems In Adolescents: Exploring The Role Of Fathers.    Journal Of Applied Psychology.

      13.  Seyed Mousavi, PS; Mazaheri, A; Ghanbari, S. (2012). Acceptance of Spouse and Psychological Adjustment of Women: The Mediating Role of Parental Acceptance. Developmental psychology: Iranian psychologists, 8 (32),373-383.      

      14.  Khodapanahi, MK; Ghanbari, S; Nadali, H; Seyed Mousavi, PS. (2012). Quality of mother–child relationships and anxiety syndrome in preschoolers. Developmental Psychology: Iranian Psychologists, 9(33),       13.

      15.  Seyed Mousavi, PS; Mazaheri, Ali; Pakdaman, Shahla; Heydari, Mahmood. (2013). Effectiveness of attachment based therapy using video feedback on decreasing parental stress and externalizing problems of children. Contemporary Psychology.

      16.  Seyed Mousavi, PS; Mazaheri, M; Pakdaman, Sh; Heydari, M. (2013). Psychometric Properties of Maternal Behavior Q-Sort. Journal of Psychology, 17, 182-200.

      17.  Seyed Mousavi, PS; Mazaheri, M; Pakdaman, Sh; Heydari, M. (2013). The effectiveness of attachment based theraplay on maternal sensitivity and child negative representations of self and mother. Developmental Psychology: Iranian Psychologists, 10(38), 149-160. 

      18.  Seyed Mousavi, PS; Pouretemad, H.; Ghanbari, S. (2014).      Psychometric properties of behavioral inhibition and activation systems scale in Iranian adolescents: Comparison of two and four factors models of this scale. Journal of Applied Psychology, 3(31), 97-115.    

      19.  Seyed Mousavi, PS; Ghanbari, S; Mazaheri, A. (2015). Effectiveness of attachment-based intervention using video feedback method on decreasing negative representations and separation anxiety of children. Yafte: Journal of Medical Sciences, 17(2),90-104.      

      20.  Shayesteh Fard, Z; Seyed Mousavi, PS; Pooravari, M. (2015). Predictive Role of Parental Acceptance, Rejection and Control in the Internet Addiction of the female students. International Journal of Applied Behavioral Sciences, 2, 42-51.

      21.  Seyed Mousavi, PS; Mokhtarnia, I; Kalantari, F. (2015). Family therapy based on cognitive-behavioral approach in reducing adolescent behavior problems has fathers with substance abuse: “Case Study. Rooyesh- E Ravanshenasi, 10.                 

      22.  Ghorbanian, E; PourEbrahim, M; Seyed Mousavi, PS; Habibi, M. (2015).     Social Adjustment and Academic Achievement of Female Children with Secure and Insecure Attachment Patterns.     Quarterly Journal of Family and Research, 13(3), 87-108.

      23.  Seyed Mousavi, PS; Mazaheri, A; Ghanbari, S. (2015). Psychometric Properties  of Parental and Intimate Partner Acceptance-Rejection in Students. Iranian Journal of Psychiatry and Clinical Psychology, 21.

      24.  Seyed Mousavi, PS; Nouri Moghadam, S. (2016). Attachment And Developmental Outcomes: The Role of Mental Representations In Predicting Internalizing And Externalizing Problems In Preschool Children. Developmental Psychology: Iranian Psychologists.

      25.  Seyed Mousavi, PS; Azarmi, H; Anjomshoaa, B. (2017).      The Role of Parenting Stress in Predicting Maternal Sensitivity and Caring Quality.         International Journal of Cancer Management, 21, 217-233.         

      26.  Zokaee Ashtiani, M; Seyed Mousavi, PS; Panaghi, L. (2017). The Comparison of Marital Conflict and Child’s Perception of Parental Conflict in Children with and Without Cancer. Iranian Journal of Pediatric Nursing, 3.                               

      27.  Malek Asa, M; Seyed Mousavi, PS; Sadeghi, M; Falahat Pisheh, M. (2017).            Determining the role of Interactive patterns and caregiving behaviors in predicting marital commitment. Journal of Thought & Behavior in Clinical Psychology, 11.           

      28.  Sam Daliri, S; Panaghi, L; Mokhtarnia, I; Seyed Mousavi, PS. (2017). Confirmatory factor analysis and reliability of the adolescents self-regulation inventory development. Developmental Psychology: Iranian Psychologists, 13(52), 395-406.                     

      29.  Shokoufefard, Sh; Mazaheri, M; Heidari, M; Seyed Mousavi, PS. (2018).     Development of Attachment Representations and Maternal Sensitivity. Developmental Psychology: Iranian Psychologists, 14, 355-371.        

      30.  Seyed Mousavi, PS; Falahatpishe, Sh; Anjom Shoae, B. (2018). Studying the Amount, Motivations and Perception of Consequences of Using the Social Networks Based on Quality of the Relationship between Attachment Styles with Perception of Parental Rejection and Control in Adolescents. Journal of Family Research,13(4).  

      31.  Ghavami, Seyedeh B; Seyed Mousavi, PS; Panaghi, L. (2019).      Identifying and Comparison of Adolescent Girls' Perceiving of Family Conflicts, Cognitive, Emotional and Behavioral Themes, According to Preoccupied and Avoidant Attachment Styles. Quarterly journal of social work, 8(3),20-40.

      32.  Seyed Mousavi, PS; Poorganji, M. (2019). Qualitative study of using online social network sites (SNS) based on attachment styles in college students. International Journal of Psychology (IPA), 13(2), 109-140.   

      33.  Rezapour Faridian, R; Falahzade, H; Seyed Mousavi, PS; Panaghi, L. (2019). The Mediating Role of Caregiving Dimensions in Relationship between Attachment Dimensions and Sexual Satisfaction among Couples. Journal Of Family Research, 15 (57), 45-67.

      34.  Karimi Ivanaki, M; Seyed Mousavi, PS; Tahmasian, K. (2019). The Effectiveness of Parent-Child Relationship therapy on Self-Efficacy and Mother-Child Relationship. Developmental Psychology: Iranian Psychologists, 15(60),        391-402.

      35.  Mohammadi Nasab, H; Seyed Mousavi, PS; Behzad Pour, S. (2019). The effectiveness of art therapy on behavioral and emotional problems among poor caregivers. Knowledge & Research in Applied Psychology,            20, 101-109.   

      36.  Mazaheri, Mohamad A; Heidari, M; Seyed Mousavi, PS. (2019). Development and Evaluation of Maternal Sensitivity Assessment Game. International Serious Games Symposium (ISGS), 94-99.

      37.  Arabi Zanjani, S; Zadeh Mohammadi, A; Seyed Mousavi, PS. (2020).  The Effectiveness of Parent-Child Story-Telling with Role Play on Creativity of Preschool Children. Developmental Psychology: Iranian Psychologists, 17, 181-192.          

      38.  Seyed Mousavi, PS; Mazaheri, Mohammad A; Aslafi, T; Khalighi, F; Poorganji, M. (2020).  Attachment And culture: mother’s perception of attachment related components and beliefs in Iran, Iraq and Afghanistan.      Early Child Development and Care, 190     (11), 1778-1790.        

      39.  Shirini Bonab, M; Seyed Mousavi, PS., Panaghi, L. (2020). Comparison of the effect of child-parent relationship therapy (CPRT) and parent management training (PMT) on nutritional problems in children 3 to 6 years.           Quarterly Journal of Child Mental Health, 6(4), 85-96.          

      40.  Sepehrtaj, A; Younesi, SJ; Seyed Mousavi, PS Jafari, P. (2020).     The effect of theraplay on prolonged grief and post-traumatic stress disorder in bereaved siblings of children with cancer: A preliminary study. International Journal of Cancer Management, 13(11).    

      41.  Mirbagheri, Leila; Khatibi, Ali; Seyed Mousavi, PS. (2020).  Situational Modulation of Emotion Recognition Abilities in Children With Secure and Insecure Attachment: The Role of Gender. Practice In Clinical Psychology, 8.       

      42.  Shokrani, B; Seyed Mousavi, PS; Sadeghi, M. (2020). Intergenerational Study of Commitment in Married Couples Living in Tehran City, Iran. journal of research and health, 10,     79-84. 

      43.  Seyed Mousavi, PS; Naghash, F. (2020).           Parental Reflective Functioning: An Introduction of Mentalization Based Approach in Parenting (Part One). Developmental psychology: Iranian psychologists, 17, 105-109.

      44.  Mahmoudi, S; Panaghi, L; Seyed Mousavi, PS. (2021). The mediating role of emotion regulation difficulty in the relationship between balanced and unbalanced family functions with symptoms of eating disorders in adolescents      . Rooyesh-e-Ravanshenasi Journal (RRJ),       9(11), 55-64.  

      45.  Sepehrtaj, A; Younesi, SJ; Seyed Mousavi, PS; Jeihooni, A; Jafari, P. (2021). Effectiveness of theraplay in internalizing and externalizing problems in bereaved siblings of children with cancer.     Iranian Journal of Psychiatry and Behavioral Sciences, 15(2).

      46.  Seyed Mousavi, PS; Naghash, F. (2021). Parental Reflective Functioning: An Introduction of Mentalization Based Approach in Parenting (Part Two). Developmental psychology: Iranian psychologists, 17, 220-224.        

      47.  Seyed Mousavi, PS; Vahidi, E; Ghanbari, S; Khoshroo, S; Sakkaki, SZ. (2021).        Reflective Functioning Questionnaire (RFQ): Psychometric properties of the Persian translation and exploration of its mediating role in the relationship between attachment to parents and internalizing and externalizing problems in adolescents. Journal of Infant, Child, and Adolescent Psychotherapy, 2(3), 313-330.    

      48.  Shokrollahzade, M; Seyed Mousavi, PS; Zadeh Mohamadi, A; Nasiri Hanis, Gh; Araghi, M. (2021).      The relationship between attachment to parents and Peers with adolescent social maturity; investigating the mediating role of attachment to peers. The Journal of New Thoughts on Education, 17 (2), 91-111.

      49.  Fallah, A; Seyed Mousavi, PS; Ghanbari, S. (2021). Identification of Components related to Mother-Infant Relationship to Prevent Postpartum Depression: A Qualitative Study. Yafteh, 23 (3).    

      50.  Khoshroo, S; Seyed Mousavi, PS. (2022).         Parental reflective functioning as a moderator for the relationship between maternal depression and child internalizing and externalizing problems. Child Psychiatry & Human Development,53(6), 1319-1329.                   

      51.  Vahidi, E; Ghanbari, S; Seyed Mousavi, PS; Safari, F. (2023). Psychometric properties of the prenatal-parental reflective functioning questionnaire in Iranian mothers and fathers. Current Psychology, 42(7), 5629-5637.               

      52.  Seyed Mousavi, PS; Porganji, M. (2021).          Qualitative Study of Using Online Social Network Sites (SNS) based on Attachment Styles in College Students. International Journal Of Psychology (IPA)

      53.  Seyed Mousavi, PS; Sardari, N; Ghorbani, J; Mokhtarnia, I. (2021).     The Relation between Maternal Psychological Distress and Maternal Caregiving Quality: Marital Satisfaction as a Moderator. Psychological Studies, 66, 434-444.

      54.  Madani, FS; Seyed-Mousavi, Parisa-Sadat. (2021). Intergenerational Transmission of Emotion Socialization among Fathers: the Moderator Effect of Attachment to Spouse. Commonity Health.

      55.  Goudarzi, Z; Seyed Mousavi, PS; Vahidi, E; Rafie, Ma; Ghanbari, S. (2022). Psychometric properties of the parental reflective functioning questionnaire in Iranian mothers     Clinical. Child Psychology and Psychiatry,         27(3), 882-894.          

      56.  Sadeghy, M; Akbari Chermahini, S; Bahrami, A; Seyed Mousavi, PS. (2022). Effectiveness of attachment-based theraplay on parental self-efficacy, emotion regulation and social adjustment in children with separation anxiety: A case report. Quarterly of Applied Psychology, 132(2).

      57.  Zamani, M; Seyed Mousavi, PS. (2022).           Psychometric properties of Prenatal Self-Assessment Questionnaire: Assessing maternal adjustment during pregnancy. Payesh (Health Monitor), 21(3), 287-297.   

      58.  Tayebi, S; Zamani, M; Seyed Mousavi, PS. (2022). The mediating role of caregiving behaviors in the relationship between object relations and marital intimacy. Rooyesh-e-Ravanshenasi Journal (RRJ), 11(5), 45-58.        

      59.  Seyed Mousavi, PS; Khoshroo, S; Memarian, M; Ghanbari, S; Rohner, Ronald P. (2022). Memories of parental rejection and fear of intimacy: the role of psychological maladjustment, interpersonal anxiety, and rejection by an intimate Partner. Current Psychology.

      60.  Madanifar, T; Seyed Mousavi, PS; Hashemipour, M; Tabrizi, M; Koohi, M. (2022).            Epidemiology of Psychological Problems in Children with T1D in Isfahan Province      . Journal of Research in Behavioural Sciences, 20(3),       541-551.         

      61.  Rashidian, S; Panaghi, L; Seyed Mousavi, PS. (2022). Prediction of Substance Use Tendency based on Outcome Expectancies, Parental Monitoring, and Resistance to Peer Influences. Research On Addiction.

      62.  Asgarizadeh, A; Vahidi, E; Seyed Mousavi, PS; Bagherzanjani, A; Ghanbari, S. (2023).        Mentalization Scale (MentS): Validity and reliability of the Iranian version in a sample of nonclinical adults. Brain and Behavior, e3114.        

      63.  Ghanbari, S; Asgarizadeh, A; Vahidi, E; Seyed Mousavi, PS; Omidghaemi, M. (2023). Emotion dysregulation as mediator between mentalizing capacity and affective states: An exploratory study. Psychiatry and Clinical Neurosciences Reports, 2, e124.

      64.  Zamani, M; Seyed Mousavi, PS.,&Pezhman, A. (2023). The Role of Pregnant Women’s Attachment Relationships in Predicting Maternal Adjustment during Pregnancy. Journal of International Women’s Studies. 25(7), 1-12.

      65.  Taghikhani, S., Nateghian, A., Karsazi, H., Ghanbari, S. & Seyed Mousavi, PS. (2024) Relations among Memories of Parental Acceptance-Rejection, Psychological (Mal)Adjustment, Forgiveness, and Vengeance among Iranian Adults, The Journal of Genetic Psychology, DOI: 10.1080/00221325.2024.2303594.

      66.  Madanifar, T., Seyed Mousavi, PS., Hashemipour, M., Tabrizi, M.,& Koohi, M. (2024). The Effectiveness of the Mentalization Promoting Program for Parents of Children with Type I Diabetes on Parental Stress: A Single-Subject Study. Journal of Diabetes Nursing, 12, 2424-2437.

  • فعالیت‌های بالینی:

    از بنیان‌گذاران مرکز هیلان

    سوپروایزر بخش خانواده و کودک

    بیش از ۲۰ سال تجربه حرفه‌ای در حوزه  روان‌درمانی

    ۱۰ سال تجربه ارائه سوپرویژن بالینی 

    ارائه خدمات روان شناختی به فارسی زبانان کشور کانادا با پذیرش بیمه های درمانی کشور کانادا

    متخصص در درمان‌های تروما-محور، دلبستگی-محور و مبتنی بر ذهنی‌سازی برای بزرگسالان، نوجوانان، کودکان و خانواده‌ها. دارای تجربه گسترده در کار با والدین در دوران بارداری، پس از زایمان و مراحل اولیه رشد نوزاد، با تمرکز بر تقویت پیوند سالم والدکودک و سازگاری روانی

  • سوابق علمی و مدیریتی :

    عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی

    معاون آموزشی و پژوهشی پژوهشکده خانواده

    مدیریت کلینیک خانواده و کودک دانشگاه شهید بهشتی

    روان درمانگر و معاون بخش کودک مرکز آتیه درخشان ذهن

     طراحی و اجرای بسته های آموزشی و درمانی در حوزه کودک و نوجوان

    • سوپروایزر و مدیر بخش خانواده و کودک کلینیک هیلان

     

پیامد احساسی برای کودکان

من زمان کافی برای نشستن و اجازه دادن به کودکم برای تجربه هیجاناتش ندارم. من نیاز دارم که کارهای روزانه­ام را انجام دهم.

این موضوع برای کودکان چه پیامد احساسی خواهد داشت:

والدین من زمان کافی برای احساسات من ندارند

ظرف ها از احساسات من مهم ترند

احساسات من مشکل­سازند

احساسات من مهم نیستند

احساسات من معتبر نیستند

اگر کودکان ما این پیام را دریافت می­کنند، آنها دیگر برای تجربه احساساتشان سراغ ما نخواهند آمد و ما یا خودمان فکر می­کنیم: اوه چه عالی، جواب داد. اما بعدا متوجه خواهید شد که آنها همچنان عصبانی، غمگین، ناامید و دور هستند آنها همچنان همه آن احساسات را دارند  فقط دیگر برای به اشتراک‌گذاشتن این هیجانات با دیگران احساس امنیت نمی‌کنند. هر بار که من با والدین در مورد این موضوع صحبت می‌کنم آن‌ها از کارهای متنوعشان می­گویند و اینکه زمان کافی ندارند. در واقع در کنار فهرست کاری طولانی، ناراحتی والدین در مواجهه با هیحانات شدید نیز بخشی از این ماجراست.

شما بعنوان والد در مواجهه با احساسات کودکانتان چه تجربه ای دارید؟ چه عواملی شما را از پاسخگویی به آنها باز می­دارد؟

تجربه تروما در دوران کودکی، تاول‌هایی از جنس ترس و خشم

اتفاقات بد در طول زندگی برای هر کودکی ممکن است رخ بدهند. بعضی از اتفاقات مانند حوادث طبیعی، بیماری و بستری شدن کودک، یا فوت یکی از نزدیکان، غیرقابل اجتناب هستند؛ اما برخی حوادث ممکن است جهان کودک را زیر و رو کنند و حس امنیت و بهزیستی روانی کودک را تهدید کنند.

بر اساس تعریف سازمان ملی سلامت آمریکا، تجربه آسیب‌­زا (تروما) در کودکی یعنی «تجربه‌­ای که برای کودک، به صورت عاطفی دردناک یا رنج‌­آور باشد و باعث شود که اثرات بلندمدت روانی و جسمانی بر او باقی بگذارد.» در حقیقت آسیب تروماتیک، اتفاقی است که می‌­تواند یکپارچگی روانی و جسمی کودک راتهدید کند.

این تعریف به ­آن معنا نیست که اتفاق آسیب‌­زا فقط باید برای خود کودک بیافتد تا برای او ضربه جدی تلقی شود؛ گاهی حتی نظاره­‌گر بودنِ رنج یک نگاره دلبستگی، می­تواند تجربه تروماتیکی برای کودک به دنبال داشته باشد. قرار گرفتن مداوم در معرض اخبار ناگوار هم نتیجه مشابه‌ای بر روان کودک دارد. برخی تروماها در خلال تجاربی پیش می­‌آیند که از نظر والدین چندان بزرگ نیست، یا والدین فکر می­کنند کودک به ­‌سنی نرسیده که درک چندانی از آن داشته باشد. مثلا حادثه تصادف زمانی که کودک در ماشین بوده، یا کودکی که در مدت زمانی طولانی مشاجرات فراوان والدین را شنیده است.

گرچه طبیعتا یادگیری درک، پردازش و کنار آمدن با سختی­‌ها و آسیب‌­ها بخشی طبیعی از فرآیند رشد در کودک است؛ اما گاهی، کودک نمی‌­تواند این فرآیند را به طور سالمی طی کند. یک حادثه، یا مجموعه حوادث تکرار شونده، می­‌تواند کودک را در حسی فراگیر از ترس و فقدان رها کند و باعث شود او حس عدم امنیت یا عدم کنترل بر وقایع زندگیش داشته باشد. این مسئله می‌­تواند به حدی تشدید شود که سد راه رشد طبیعی جسمانی، هیجانی، اجتماعی و هوشی در کودک گردد.

  • انواع رویدادهای تروماتیک در دوران کودکی و نشانگان آن

کودکان در هر سنی، بزرگ یا کوچک، رویدادهای آسیب‌­زا را تجربه می­کنند؛ اما مهم است هشیار باشیم که کودکانِ سنین کوچک‌تر قادر نیستند که با کلمات، احساس ترس یا بی‌پناهی خود را بیان کنند. در سنین پایین‌تر، نشانه­‌های اختلال اضطراب پس از ضربه، اغلب خود را به صورت عدم تنظیم‌­یافتگی رفتاری و هیجانی نشان می­‌دهد. این کودکان ممکن است نشانه­‌هایی نظیر چسبندگی بیش از حد، ترس از موقعیت‌های جدید، کاهش آستانه تحمل، مشکلات توجه و تمرکز یا رفتارهای ناگهانی و خشونت­بار نشان دهند.

برخی عوامل آسیب­‌زای رایج در دوران کودکی واضح هستند و شما ممکن است آنها را زودتر دریابید. تجاربی مانند: تصادفات، آشوب و عدم کارآمدی محیط منزل (شامل خشونت­‌های خانگی، مشکلات روانی والدین، سوء­مصرف مواد و الکل در والدین و یا محیط سرکوب‌گر)، فوت یکی از عزیزان، و آزار جنسی.

اما برخی تجارب آسیب‌­زا ممکن است از چشم شما دور بمانند و یا در طول مدت زمانی طولانی بر روان کودک آسیب وارد کنند. تجاربی مانند: مورد قلدری قرار گرفتن کودک یا تجربه مورد آزار قرار گرفتن در محیط‌­های مجازی، آزار عاطفی و کلامی یا نادیده گرفته شدن در محیط منزل، آسیب­‌های جسمی متعدد به علت بی­‌تو‌جهی مراقبین، جدایی زودهنگام از مراقب اولیه، اضطراب­‌های ناشی از وجود فقر در خانواده، بروز مشکلات پزشکی ناگهانی یا جدی برای کودک یا مراقبین اصلی، خشونت در منزل، محیط مدرسه، یا جامعه ای که کودک در آن پرورش می‌یابد و تعدد ناآرامی­‌ها، جنگ یا مسائل تروریستی در جامعه، همگی می­‌توانند باعث اختلالات مرتبط با آسیب و تروما در کودک شوند.

بروز برخی نشانه­‌ها هستند که به شما کمک می­کند درک کنید که کودکتان در حال تجربه سخت و آسیب­زایی­ست، تا بتوانید مداخلات زودهنگام انجام دهید. نکته مهم این است که شما به عنوان والدین بهتر از هرکسی کودکتان را می­شناسید و این سبب می­شود بتوانید زودتر متوجه تغییرات در دنیای درونی کودکتان شوید. برخی از این نشانه‌­ها عبارتند از:

  • تغییر در اشتها
  • بروز مشکلات خواب، کابوس دیدن
  • مشکل در توجه و تمرکز
  • مشکلات روان­تنی مانند سردرد، دلپیچه
  • چسبندگی بیش از حد کودک به شما
  • افزایش ناگهانی و نامتناسب خشونت در رفتار کودک
  • مشکلات در ارتباط با بچه های دیگر
  • مشکلات در مدرسه
  • بروز رفتارهای بازگشتی و رفتارهای کوچکتر از سن
  • بی قراری یا گوشه‌­گیری

 

  • دلبستگی و تجربه تروما:

رابطه کودک با مراقبینش چه والدین، چه مادربزرگ و پدربزرگ و چه افراد دیگر خانواده برای سلامت جسمانی و هیجانی او حیاتی­ست. رابطه و دلبستگی بین مراقب و کودک، به کوچکترها می‌­آموزد که بتوانند به دیگران اعتماد کنند، احساساتشان را تنظیم کنند و با جهان اطرافشان ارتباط برقرار کنند.

تجربه تروما در جهان کودک باعث می­‌شود اعتماد او به مراقبینش تزلزل پیدا کند. برای او دیگر سخت است به جهان پیرامون اعتماد کند و این احساس در او تقویت می‌­شود که جهان جای ترسناکی­ست و همه بزرگترها خطرناک هستند. مجموعه این فرآیندهای درونی، سبب می­شود کودک در ایجاد و برقراری ارتباط در دوران کودکی به مشکل بر بخورد و رابطه خوبی با همسالان برقرار نکند. اگر رویداد تروماتیک (آسیب­‌زا) درک و پردازش نشود، این مشکلات رابطه­‌ای به سنین بزرگسالی هم کشیده خواهند شد.

  • چطور به کودکمان کمک کنیم؟

 کلید اصلی کاهش اثرات تجربه تروماتیک ­(آسیب‌­زا) بر سلامت کودک، حمایت خانواده است. برای اینکه به کودکتان کمک کنید آسیبی که دیده است را درک و پردازش کند، لازم است:

  • کودکتان را تشویق کنید در مورد احساساتش صحبت کند و احساسات او را معتبر بشمارید. اگر ترسیده، خشمگین یا ناایمن است، به هیجانات او گوش دهید و سعی نداشته باشید که به اجبار، احساس او را تغییر دهید یا انکار کنید.
  • اگر سوالی می‌کند، صادقانه به آن پاسخ دهید.
  • به کودکتان اطمینان دهید که هرکاری از دستتان بر بیاید برای ایجاد حس امنیت در او می­‌کنید.
  • تا جایی که در توان دارید، به برنامه های معمول روزانه­تان در حالت عادی برگردید.
  • مدیتیشن و انجام تمرینات تن­آرامی و ذهن­آگاهی می­تواند به بهبود نشانه­های جسمی در پی بروز آسیب در کودکتان کمک کند.

بر اساس سن و نیازهای کودکتان، ممکن است نیاز باشد تا از رواندرمانگر حرفه­ای برای بهبود مسائل رفتاری و هیجانی کمک بگیرید. بسیار لازم است که والدین بتوانند در ابتدا تاثیر رویداد آسیب­زا بر خود و حالات روانی خود را برآورد کنند و در صورت مشکل، ابتدا برای مشکلات خود کمک حرفه­ای دریافت کنند. وگرنه در صورت پریشانی والد، همراهی آنها با کودک کمکی به بهبود کودک نخواهد کرد.

 

 

نگارنده متن: خانم ریحانه ملاصالحی

توقع از فرزندم

توقع امروز من از فرزندم؛
نیاز دیروز "من" است یا نیاز امروز "او"؟
شاید گاهی بتوانیم رد پای توقعاتمان از فرزندمان را در نیاز‌های برآورده نشده‌ی خودمان ببینیم.

گاهی لازم است از خودم به عنوان پدر یا مادر بپرسم؛

ممکنه کسی که نیاز داره خیلی موفق و بی عیب و نقص باشه، ضعیف نباشه، نترسه، غمگین نشه، از دیگران توجه زیادی دریافت کنه، من باشم؟ من در گذشته؟ من امروز؟
خوب است به خاطر داشته باشیم،بین باور داشتن به توانایی‌های فرزندمان و توقع زیاد و نامتناسب از او، تفاوت وجود دارد. توقعی که گاه در گذشته‌ی من برآورده نشده.

 

نگارنده متن: خانم روشنک محمدی

خلق‌وخوی نوزاد

 خلق‌وخو یا سرشت اولیه به مجموعه‌ای از تفاوت‌های فردی زیستی در نوزاد اشاره دارد که در تمایلات رفتاری او از بدو تولد آشکار بوده و در طول مراحل رشد باقی می‌مانند. این تفاوت‌های فردیِ درون‌زاد در نوزاد، بلوک‌های سازنده‌ی شخصیت منحصر به فرد او در سال‌های آینده را شکل می‌دهند. در واقع شخصیت، ترکیبی از ویژگی‌ها و‌ ترجیحات ذاتی نوزاد در تعامل با محیط و تجربه‌های حاصل از آن است.

     یافته‌های مطالعات طولی الساندرا پیونتلی، عصب‌شناس و روانکاو ایتالیایی، بر روی دوقلوها، از دوران جنینی تا سه سالگی آن‌ها، حاکی از آن است که این کودکان از زمان زیستن در رحم مادر، تفاوت‌هایی را در رفتار و نحوه‌ی ارتباط با محیط نشان می‌دادند؛ تفاوت‌هایی که تا سال‌های بعدی زندگی نیز مشهود بودند. به‌طور دقیق‌تر، از دهه‌ی پنجاه میلادی پژوهش‌هایی صورت گرفته‌اند که در آن‌ها ۹ عامل خلق‌وخویی شناسایی شده است. این عوامل عبارتند از:

۱) سطح فعالیت: نوزاد چقدر از نظر حرکتی فعال یا کم‌تحرک است،

۲) آهنگین/ریتمیک بودن و نامنظم بودن: آیا خواب و‌ بیداری او در فواصلی معین و قابل‌پیش‌بینی رخ می‌دهد یا این‌که از نظم خاصی پیروی نمی‌کند؟،

۳) گرایش-انزوا: او چقدر به سمت بیرون و به اطراف تمایل دارد و با محیط ارتباط برقرار می‌کند،

۴) سطح سازگاری: او چه‌طور و با چه سرعتی با شرایط جدید سازگار می‌شود،

۵) آستانه‌ی حسی: او چقدر به محرک‌های حسی در محیط پاسخ می‌دهد،

۶) شدت واکنش‌ها: او با چه کیفیتی به محرک‌های محیطی پاسخ می‌دهد،

۷) کیفیت خلق: چقدر گریه می‌کند و چقدر می‌توان او را به عنوان نوزادی خوش اخلاق توصیف کرد،

۸) حواس‌پرتی: آیا او به محرک‌های گوناگونی در محیط توجه می‌کند یا بر روی محرک‌های محدودی متمرکز می‌شود، و

۹) پایداری توجه: توجه او برای چه مدتی بر روی یک محرک ثابت می‌ماند؟

     توجه به این تفاوت‌های فردی در نوزاد توسط والدین از اهمیت بسزایی برخوردار است؛ چرا که می‌تواند به‌عنوان ابزاری برای شناختن نوزاد و برقراری رابطه با او باشد. از سوی دیگر، پژوهش‌های انجام‌شده بر روی خلق‌وخوی نوزاد نشان داده‌اند که این ویژگی‌های ذاتی در نوزاد، توانایی والدین در انطباق با نیازهای او و همچنین سبک فرزندپروری آن‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهد. درواقع، این‌که هر یک از والدین تا چه حد از نظر خلق‌وخویی به نوزادشان شباهت دارند یا با او متفاوت هستند، پیش‌بینی‌کننده‌ی نیرومندی از کیفیت رابطه‌ی میان آن‌ها است. آگاهی والدین از این تفاوت‌ها و شباهت‌ها، به آن‌ها کمک خواهد کرد تا بتوانند به‌طور نسبی و با انعطاف‌پذیری، از ترجیحات خلق‌وخویی خودشان فراتر رفته و خود را با خلق‌وخوی منحصر‌به‌فرد نوزادشان هماهنگ کنند.

درک بهتر از آب و هوایِ هیجانی

یکی از مهمترین مهارت‌هایی که کودکان باید بیاموزند، توانایی نام بردن و درک هیجانات است. درعین حال، والدین باید به آنها کمک کنند تا یاد بگیرند که هیجانات، موقتی و همیشه درحال‌ تغییرند. هیجانات، حالت‌های درونی ما هستند، نه صفتی مطلق برای تعریف خودمان. هیجانات بیشتر شبیه آب و هوا هستند: وقتی هوا بارانی‌ست، یک واقعیت است و نمی‌شود زیر آن ایستاد و وانمود کرد باران نمی‌بارد؛ اما به همان اندازه هم سطحی‌نگرانه است که فکر کنیم دیگر هرگز آفتاب از پشت ابر در نخواهد آمد.

نیاز است والدین به فرزندانشان کمک کنند تا درک کنند که ابرهای هیجانی هم، گذرا هستند. قرار نیست برای همیشه احساساتی مثل غمگینی، خشم، صدمه دیدن یا تنهایی در فرزندانتان باقی بمانند. گرچه در ابتدا، برای کودکی که صدمه دیده یا ترسیده است، درک این مفهوم دشوار خواهد بود. برای چنین کودکی، سخت است قبول کند رنجی که اکنون تحمل می‌کند، همیشگی نخواهد ماند. اتخاذ یک دیدگاه دورنگرانه حتی در برخی موارد برای بزرگسالان هم دشوار است، چه برسد به کودکان.

بنابراین، یکی از وظایف مهم والدین این است که به فرزندانشان کمک کنند تا موقتی‌ بودن احساسات را درک کنند و کم‌کم ذهن خود را گسترش دهند. هرچه بیشتر به فرزند خود، این رفت و آمد در احساسات را آموزش دهید، او کمتر روی یک مسئله دشوار هیجانی متمرکز می‌ماند و مهارتهای بیشتری کسب می‌کند.

یکی از راه‌حل‌های مفید برای آموزش احساسات، متمرکز کردن توجه کودک به حالات جسمانی خودش است. کودکان می‌توانند یاد بگیرند که وقتی توی معده‌شان همه‌چیز بهم می‌ریزد، علامتی از «اضطراب» است. یا میل به زدنِ کسی، علامتی از «خشم» یا «ناکامی» است. توجه و پی بردن به احساسات گوناگون، به یک کودک کمک می‌کند تا درونیات خود را بهتر درک کند و نهایتاً بتواند با کمک بزرگترها، راه‌حل‌هایی برای کنارآمدن با احساساتش، به کار ببرد.

سعی کنید وقت کافی بگذارید و از فرزندانتان بپرسید در آن لحظه، چه احساسی را تجربه می‌کنند؟ به آنها کمک کنید احساساتشان را با کلماتی بیشتر از صفات مبهمی مثل «خوب» یا «بد» توصیف کنند. در اینجا، هدف این است که فرزندانتان متوجه شوند که درون آنها، رنگین‌کمانی از احساسات مختلف وجود دارد. شاید در بعضی مواقع، اگر خودتان شروع کنندۀ توصیف باشید، به آنها کمک بیشتری بکند. مثلاً: «می‌دونم خیلی ناامید شدی وقتی نتونستی اون خوراکی رو بخری.» و بعد به موازات افزایش سن، به آنها کمک کنید تا با ظرافت‌های بیشتری در هیجانات آشنا شوند: «می‌دونم وقتی اردویی که دوستش داشتی کنسل شد، احساسات زیادی رو همزمان تجربه کردی. شاید عصبانیت، ناامیدی، حس تحقیر یا خشم.... فکر می‌کنی دیگه چیا بود؟»

دونالد وینیکات – چطور دنیای بهتری بسازیم؟

 

Source: School of life

چطور دنیای بهتری بسازیم؟ گزینه‌های شناخته‌شده و ضروری برای این کار وجود دارند که می‌توان از آنها شروع کرد: مالاریا، انتشار دی‌اکسید کربن، فرار مالیاتی، تجارت مواد مخدر، فرسایش خاک، آلودگی آب و غیره.

اما دونالد وینیکات به خاطر سادگی رویکردش شایسته چنین جایگاهی است که در تاریخ پیدا کرده است. او عنوان کرد که شادی و رضایت بشریت در نهایت وابسته به شیوه تربیت فرزندان است نه مسائل خارجی و سیاسی.

به عقیده وی، تمام بیماری‌های نوع بشر، در اصل پیامدهای شکست در مراقبت والدانه است. فاشیسم، بزهکاری، زن‌ستیزی، اعتیاد به الکل و...تنها نشانه‌هایی از دوران کودکی نامطلوبی است که یک اجتماع باید هزینه آن را بپردازد. راه رسیدن به جامعه‌ای بهتر از اتاق نوزاد آغاز می‌شود!

دونالد وینیکات یک پزشک اطفال انگلیسی بود که در اوایل کارش به  حوزه روانکاوی که در آن زمان نو بود علاقمند شد. او نقش مهمی در آموزش عمومی در مورد تربیت کودک ایفا کرد، حدود 600 برنامه در بی‌بی‌سی و سخنرانی‌های خستگی‌ناپذیری در سراسر کشور برپا کرد، 15 جلد کتاب تألیف کرد که مجموعه مقالاتش به نام "همه‌چیز از خانه شروع می‌شود" جزو پرفروش‌ترین‌ها بود.

در سال 1954 بسیار عجیب بود که در ساعات پربیننده رادیو بی‌بی‌سی، شنونده کسی باشید که با صدایی هوشمند و ملایم با ایده‌هایی نظیر " بچه‌ها برای جلب توجه گریه می‌کنند" و "بچه‌های هفت‌ساله را برای سرسخت‌شدن باید به مدارس شبانه‌روزی فرستاد" مخالفت می‌کرد.

انگلیسی بودن وینیکات خود عجیب بود، چون فرهنگ انگلیسی در آن زمان هم به سرسختی، بروز ندادن شکنندگی و مقاومت در برابر درون‌نگری زبانزد بود. همانطور که خود او هم اشاره کرد: "یک مرد انگلیسی نمی‌خواهد ناراحت شود، اینکه به او یادآوری شود که در هرجایی فجایع شخصی وجود دارد، اینکه او از درون خوشحال نیست، به طور خلاصه، او حاضر نیست گلف خود را کنار بگذارد!"

با این حال اگر دقیق‌تر نگاه کنیم، جنس روانکاوی وینیکات مشخصاً انگلیسی است، نثر او عملگرایانه و بی‌تکلف بود. عمیق‌ترین ایده‌ها را به زبانی ساده و بی‌آلایش بیان می‌کرد. هیچ نشانی از پیچیدگی‌ و نامفهومی آلمانی‌ وجود نداشت. چیزی که او هدف روانکاوی کودکان می‌دانست هم از تواضع خاص انگلیسی‌ها نشأت می‌گرفت. او می‌خواست به مردم کمک کند تا در فرمول معروفش والدینی "به اندازه کافی خوب" باشند و نه کامل و بی‌عیب و نقص و این جلوه‌ای از تواضع و واقع‌بینی یک ذهن انگلیسی‌ است.

در یکی از مقالات اولیه‌اش، طرح خود را این چنین اعلام کرد: " به نظر من تقسیم دنیای مردم به دو طبقه کمک‌کننده خواهد بود. کسانی هستند که در کودکی هرگز "سرخورده" نشده‌اند و لذتی این‌چنین را از محیطشان خواستارند. گروه دیگر هم تجارب آسیب‌زایی متحمل شده‌اند که ناشی از سرخوردگی اطرافشان بوده است و حال باید خاطرات آن لحظات را با خود به همراه داشته باشند، هر دو این گروه در معرض طوفان‌های زندگی، فشار روانی و شاید بیماری هستند". او می‌خواست با صورت‌بندی بی‌نظیر خود والدین را "به اندازه کافی خوب" بودن تشویق کند و بنابراین تعدادی پیشنهاد ارائه کرد.

وی نقش تعیین کننده و پرشوری در آموزش همگانی در زمینه ی فرزندپروری ایفا نمود. روانکاوی کودک وی از تواضع خاص انگلیسی برخوردار بود. مجموعه رادیویی مشهور وی عنوان ساده ای داشت: “مادر فداکار معمولی و کودکش”

 او قصد داشت با صورت‌بندی بی نظیر خود به مردم کمک کند؛ نه برای اینکه درخشان یا کامل بودن بلکه فقط برای "به اندازه کافی خوب بودن"،  از نظر او والدین به اندازه ی کافی خوب چه معنی دارد؟

  1. به یاد داشته باشید که کودک شما بسیار آسیب‌پذیر است

وینیکات در ابتدا مخاطبان را مجاب می‌کند که نوزاد تا چه حد از نظر روانی شکننده است، نوزاد در ابتدا خودش را نمی‌فهمد، نمی‌داند کجاست، برای زنده ماندن تلاش می‌کند، نمی‌داند وعده بعدی غذایش را چه زمانی خواهد خورد، نمی‌تواند با خود و دیگران ارتباط بگیرد، گویی توده‌ای تمایزنایافته از سائق‌هاست. از این رو ماه‌های اولیه یک مبارزه است. او تأکید می‌کند که این اطرافیان نوزاد هستند که باید خود را منطبق سازند، به گونه‌ای که هرکاری برای تفسیر نیازهای نوزاد انجام دهند و خواسته‌هایی را برای او تحمیل نکنند که برایش آماده نیست.

کودکی که خیلی زود با دنیا سازگار شده یا خواسته‌های نامناسبی بر او تحمیل شده در معرض بیماری‌های روانی قرار خواهد گرفت همانطور که سلامت کودک هم در نتیجه محیطی است که می‌تواند به طور مناسبی به کودک پاسخ دهد. به طور مثال یک مادر افسرده ممکن است نوزاد را مجبور به شاد بودن کند و ظرفیت تنها بودن در کودکی با والدانی مداخله‌گر ایجاد نخواهد شد.

  1. بگذار کودک خشمگین شود

وینیکات می‌دانست که در یک نوزاد سالم هم خشونت و نفرت وجود دارند. او با اشاره به این مثال که اگر یکی از والدین غذای کودک را فراموش کند چه اتفاقی رخ خواهد داد، می‌گوید: " اگر او را ناکام بگذارید او گویی این احساس را دارد که حیوانات وحشی او را می‌بلعند". ولی با اینکه نوزاد گاهی ممکن است بخواهد نابود کند اما مهم است که والدین بگذارند کودک خشمش را ابراز کند و در واکنش به رفتار "مثلا بد" او تهدید و توهین نکنند. "اگر کودکی در حالت عصبانیت گریه می‌کند و احساس می‌کند که همه چیز و همه کس را نابود کرده، اما اطرافیانش آرام هستند و آسیبی ندیده‌اند، این تجربه، توانایی او را برای درک این موضوع بیشتر می‌کند، آنچه او احساس می‌کند لزوما واقعی نیست، و واقعیت و فانتزی هر دو مهم هستند با این حال با یکدیگر متفاوت هستند".  

  1. اطمینان حاصل کنید که کودکتان خیلی مطیع نیست!

وقتی کودکان از قوانین تبعیت می‌کنند، والدین بسیار ذوق‌زده می‌شوند و آنها را "بچه خوب" می‌نامند. وینیکات خیلی از بچه‌های خوب می‌ترسید، او باور داشت که این‌ها بچه‌هایی هستند که نتوانسته‌اند احساسات بد را بدون پیامدهای منفی و ترس از طرد شدن ابراز کنند. والدینی که نتوانسته‌اند رفتار "بد" را تحمل کنند و زودتر از حد خواسته‌اند این رفتارها توسط کودک رعایت شود. وینیکات معتقد بود این امر منجر به ظهور یک "خود کاذب" می‌شود- شخصیتی که ظاهراً خوب و سازگار است با این حال غرایز حیاتی خود را سرکوب کرده است، ظرفیت عشق واقعی را ندارد زیرا به او اجازه داده نشده که خودخواهی و نفرت را به طور کامل در خود کاوش کند. تنها با تربیت واقعی، توجه و عشق، کودک می‌تواند به "خود حقیقی" خود دست یابد.

  1. بگذار بچه، بچه باشد

هر شکست در محیط زندگی، کودک را مجبور می‌کند که زودتر از موعد خود را سازگار کند، به عنوان مثال اگر والدین بیش از حد آشفته باشند، کودک سعی خواهد کرد بیش از اندازه به موقعیت فکر کند و قوای عقلانی‌اش بیش از اندازه تحریک شود، والدینی که افسرده هستند ناخواسته کودک را وادار می‌‌کنند تا بیش از اندازه شاد باشد و به او فرصتی برای پردازش احساساتش نمی‌دهد. وینیکات همچنین متوجه خطرات تربیت کودکی بود که باید حواسش به خلق و خوی مادرش باشد. از نظر او اولین گام در سلامت والدین این است که هر از گاهی از خودشان فاصله بگیرند و با نیازها و راهبردهای انسانی کوچک، رازآلود، زیبا و شکننده آشنا شده و باید منحصر بودنش را  به رسمیت بشناسند

  1. فرزندپروری وظیفه‌ای سنگین است

وینیکات سعی می‌کرد  اهمیت فرزندپروری را به والدین یادآوری کند و به آنها قوت قلب دهد، آنها به شیوه خود همانقدر برای جامعه اهمیت داشتند که نخست‌وزیر و کابینه‌اش مهم بودند: "پایه سلامت انسان در هفته‌ها و ماه‌های ابتدای تولد کودک گذارده می‌شود". او فرزند‌پروری را تنها مبنای جامعه‌ای سالم و کارخانه‌ای برای پرورش گرایش‌های دموکراتیک در نظام اجتماعی کشور می‌دانست.

وینیکات با توضیح اینکه والدین در قبال فرزندانشان چه وظایفی دارند در حقیقت به واژه‌ای اشاره می‌کرد که ندرت مستقیماٌ به کار برد: عشق!!!

اغلب اوقات تصور می‌کنیم عشق یعنی پیوندی جادویی و شهودی با فردی دیگر، اما از نوشته‌های وینیکات به تصویر متفاوتی دیگری می‌رسیم: عشق یعنی تسلیم من، کنار نهادن نیازها و پیش‌فرض‌های شخصی به نفعِ شنیدن مشتاقانه و صمیمانه دیگری و احترام به پیچیدگی و رازآلودگی‌اش و  تعهد به اینکه وقتی در رابطه با کودک یا بزرگسالی چیز "بدی" پیش می‌آید، آزرده خاطر نشده و مقابله به مثل نکنیم.

بعد از مرگ وینیکات، روی هم رفته پدر و مادر بهتری شده‌ایم. اما فقط کمی! زمان بیشتری را با فرزندانمان سپری می‌کنیم و البته هم به طور نظری می‌دانیم که کودکان اهمیت بسیاری دارند، اما همچنان در محور تمرکز مدنظر وینیکات مشکل داریم: سازگاری

هنوز عادت نکرده‌ایم وقتی با کودک هستیم نیازهایمان را فرو بنشانیم یا از خواسته‌هایمان موقتاً چشم‌پوشی کنیم. همچنان می‌آموزیم که چطور به فرزندانمان عشق بورزیم؛ اگر وینیکات بود می‌گفت به همین دلیل است که دنیا همچنان پر است از آدم‌های زخم‌خورده‌ای است که ظاهراً موفق و محترمند ولی در درون "واقعی" نیستند و  زخم‌های خود را به دیگران منتقل می‌کنند. برای اینکه "به اندازه کافی خوب" باشیم، راه زیادی در پیش داریم و به قول  وینیکات این وظیفه دشوار به اندازه ی سایر مسائل مثل درمان مالاریا یا کاهش گرمایش جهانی اهمیت دارد.

رابطه با یک مراقب

شاید مهمترین نیازی که یک کودک در بدو تولد داشته باشد نیاز به رابطه با یک مراقب است. به دلیل اینکه این نیاز در انسان اهمیت بسیاری دارد؛ هم والدین (پدر و مادر و به خصوص مادر) و هم کودک قبل از این که کودک به دنیا بیاید برای رابطه با هم آماده شده اند و با خود از پیش امکاناتی را دارند، کودک در هنگام ناراحتی گریه می‌کند و مادر را صدا می زند یا به صدا و چهره مادر در مقایسه با دیگر صداها و چهره ها توجه بیشتری می کند، انگار مادر را از قبل می شناسد. خود مادر نیز در طول دوران بارداری و بلافاصله پس از آن بواسطه هورمون هایی که در بدنش رها می شوند دستخوش تغییرا و تحولاتی می گردد، مثلاً می تواند صدای گریه متفاوت کودک را بشناسد، کدام صدای گریه گرسنگی است؟ کدام برای عوض کردن پوشک و کدام برای دل درد؟ جالب است نه؟ انگار ما از قبل برای اینکه مادر یا یک والد باشیم آماده شده ایم، بله انگار پدر و مادر بودن در ما به صورت غریزی وجود دارد